دکتر مجتبی مقصودی

دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی


دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۴۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

۲۲
مرداد

 

 

از دست رفتن فرصت ملت-دولت‌سازی در قرن‌بیستم، شرایط نامساعدی برای افغانستان در قرن بیست و یکم ایجاد نمود

 مصاحبه مجله ایرانی روابط بین الملل با دکتر مجتبی مقصودی  *

پرونده امرداد 1400

 

دکتر مجتبی‌مقصودی، استاد دانشگاه و ریاست انجمن علمی مطالعات‌صلح‌ایران در گفتگو با مجله‌ایرانی‌ روابط‌ بین‌الملل در خصوص ریشه‌های فرهنگی، هویتی و قومیتی‌ ظهور مجدد طالبان در افغانستان بیان داشتند که، تحلیل و تبیین قدرت‌یابی مجدد طالبان تنها در بستر زمینه‌ها و ریشه‌های فرهنگی، هویتی و قومی نوعی تقلیل‌گرایی و ساده‌سازی صورت‌مساله است. در واقع بازگشت پرقدرت و مجدد طالبان به صحنه سیاسی افغانستان محصول مجموعه عوامل پیچیده‌ای است که یک سر آن در داخل مرزهای‌ملی افغانستان و سر دیگر آن در اقصی نقاط منطقه با همراهی بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های‌بزرگ جهانی به همراه دستگاه‌های اطلاعاتی است که عرصه را بر ملت افغانستان تنگ کرده است و جنگ را به ایالات و ولایات و ولسوالی‌ها گسترانده‌ و شهر‌های بزرگ را در محاصره و مخاطره قرار داده است.

به اذعان دکتر‌مقصودی، از منظر فرهنگی، هویتی و زبانی در افغانستان با جامعه‌ای به شدت ناهمگون‌ مواجه‌ایم که اجماع‌سازی در میان آنان کاری بس دشوار است. تاجیک‌ها، هزاره‌ها، پشتون‌ها، ازبک‌ها، ایماق‌ها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها، نورستانی‌ها، پشه‌ای‌ها، قزلباش‌ها، براهویی‌ها، پامیری‌ها، سادات در کنار تنوع‌زبانی، تعلقات و عصبیت‌های رادیکال مذهبی شیعی-سنی-وهابی‌ و تعارضات‌ سنت-مدرنیته و نیز شهری-روستایی و ایلی، شرایط شکننده‌ای را تنها به لحاظ فرهنگی، هویتی و قومی در افغانستان رقم زده است. در کنار این شکاف‌ها و ناهمگونی‌ها،تعارضات‌ بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی و جنگ‌های نیابتی‌ را نیز باید به این مجموعه افزود که به استفاده ابزاری از هر یک از این گروه‌های هویتی-قومی مبادرت ورزیده‌ و در آشفته‌ بازار افغانستان به بهانه‌ها و تحلیل‌های مختلف به‌دنبال بهره‌گیری در راستای منافع خود هستند. به باور این استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین‌المللی‌، به عبارتی بروز و ظهور هم‌زمان همه شکاف‌های متقاطع و موازی موجبات پراکندگی فرهنگی و اجتماعی و تشدید بحران و بهره‌گیری طالبان از این موقعیت شده است.

به باور دکتر‌مقصودی، از دست رفتن فرصت دولت-ملت‌سازی از سوی دولت‌های نوگرا در قرن‌بیستم و بالنتیجه‌ ناتوانی کافی و وافی در هضم و کاهش تعلقات هویتی و قومیتی‌ و خاص‌گرایی، شرایط نامساعدی را در قرن بیست و یکم رقم زد که امروزه‌روز امکان فراگیر دولت-ملت‌سازی‌های فراگیر در عصر جهانی‌شدن و گسترش رسانه‌ها و انقلاب در عرصه‌های ارتباطی-اطلاعاتی را بسیار مشکل ساخته است. از این منظر از ابتدای قرن‌بیستم تا آستانه دهه‌سوم قرن‌بیست و یکم،هیچ‌یک از الگوهای‌ همبستگی‌ملی از گذشته تا به‌حال امکان تحقق و کاربست‌ تمام‌عیار را نداشته و نیافته‌اند.

به اذعان آقای دکتر‌مقصودی، نه الگوی همانند‌سازی و شبیه‌سازی از نوع غربی و کمونیستی و اسلامی و نه الگوهای کثرت‌گرایانه و دمکراتیک در افغانستان توفیق اینکه جایگاه هژمونیک‌ داشته و نقش تمام‌کنندگی بیابند نیافته‌اند و عملا موجب ظهور و بروز دولت‌های شکننده در افغانستان مشابه دولت دموکراتیک اما ناکارآمد وایمار‌ در بین دو جنگ اول و دوم جهانی در آلمان شده‌ که نهایتا این ضعف و ناتوانی موجبات روی کار آمدن حزب ناسیونال‌-سوسیالیست به رهبری آدولف‌هیتلر شد و در افغانستان این دولت وایمار‌گونه موجبات روی کار آمدن طالبان خواهد شد.

دکتر مقصودی همچنین بر این نکته اذعان داشتند که، ساخت و بافت قبیله‌ای و وجود جنگ‌سالاران محلی در کنار ناتوانی دولت‌های پسا‌طالبان و فساد سیاسی-اقتصادی دولتمردان و پول‌پاشی رقبا در شرایط رکود اقتصادی و بیکاری، عرصه را بر افغانستان دموکراتیک، شهرها و جامعه‌‌مدنی و فرهیخته تنگ کرده است. تعدد بازیگران دخیل داخلی و خارجی و مداخلات آشکار و نهان در جامعه‌ای با هویت‌های سخت ایدئولوژیک و تعصبات‌قبیله‌ای عملا موجب تطویل بحران در این کشور گردیده است و خاتمه دادن به این بحران فراگیر نیازمند عزم جامعه‌ملی به همراه رهبری نخبگان فکری میدانی ملی‌گرا است.

دکتر‌مقصودی در ادامه و در خصوص موضع جمهوری اسلامی‌ایران نسبت به طالبان بیان داشتند که، البته حمایت ایران از گروه‌طالبان به صورت رسمی و علنی نیست و هنوز جمهوری اسلامی‌ایران موضع حمایتی جدی، کامل و تمام عیاری نسبت به این گروه اتخاذ نکرده است و بیشتر در حال محاسبه سود و زیان تصمیمات و در عمل سیاست کج‌دار و مریز را پیشه خود کرده است. به باور ایشان، مشخصا اتخاذ سیاست کج‌دار و مریز متاثر از چند نکته است. اول تعارضات‌ و بلا‌تکلیفی در جمع‌بندی نهایی نظام نسبت به گروه‌طالبان است که هسته‌های سخت‌تر تصمیم‌گیری در نظام سیاسی کشور مدافع سیاست‌های حمایتی و در مقابل، نیرو‌های میانه‌رو در درون نظام مخالف اتخاذ رویکرد و مواضع حمایتی هستند. هر‌چند هیچکدام از نیروهای تصمیم‌گیر در خصوص طالبان موضع‌گیری شفاف و صریحی را انجام نداده‌اند. در عین حال فراموش نکنیم که مجموعه نیروهای تصمیم‌گیر در عرصه سیاست‌خارجی نیم‌نگاهی به اراده بالاترین مقام کشور دارند تا جهت‌گیری‌های خود را مطابق با منویات سکاندار‌ نظام‌سیاسی کشور تنظیم نمایند.

به بیان این استاد دانشگاه، یکی از مهمترین موانع اتخاذ رویکرد صریح و شفاف حمایت‌گرایانه از طالبان از سوی دستگاه‌‌دیپلماسی کشور، مخالفت افکار‌عمومی و قاطبه جامعه‌سیاسی و نخبگان علمی با طالبان است که موجبات انزجار جامعه‌ملی نسبت به این گروه را فراهم ساخته است و قدرت مانور حمایت از طالبان را از دولتمردان سلب کرده است. به باور دکتر‌مقصودی، جمهوری اسلامی‌ایران در راستای اتخاذ این رویکرد که دشمن دشمن‌ من دوست من است، برای ضربه‌پذیر کردن منافع آمریکا و متحدین‌ این کشور، گهگاه تحرکات اعلام‌نشده‌ای در حمایت از این گروه داشته است. ولی به صورت سیاست‌رسمی و اعلام شده تبلور نیافته است.

ریاست انجمن علمی مطالعات صلح‌ایران در پایان اذعان داشت که، تنوع بازیگران ایرانی دخیل در مسائل افغانستان و نیز تفاوت برداشت میان میدان و دیپلماسی، عرصه را بر سکانداری متحد در خصوص افغانستان تنگ و تا حدودی نا‌هماهنگ و غیر‌ممکن ساخته که متعاقب آن از سوی هر یک از بازیگران سیکنال‌های متفاوتی داد ه می‌شود و عملا به وضعیت کنونی ختم شده است.

 

*عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و ریاست انجمن علمی مطالعات‌ صلح‌ ایران

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

شنبه 16 مرداد 1400

 

 

  • مجتبی مقصودی
۰۳
تیر

ایران و انعقاد دو پیمان مودّت تاریخ ساز در سال 1921

مجتبی مقصودی

دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی . واحد تهران مرکزی. ایران

و عضو هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران

 

     سال 1921 برای ایران به لحاظ انعقاد پیمان های تاریخ ساز با همسایگان سال مهمی تلقی می شود. از اولین ماه های سال 1921 به فاصله پنج ماه، مقامات رسمی کشور بر دو پیمان مودت و دوستی مهم صحه گذاردند که مناسبات نوین کشور ما را در قرن جدید با همسایه قدرتمند شمالی و همسایه هم زبان شرقی شکل بخشید. این دو قرارداد از حیث اهمیت و فراگیری در طول یکصد ساله اخیر از جمله تأثیرگذارترین و مبنایی ترین قرار دادهایی بوده است که عملا روابط ایران با این دو کشور را ساماندهی و جهت بخشید.

    اولین قرارداد در اسفند 1299 ه.ش همزمان با کودتای سوم اسفند و چند سال بعد از انقلاب بلشویکی و استقرار دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی منعقد شد؛ کشور جدید الولاده ای که از دل سرنگونی امپراطوری تزاری سربرآورد و در تلاطم جنگ در اقصی نقاط کشور و مرزهای خود با کشورهای متخاصم و ضد انقلابیون روس معروف به روس های سفید قرار داشت و بعد از کنگره 1920 باکو، جا پایی از نفوذ عقاید انقلابی خود را در قلوب ملل ستمدیده شرق و از جمله ایران جستجو می کرد و قرارداد 1921 را با احتساب ملاحظات استراتژیک جدید قراردادی ضدامپریالیستی و ضد الگوی توسعه طلبانه تزارها در راستای منافع ایران برمی شمرد.

    قرارداد دوم با افغانستان در تیرماه سال 1300 (1921) یا دومین سالگرد استقلال این کشور از انگلستان و سلطنت امان الله محقق شد. امان الله شاهی که بعد از ترور پدر با حمایت علما و رهبران اقوام در سال 1919 به تخت شاهی نشست و اعلام استقلال کرد؛ مرزهای امن کشور خود را در همسایگی ایران جستجو می کرد که بعدا مهمترین متحد این کشور نیز تبدیل شد و تعاملات رهبران دو کشور بستر بسیار مناسبی را برای تأمین اهداف دو کشور در ایجاد ثبات و توسعه در سایه همزیستی مسالمت آمیز و روابط دوستانه و برادرانه فراهم ساخت.

هر دو پیمان در شرایط گذار در نظام بین الملل بعد از جنگ جهانی اول و استقرار نظم نوین جهانی و نیز در شرایط گذار در ساختار نظام سیاسی سه کشور ایران، افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی منعقد گردید. در واقع خاتمه جنگ جهانی اوّل و تضعیف قدرت های مسلط جهانی و از جمله انگستان که با امواج استقلال خواهی مستعمرات آغاز شد و در ایران نیز تضعیف مواضع استعمارگر پیر را بدنبال داشت که تبلور خود را در مخالفت مجلس دوره ششم مشروطه با قرارداد 1919 یافت و عملا مرگ قرارداد تحمیلی و یکجانبه قرارداد کاکس- وثوق الدوله را رقم زد.

اما پیمان های 1921 در زمانی منعقد شد که در هر سه کشور کم و بیش نسل جدیدی از سیاستمداران با خاستگاه، اهداف و رویکرد های متفاوت اداره کشور و نظام سیاسی کشور را بر عهده گرفتند. این پیمان ها همچنین نسل جدیدی از قراردادها در اوایل قرن بیستم با هدف تأمین منافع متقابل، حسن همجواری و همزیستی مسالمت آمیز، گسترش مراوادات، حل و فصل اختلافات پیشین و چشم اندازسازی را در مناسبات فیمابین با مسئولیت دولت های نوین را موجب شد.

   بنظر می رسد این دو پیمان گام های اولیه ای در شکل دهی به دولت- ملت های نوین و تلاش های قابل توجهی در استقرار و تثبیت دولت های توسعه گرایی است که روند توسعه و پیشرفت ملی را از مسیر صلح سازی، ایجاد امنیت و ثبات و پیوندهای عمیق منطقه ای جستجو کرده و بدنبال کاهش زمینه های اختلافات و به ویژه اختلافات تاریخی، ارضی و مرزی هستند. کشورهایی که بعد از دوره های متمادی جنگ و درگیری در آستانه فروپاشی، مجددا ققنوس وار سر برآورده و در سایه اراده ملت های خود قدم در راه استقرار دولت های نوین نهاده اند.

   پیمان دو جانبه دو کشور ایران و افغانستان در سال های بعد الگو و طلیعه همکاری های عمیقی میان دو ملت گردید که نمونه هایی از این پیمان ها با دیگر همسایگان نظیر ترکیه و عراق هم ظهور و بروز یافت.

این یادداشت ضمن اذعان بر وجود موانع و بازدارنده های تعمیق روابط فیمابین و همگرایی تمدنی، به ویژه موانع و آسیب های هیدروپولیتیک و تشتت رهبران همسو؛ اراده و سرنوشت مشترک دو ملت را در به حاشیه رانی این تنگناها و آسیب ها قطعی دیده و امیدوار است در چارچوب بصیرتی فرهنگی و تاریخی همگرایی دو ملت و دو دولت تحقق یابد.

 

کلید واژه ها: ایران، افغانستان، امان الله شاه، پیمان نامه 1921، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی،

منتشره در ویژه نامه:

« در سایه صدسالگی درخت دوستی»

به قلم دانشگاهیان ایران و افغانستان

به کوشش دکتر رز فضلی و دکتر ماندانا تیشه یار

یکم تیرماه/سرطان 1400

منتشر شده در سایت دیپلماسی ایرانی

به اهتمام دانشگاه علامه طباطبایی و  دانشگاه بیرجند

صص 59- 60

 

 

  • مجتبی مقصودی
۰۶
دی

"مسیر صلح در روابط ایران و آمریکا فراتر از اجماع سازی است"

رئیس انجمن علمی مطالعات صلح ایران گفت: دستیابی به صلح مثبت و سازنده در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا از گفت وگوی ملی موثر و فراتر از اجماع سازی، از طریق مصالحه سیاسی امکان پذیر است.

به گزارش گروه دانشگاه ایرنا، مجتبی مقصودی عصر امروز (یکشنبه) در همایش موانع و چالش های صلح مثبت و تعامل سازنده در روابط ایران و آمریکا با تاکید بر لزوم شکل گیری بر گفت وگوهای ملی موثر تصریح کرد: برای شکل گیری چنین گفت وگوهایی نیازمند اراده جدی هستیم.

گفت وگوهای ملی ناظر بر دموکراتیزه کردن فرآیند سیاست گذاری و تصمیم گیری است. در این فرآیند باید مردم و گروه های مختلف اجتماعی در سیاست خارجی ذی سهم باشند. وی ادامه داد: صلح مثبت واژه ای جدید و فراتر از ادبیات سنتی صلح است. زمانی که از صلح مثبت در روابط ایران و آمریکا سخن می گوییم تنها فقدان جنگ را مد نظر نداریم بلکه منظور ما از صلح به معنای رعایت حقوق حقه ایران از سوی مهمترین قدرت غرب، به رسمیت شناختن سهم عادلانه و جایگاه ایران به عنوان یکی از بازیگران مهم در عرصه منطقه ای، تعمیق روابط در سطوح مختلف، رفع سوء تفاهمات و حذف سیاست های محدود کننده تجاری در سطح منطقه است.

مقصودی در ادامه به تامین ۱۰ فرض یا گزاره در ایجاد صلح مثبت در روابط ایران و آمریکا اشاره کرد و گفت: اولین مفروض این است که مهمترین وظیفه و کارکرد دیپلماسی هر کشور در خارج از مرزها، تامین منافع ملی بر پایه کاربست ابزارهای نرم مانند مذاکره و رایزنی است. ابزار دستیابی به اهداف و منافع ملی نیز از طریق صلح میسر می شود.

دبیر انجمن مطالعات صلح ایران در بیان دومین گزاره تصریح کرد: جنگ بسیار پرهزینه و پرصدمه است و باید کمترین استفاده از این ابزار شده یا آخرین ابزار باشد. بیشترین نیروی آماج حملات نیز مردم خواهند بود. با این منطق جنگ باید آخرین ابزار سیاستمداران باشد.

مقصودی افزود: سومین گزاره این است؛ به رغم گذشت چهار دهه از انقلاب، سیاست خارجی ایران بر سطوحی از تنش و ستیزه با نظام بین الملل استقلال یافته است. آیا خاتمه ای بر این می توان متصور بود؟ از نگاه آینده پژوهی باید چشم اندازی برای تعاملات مثبت و صلح سازنده برای ایران درنظرگرفت. حتی جنگ ها نیز روزی به صلح می رسد. وی در ادامه به نشانه هایی از خاتمه ناگزیرِ جنگ در تاریخ ایران اشاره و تصریح کرد: در بسیاری موارد در شرایط سخت مصالحه را پذیرفتیم. از آزادسازی گروگان های آمریکایی گرفته تا قبول قطعنامه ۵۹۸ و خاتمه جنگ. اما چرا باید به شرایط ناگزیر برسیم تا به مصالحه و معامله تن دربدهیم؟

این استاد دانشگاه در باره مفروض چهارم چنین توضیح داد: انقلابی گری و ستیزه جویی ویژگی جمهوری اسلامی ایران با نظام بین الملل است. مردم با جان و مال خود در هزینه های سنگین فرآیند این ویژگی سهیم شده اند. اگر بپذیریم اکنون در شرایط جنگ سرد هستیم بخش اعظم بودجه کشور به جای صرف در بخش های بهداشت، درمان و آموزش صرف رقابت های تسلیحاتی و جنگ های رقابتی منطقه ای می شود. از این رو، جای مردم و گروه های اجتماعی و حق بر توسعه کجاست؟ نمی توانیم بپذیریم که تا ابد و نسل های آینده نیز مسئولیت سیاستگذاری های ما را بپردازند.

رئیس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران در بیان پنجمین گزاره گفت: به رغم تلاش های محدود برای کاهش سطح تنش در مناسبات ایران و آمریکا، تاکنون رویکرد حل المساله ای وجود نداشته و تنها به صورت محدود اقداماتی صورت گرفته است.

مفروض ششم از نگاه این استاد دانشگاه، درپیش گرفتن رویکرد آنتاگونیستی (معاشرت غیراجتماعی انسان ‌ها) نسبت به جهان است. وی در این باره اظهار کرد: در طول چهاردهه اخیر نسبت به هر چه خارج از مرزهای ایران بوده به دیده شک و تردید نگریسته ایم. قانون اساسی گویای این است. در این قانون نگاه بدبینانه ای نسبت به خارج و هرآنچه که در خارج است، وجود دارد. به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور باید رویکرد تعاملی را پیش گرفت.

مقصودی در توضیح گزاره هفتم گفت: کاربست سیاست های خیابانی و توده ای فرآیند مدیریت به ویژه در سیاست خارجی را مشکل می سازد. هرجا که سیاست، خیابانی شود، مدیریت آن دشوار می شود. نتیجه این نوع سیاست، اشغال سفارت عربستان است. این نوع از سیاست ظرفیت تخریب در روابط را دارد اما ظرفیت بازسازی ندارد. از طرفی با تکثر نیروهایی مواجه هستیم که ظرفیت تخریب گری دارند.

این استاد دانشگاه در بیان ادامه مفروضات خود گفت: جنگ نهایت سیاست گذاری و تصمیمات نیست. به طور منطقی هر جنگی باید به صلح برسد. از این رو ضرورت بازفهمی، بازاندیشی و محاسبه هزینه فایده سیاست خارجی در پایان دومین دهه قرن بیست ویکم احساس می شود. این مهم از طریق بازبینی و بازفهمی منافع ملی میسر می شود. پس از چهار دهه نیاز به خوانش جدیدی از منافع و سیاست های ملی داریم.

منبع: ایرنا

  • مجتبی مقصودی
۲۷
آذر

همایش

"موانع و چالش های صلح مثبت و تعامل سازنده در روابط ایران و آمریکا"

 

زمان: یکشنبه دوم دی ماه 1397 از ساعت 15

مکان: خانه اندیشمندان علوم انسانی

  • مجتبی مقصودی
۰۶
شهریور
  • مجتبی مقصودی
۰۲
شهریور
فراخوان ویژه نامه صلح (تمدید شد)کمیته روابط بین الملل انجمن علمی مطالعات صلح ایران در تلاش است اولین ویژه نامه انجمن علمی  مطالعات صلح را منتشر نمایدموضوع: راهکارهای مصالحه سیاسی، بهبود مناسبات و ایجاد صلح مثبت  میان ایران و عربستان سعودیاز کلیه علاقمندان و صاحب نظران دعوت می شود که مقاله خود را  بر اساس شیوه نگارش مورد نظر کمیته روابط بین الملل  حداکثر تا تاریخ  30 شهریور 97 به آدرس ایمیل  ipsan.ircommittee@gmail.com   ارسال نمایند. مقالات برگزیده  پس از داوری  در اوایل پاییز 1397 در اولین ویژه نامه انجمن علمی مطالعات صلح منتشر خواهد شد.شیوه نگارش مقالات:•  عنوان مقاله حداکثر در 10 کلمه بازتاب دهنده  محتوی مقاله باشد.•  تعداد کلمات مقاله از 1200 کلمه تا حداکثر 2000 کلمه باشد.•  مقاله با فونت 14 BZAR   تدوین گردد.•  مقاله بر اساس ایده و نظرات خود نویسنده تالیف شود و امانتداری علمی رعایت گردد.•  مقاله بر اساس شیوه "ره نامه نویسی" نوشته شود.•  چارچوب مقاله با تعریف مسئله، جمع آوری اطلاعات، اعمال آن ها به مسئله ، ایجاد مجموعه ای از راه حل های ممکن برای حل  مسئله و توصیه به تصمیم گیرندگان بر اساس موارد مطرح شده تحریر و تدوین گردد.
  • مجتبی مقصودی
۰۸
مرداد
ارسال مقالات کوتاه راهبردی:"راهکارهای مصالحه سیاسی، بهبود مناسبات و ایجاد صلح مثبت میان ایران و عربستان سعودی"مهلت ارسال آثار : تا سوم شهریورماه 1397کمیته روابط بین الملل انجمن علمی مطالعات صلح ایران
  • مجتبی مقصودی
۲۱
اسفند
نخستین نشست علمی انجمن ایران‌شناسی؛             تاجیکان؛ ایرانیان شرقسخنران: پروفسور ریچارد فولتز، دانشگاه تهران، ۲۱ اسفند ۹۶- پروفسور ریچارد فولتز ایران شناس اهل کانادا؛ فارغ التحصیل مقطع دکتری "تاریخ خاورمیانه" از دانشگاه هاروارد و استاد دانشگاه کنکوردیا مونترال می باشد. از جمله آثار او می توان به "دین های ایران باستان"، "ایران در تاریخ جهان" و "گذار معنویت از ایران زمین" اشاره کرد.
  • مجتبی مقصودی
۱۶
بهمن

مصاحبه با خبرگزاری آنا

رئیس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلیح ایران عنوان کرد:نخستین اصل پیشرفت انقلاب پایبندی به قانون اساسی است. 

 مدیرگروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ارتقای کرامت انسانی را مهم‌ترین مطالبه مردم در بهمن 57 دانست و بر لزوم پایبندی به قانون به عنوان الزام پیشرفت کشور تأکید کرد.

مجتبی مقصودی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری آنا به تحلیل انقلاب اسلامی، اهداف، شرایط فعلی و چشم‌انداز آن پرداخت و اظهار کرد: «مهمترین مطالبه مردم ایران در بهمن 57 ارتقای شأنیت، جایگاه و کرامت انسانی و نخستین هدف انقلاب اسلامی رفع و نفی تبعیض در همه ابعاد، سطوح و زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بود.»

مقصودی با بیان دستاوردهای بررسی انقلاب اسلامی از منظر جامعه شناسی سیاسی و بویژه جامعه شناسی تاریخی گفت: «آزادی و رهایی از استبداد یکی از دغدغه‌های مهم مردم بود که از انقلاب مشروطه وجود داشت. بهمن 1357 مردم مطالبه دو نوع آزادی داشتند. نوع اول آزادی در عرصه داخلی و آزادی‌ بیان، آزادی اجتماعی و ... بود. نوع دوم نیز آزادی از سلطه و دخالت بیگانگان بود. زیرا جامعه ما جامعه سلطه پذیری نبوده و نیست؛ در مجموع این دغدغه‌ها و مطالبات مردم ایران را به سمت انقلاب سوق داد.»

ایجاد فضای گفت‌وگو و مباحثه در جامعه از سوی دانشگاهیان:

دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی در پاسخ به پرسشی درباره نقش دانشگاهیان در مقطع فعلی افزود: «در هر جامعه‌ای نخبگان فکری و دانشگاهی در مرتبه اهمیت بالایی قرار دارند. منظور از نقش دانشگاهیان، ایفای نقش خرد نقاد در جامعه است که خارج از مناسبات قدرت و جناح‌بندی‌های رایج، به نقد قدرت، مسئولان، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و ... می‌پردازد؛ بنابراین مهمترین نقش دانشگاهیان ابتدا ایجاد فضای گفت‌وگو و مباحثه در جامعه است و در مرحله بعد آسیب شناسی و نقد تصمیمات و سیاست‌هایی که در عرصه عمومی اخذ می‌شود.»

وی خاطرنشان کرد: «نقش دیگر دانشگاهیان می‌تواند کمک به مصالحه فکری و فرهنگی جامعه باشد. کمک به اینکه نیروها و جناح‌های مختلف با علایق و سلایق مختلف و با حفظ رویکرد علمی و منطقی خود به تبادل نظر بپردازند و حول محور منافع ملی و پیشرفت و توسعه کشور مصالحه و اجماع کنند؛ جامعه دانشگاهی با توجه به جایگاه و شأنیتی که دارد می‌تواند گفت‌وگوهای درون رشته‌ای، بین رشته‌ای و نیز گفت‌وگو با کنشگران اجتماعی و سیاسی را در جامعه نهادینه کند که متأسفانه در سال‌های اخیر فضای عمومی کشور از فضای گفت‌وگو دور شده است.» باید تحولات و بهبودهایی در ابعاد مختلف کشور صورت بگیرد.

مدیرگروه علوم سیاسی واحد تهران مرکزی، پایبندی به قانون را مهم‌ترین الزام حفظ و پیشرفت انقلاب اسلامی دانست و بیان کرد: «انقلاب اسلامی به طور کلی با هزینه‌های بسیاری به دست آمده است و اکنون باید تحولات و بهبودهایی در ابعاد مختلف کشور صورت بگیرد. به نظر بنده نخستین اصل پیشرفت انقلاب پایبندی به قانون است. همه مسئولان و مقامات باید به قانون پایبند باشند. گاهی مشاهده می‌شود مردم نسبت به برخی مسئولان التزام بیشتری به قانون دارند. همه باید در برابر قانون مسئولیت پذیر و پاسخگو باشند؛ به نظر بنده مردم پایبندی بیشتری به قانون دارند و اگر قانون را رعایت نکنند جریمه می‌شوند، اما آیا مسئولان نیز جریمه می‌شوند؟ پس نهادهای نظارتی باید فعال‌تر عمل کنند.»

استاد علوم سیاسی اظهار کرد: «ما پس از چهل سال به تصویب قانون حقوق شهروندی رسیدیم. در حالی که همین قانون اساسی می‌تواند تضمین کننده حقوق شهروندی باشد. برای مثال چرا حقوق اقتصادی و اجتماعی محرومان در برخی مناطق مرزی رعایت نمی‌شود؟ در حالی که نظام ما می‌تواند این مسائل را حل کند، نباید آن را به مشکلات و معضلاتی بزرگ تبدیل کرد. ما نباید اجازه بدهیم احساس محرومیت نسبی در بخشی از مردم کشور به وجود بیاید.»  وضعیت اقتصادی کشور مناسب نیست و باید بهبود پیدا کند مقصودی گفت: «چه از منظر تاریخی، چه از منظر یک انسان ایرانی و چه از منظر انسان مسلمان و با توجه به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت باید بگویم که وضعیت اقتصادی کشور مناسب نیست و باید بهبود پیدا کند؛ روابط بین‌المللی ما باید فعال‌تر و پویاتر باشد و ما می‌توانیم با حدود 98 درصد کشورهای جهان ارتباط مناسب داشته باشیم. حتی بنده معتقدم ما می‌توانیم مسائل خود با برخی همسایگان را حل و فصل کنیم که می‌تواند به بهبود شرایط اقتصادی کشور کمک کند.»

وی افزود: «متأسفانه در برخی حوزه‌ها هنوز سیاست‌های مشخص و ثابتی در کشور پیگیری نمی‌شود. برای مثال در حوزه اقتصادی و نظام بانکداری و سود بانک‌ها بالاخره باید تصمیمات قاطع و البته علمی گرفت و یک بار برای همیشه این معضلات را حل کرد؛ در نظام آموزشی نیز این مشکل وجود دارد و ما تکلیف خود با نظام آموزشی را نمی‌دانیم و به طور پیوسته شیوه‌ها در این زمینه تغییر می‌کند.» پژوهشگر حوزه علوم سیاسی ناکارآمدی در برخی از سازمان‌ها و نهادها را غیرموجه دانست و تأکید کرد: «چرا باید یک برف این همه مشکل برای شهروندان به وجود بیاورد؟ یا چرا باید کشور سال‌ها با بحران محیط زیستی مواجه باشد؟ بنابراین باید سازمان‌ها، نهادها و مسئولان بر کارآمدی خود بیفزایند.»

گفت‌وگو از فرهاد وفایی فرد

منبع خبر: خبرگزاری آناhttp://ana.ir/news/341979

  • مجتبی مقصودی
۲۱
آبان
کودتای سفید انقلاب ارتباطات بروز کودتاهای کلاسیک را دشوار کرده است مجتبی مقصودی رییس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران مهرنامه، سال هفتم، شماره 49، آبان 1395، صص 38 و 39 واژه کودتا با ریشه ای فرانسوی از جمله مفاهیم اولیه و پر تکرار در دانش و متون سیاسی به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم محسوب می شود که ناظر بر حرکت و ضربه ای سریع، دفعی، ناگهانی و بعضا با خشونت از سوی بخش هایی از قدرت که معمولا نظامی هستند، با قصد ساقط کردن رهبران در قدرت و جایگزینی آن با تعداد دیگری از رقبا، اجرایی و پیگیری می شود. معمولا در کودتاها، مردم، گروه ها و نیروهای اجتماعی مدنی نقش جدی ندارند و بیشتر نظاره گر تحولات هستند و این نظاره گری مهمترین عامل پیروزی کودتاچیان است. بدین لحاظ، کودتا بیشتر ناظر بر نوعی تغییر و دست بدست شدن دستگاه های اجرایی و حکومتی در درون ساخت قدرت، بدون تغییرات بنیادی و رادیکال است و حضور و مشارکت فعالانه مردم در عرصه های سیاسی پاشنه آشیل کودتاها تلقی می شود. پیشینه کودتا به قدمت شکل گیری نظام های سیاسی برمی گردد و به عبارتی همزاد شکل گیری ساختارهای حکومتی در طول تاریخ است که امپراتوران، شاهان و حاکمان توسط رقبای درون حکومتی و گاه در پیوند با رقبا و دشمنان خارجی با دسیسه و توطئه ساقط شده و فرمانروایان تغییر می یافتند. توطئه و دسیسه و براندازی توسط ملکه، درباریان ناهمسو، برادران، بردار زاده ها، عموها، عموزاده ها، فرماندهان و امرای ارتش برعلیه حکمرانان و پادشاهان در این راستا ارزیابی می شود. همچنان که شکست دسیسه و براندازی؛ در مقابل اعدام، تبعید، زندان، نسل کشی، فرار و آوارگی را بدنبال داشته است. آنچه در کودتاها و ضد کودتاها از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد سرعت عمل نیروهای درگیر و دقت کامل در اجرای هماهنگ کودتا است که گاه با کوچکترین ناهماهنگی و اشتباه، کل مراحل اجراء کودتا را با شکست روبرو ساخته است. در طول تاریخ و تقریبا همه ی سلسله های پادشاهی در ایران و در جهان موارد متعددی از این کودتاها را تجربه کرده اند. برخی مرگ "بردیا" را نوعی کودتا برای وراثت تاج و تخت "کمبوجیه دوم" ارزیابی می نمایند. همچنان که کودتایی به نام "خسرو پرویز" در دوران ساسانیان ثبت شده است. در دوران معاصر کشورمان حداقل 4 کودتا را تجربه کرده است. کودتای "محمدعلیشاه – لیاخوف" و به توپ بستن مجلس اول در دوران مشروطه که به استبداد صغیر با طول مدت یکسال و حرکت مشروطه خواهان به سمت تهران شد. دومین کودتا در دوران معاصر، "کودتای سوم اسفند 1299 رضاشاه – سید ضیاء طباطبایی" است که عملا به شکل گیری سلسله پهلوی منجر گردید. سومین کودتا نیز در 28 مرداد 1332 توسط سرلشکر فضل االله زاهدی با حمایت آمریکایی ها و انگلیسی ها برای ساقط کردن دولت ملی دکتر محمد مصدق اجراء شد. نکته حائز اهمیت در هر سه کودتا نقش درس خوانده های مکتب قزاق است که این سه کودتا را رقم زد. کودتای چهارم در بعد از انقلاب موسوم به "کودتا نوژه" است که به وقوع پیوست ولی ناموفق ماند و در همان مراحل اولیه در نطفه خفه شد. کودتا پدیده ای لزوما مدرن نیست و همچنان که مطرح شد قدمتی به درازنای تاریخ و شکل گیری نظام های سیاسی دارد ولی در دو سده اخیر با شکل گیری دولت های ملی، نقش ارتش های مدرن و ملی در این کودتاها برجستگی یافت. در واقع در قالب شکل گیری دولت یکپارچه و ملی موضوع کودتا از حالت فردی خارج و با منافع گروهی گره خورده است و هدف بزیر کشیدن دولت مستقر با دولت و ساختار مورد نظر است.  در نیمه دوم قرن بیستم، در بحبوحه سیاست های استعماری و غارت کشورهای جهان سوم، در برخی از کشورها با توجه به فقر و بیسوادی گسترده و به بهانه نفی و رفع سیاست های استعماری و استقلال ملی، نظامیان به عنوان ناجی وارد عرصه سیاسی شدند. نیروهای نظامی با توجه سطح سواد و سازمان در جامعه بشدت فقر زده و بی سواد به عنوان نیروهای پیشتاز و در مواردی ضد استعماری محسوب شدند. در برخی کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین این نقش آفرینی موثر واقع شد. در ایران نیز کودتای اسفند 1299 بزعم مرحوم دکتر جواد شیخ الاسلامی استاد تاریخ تحولات و دیپلماسی ایران، تلاش ناسیونالیست های جوان برای ممانعت از تجزیه کشور در شرایط بحرانی ارزیابی شد که نهایتا منجر به شکست نیروهای جمهوری شورایی گیلان و حفظ سرحدات و مرزهای فعلی ایران گردید. در اکثر کودتاها ارتش بصورت کامل و یا محدود نقش مستقیم ایفا می نماید. بدین لحاظ که نیروهای مسلح در کنار بخشی از نیروهای حاکمیت قرار می گیرد. بخش نافرمان در درون نیروهای مسلح در هم پیمانی با عناصر و جناح های دیگری از حاکمیت، کودتا را پی ریزی می نمایند. بدین لحاظ کودتا بدون حضور و نقش توده ها و در فضای بی خبری رسانه ای و شفافیت سیاسی شکل می گیرد. کودتاهای معروف بعضا از سوی نظامیان مدیریت، راهبری و اجرایی شده است. از کودتاهای افسران دست راستی تا کودتاهای افسران دست چپی در این دوگانه ی "بی خبری و ابهام نیروهای مردمی و سرعت عمل کودتاچیان" شکل گرفته است. از ژنرال فرانکو در اسپانیا، کودتای سرهنگان در یونان، ژنرال پرویز مشرف در پاکستان، کودتای حفیظ الله امین، ترکی و ببرک کارمل در افغانستان، در هندوراس، گواتمالا و شیلی و کشته شدن سالوادور آلنده، روی کار آمدن عمرالبشیر در سودان، ژنرال السیسی در مصر و کودتای ناکام ترکیه در ماه های گذشته همه در این راستا قابل ارزیابی است. کودتاها علیرغم ظواهر، ساختار و خشونت های نظامی، بعضا سیاسی و اقتصادی اند تا نظامی!.  کودتاها نوعی سیتزه اند بر سرقدرت سیاسی- اقتصادی. امر نظامی در خدمت امر سیاسی! با این حال؛ در دوران کنونی با مفهوم جدید و شیوه نوینی تحت عنوان "کودتاهای سفید" روبرو هستیم که کودتاگران بدون بهره گیری از نظامیان، به اقدامات محدود کننده و بازدارنده برای بخش هایی از نیروهای اجتماعی - سیاسی به نفع گروه های صاحب قدرت دست می یازند. این دسیسه جویی های پشت پرده با حمایت صاحبان قدرت نظامی- اقتصادی، عملا جامعه مدنی و نیروهای پرقدرت اجتماعی را پشت سنگرهای قانونی زمین گیر ساخته است. آشکار نبودن ابعاد و نحوه ی اجرای کودتاهای سفید ارزیابی این قبیل کودتاها را مشکل ساخته است. کودتاهای سفید در هنگامه رشد نیروهای اجتماعی دگرگونی خواه در فرایندهای قانونی ظهور و بروز می یابند و مانع از تغییر موازنه نیروها به نفع اکثریت جامعه می شوند. کودتاهای سفید بعضا از سوی صاحبان قدرت و نظم مستقر برای استمرار وضع موجود و به بهانه های مختلف ودر قالب ظواهر قانونی ظهور و بروز می یابد و عملا مانعی جدی بر سر راه نیروهای تحول خواه است. حال این پرسش مطرح می شود که آیا کودتا می تواند برای تقویت و بازگشت دموکراسی باشد؟ اگر چه در بسیاری از کودتاها، کودتاچیان پس فتح قدرت سیاسی و از تریبون وسایل ارتباط جمعی هدف خود را بازگزداندن قانون، نفی فساد و احیاء دمکراسی از دست رفته اعلام می نمایند ولی واقعیت امر 180 درج متفاوت است. معمولا کودتاها با دغدغه احیائ دموکراسی صورت نمی پذیرید. کودتاها بعضا ضد و حداقل غیردمکراتیک هستند و اصولا رابطه معکوسی بین دمکراسی و کودتاها وجود دارد کودتاها که مبتنی بر اراده گروهی خاص، بدون حضور مردم و نیروهای اجتماعی و مدنی صورت تحقق به خود می گیرد، نمی توانند بنیان ها دمکراسی واقعی را پایه ریزی کنند. در این بین باید به این نکته اشاره کرد، گسترش و بسط شبکه های اجتماعی به مثابه محصول عصر اطلاعات، از ماهیتی بشدت اجتماعی - فرهنگی، شفاف، متکثر، برون گرا، فراگیر و گسترش یابنده برخوردار است که با سرشت کودتاها به مثابه حرکتی نظامی، پنهانی، محدود و درون گرا همخوانی ندارد. درز کوچکترین خبری به شبکه های اجتماعی موجب افشاء عملیات کودتا و شکست آنها می شود، چنان که در ترکیه نیز عملا این رخداد موجب بسیج نیروهای اجتماعی شد. به بیان دیگر، در قرن 21 برای توفیق در کودتا، کودتاچیان نیز به شبکه اجتماعی متناسب با اهداف و برنامه های خود نیاز دارند. در پایان اما یک پرسش وجود دارد اینکه آیا کودتا کردن سخت شده است؟ در پاسخ به این پرسش باید اشاره کرد که کودتاها به سبک و سیاق کلاسیک قطعا سخت تر شده است. پنهان سازی اطلاعات و مراحل عملیات کودتا بشدت مشکل شده است ولی در عین حال فراموش نکنیم که در دومین دهه ی قرن بیست و یکم، کودتاگران هوشیارتر شده و سبک و نوع جدیدی از کودتاها به نام "کودتاهای سفید" را سرو سامان بخشیده و مدیریت می نمایند در این کنش گری، خواسته کودتاگران درلباسی مشروع و به دست بخش هایی از مردم و گروه های اجتماعی تحقق می یابد. بدین لحاظ، می توان ادعا کرد که کودتا به سبک و سیاق کلاسیک که نظامیان با توپ و تانک به خیابان ها بریزند و کاخ ها و پارلمان ها و مراکز مهم دولتی را محاصره و اشغال و مخالفان را دستگیر و فضای پلیسی حاکم بسازند بسیار مشکل شده است، همچنان که شکست کودتای ترکیه ناظر بر مشکلات انجام چنینی کودتاهایی است که خود فرصتی شد برای انجام"کودتای سفید" و ضد کودتا توسط اردوغان، که مخالفان و رقبای خویش را از صحنه کشور حذف بسازد. در واقع کودتای سال جاری ترکیه نشان داد که در عرصه میدان داری کودتاگران با کودتاهای کلاسیک و یا کودتاهای سفید، آینده متعلق به ظهور و بروز کودتاهای سفید است و فراوانی ها هم حکایت از این روند دارد.
  • مجتبی مقصودی