دکتر مجتبی مقصودی

دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی


دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
۱۰
آبان

گزارش نشست علمی

"بررسی، تحلیل و آینده پژوهی اعتراضات 1401"

 

مقدمه

      به دنبال درگذشت مهسا امینی، از اواخر شهریور ماه تاکنون کشور شاهد اعتراضات و ناآرامی های گسترده ای است که در طول حیات جمهوری اسلامی به لحاظ گستردگی حضور نیروهای اجتماعی، مشارکت دیاسپورای ایرانی خارج از کشور و تطویل ناآرامی ها بی سابقه ارزیابی می شود.

      انجمن علوم سیاسی ایران در چارچوب مسئولیت حرفه ای و انجمنی و در راستای تحلیل، تبیین، آینده پژوهی و ارائه راه کارهای ملی سلسله نشست هایی را در این ارتباط پیش بینی و برنامه ریزی نموده است که اولین جلسه آن با حضور  7 استاد و صاحبنظر علوم سیاسی از دانشگاه های مختلف کشور برگزار شد و هر یک از  این صاحبنظران به بررسی ابعادی از این اعتراضات پرداختند. اولین نشست از سلسله نشست های انجمن در بررسی اعتراضات اخیر با مشارکت عالمانه و تخصصی دکتر ابوالفضل دلاوری، دکتر رُز فضلی، دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی، دکتر محمد مهدی مجاهدی، دکتر سیمین حاجی پور، دکتر الهه کولایی و دکتر رضا نجف زاده با دبیر علمی دکتر مجتبی مقصودی در 28 مهر در دفتر انجمن علوم سیاسی ایران برگزار شد.

 گزارش اولین نشست از سلسله نشست های " بررسی، تحلیل و آینده پژوهی اعتراضات1401"  تقدیم کنشگران علمی اجتماعی، نهادهای تصمیم گیر و علاقمندان  می شود. امید است این نشست طلیعه بهتری برای فهم ریشه ای و عمیق تر این تحولات سیاسی- اجتماعی کشور گردد.

 

دکتر مجتبی مقصودی  

    در ابتدای نشست، دکتر مقصودی به عنوان دبیر علمی این جلسه ضمن خوشآمد گویی به سخنرانان و حاضرین جلسه و ابراز امیدواری از ثمر بخش بودن این نشست ها و استمرار چنین جلساتی به منظور بررسی جامع زوایای اعتراضات اخیر کشور، این ناآرامی ها را دارای ابعاد گسترده ای دانستند که از منظرها و زوایای مختلفی قابل تحلیل و بررسی است. ایشان ابراز امیدواری کردند که این جلسات بتواند به سوالات زیر در حد بضاعت و فرصت پاسخ دهد؛ هرچند بحث و بررسی همه ی ابعاد این تحولات در این مختصر نمی گنجد. علیهذا؛ پرسش های ده گانه ای را در این ارتباط برای همفکری در این نشست می توان مطرح کرد که امیدوارم سخنرانان در مورد این محورهای دهگانه ارائه طریق بفرمایند. این محورها و سوالات کلیدی عبارتند از:

  • نحوه تعریف، توصیف و نامگذاری وقایع و رخدادهای اخیر؛
  • ارائه و دستیابی به الگوی نظری و چارچوب مفهومی مناسب تحلیلی و تبینی اعتراضات؛
  • شناسایی ریشه ها، زمینه ها و علل اصلی و فرعی و عوامل شتاب زا در این بحران؛
  • وضعیت سنجی و وزن نیروهای اجتماعی و کنشگران سیاسی درگیر در این منازعه؛
  • بررسی و دسته بندی جنس و ماهیت انتظارات، مطالبات و تقاضاهای معترضین؛
  • نحوه ی مواجهه ی دولت و نهادهای حاکمیتی با تقاضاها و اعتراضات؛
  • مهمترین ویژگی ها، وجوه شاخص و برجسته رخدادها و نیز شناسایی شباهت ها و تفاوت ها با تحرکات مشابه در بعد از انقلاب بهمن 57؛
  • آینده پژوهی اعتراضات و پیش بینی تأثیر آن بر آینده نظام سیاسی، جامعه ملی و در سطح منطقه و جهان؛
  • درس ها و بایسته های اعتراضات اخیر؛
  • راه کارهای خروج از بحران و تأمین منافع ملی.

 

آدرس: منتشره در سایت انجمن علوم سیاسی ایران:

http://www.ipsa.ir/content/7/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/14530/      

و سایت ها، شبکه اطلاع رسانی و مطبوعاتی: خبر آنلاین، روزنامه هم میهن، دنیای اقتصاد، جماران، خبربان و ویستا

ادامه نشست و سخنرانی مشارکت کنندگان علمی

  • مجتبی مقصودی
۱۸
مهر

 

اعتراضات شهریور و مهر 1401

و جایگاه ضعیف اتاق های فکر در نظام تصمیم سازی و تدبیر کشور

 

مجتبی مقصودی

 

   از اواخر جنگ تحمیلی، بدنبال تثبیت جمهوری اسلامی، همزمان با فاصله گرفتن از فضای احساسی و شعاری اوایل انقلاب و نیز آغاز دوران سازندگی و تنش زدایی؛ جامعه ایران شاهد شکل گیری و تأسیس برخی مراکز و موسسات مطالعاتی - راهبردی بوده است که البته با کمی تسامح می توان نام "اتاق های فکر نظام" را بر آنها نهاد. این اقدام تأسیسی مسئولین وقت کشور در راستای بهره گیری از توان کارشناسی بدنه علمی کشور انجام گردید تا از طریق طرح ها، نظرات و راهبردهای علمیِ کم هزینه حرکت نظام سیاسی بسوی عقلانیت در تصمیم گیری و تصمیم سازی و اجراء ، بهبود مناسبات خارجی و فرایند توسعه ملی تسریع بخشیده و از اتخاذ تصمیمات شتابزده و غیرکارشناسی اجتناب گردد.

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی از جمله اولین مراکز راهبردی و مطالعاتی شناسنامه داری بودند که در اواخر دهه 1360 و اوایل دهه 1370 ه. ش تاسیس و فعالیت خود را آغاز کردند که البته در سال ها و دهه های بعد لیست بلند بالایی از مراکز و موسسات پژوهشی و راهبردی حکومتی حاکمیتی بصور و اشکال مختلف از جمله در وزارتخانه های کشور، دفاع و اطلاعات ... به این مجموعه افزوده شدند که منطقا می باید طرف مشورت نهادهای سیاستگذار و تصمیم گیر و مدیران اجرایی سطوح بالای نظام می بودند.

 در شرح وظایف و مأموریت های هر یک از این موسسات و مراکز، بطور مشخص به کارویژه ها و مسئولیت هایی اشاره شده است که در صورت تحقق و بهره گیری از راهبردهای کارشناسانه ی این اتاق های فکر از سوی مقامات و دست اندرکاران کشور، اولا می باید شاهد ارتقاء شاخص ها، بهبود وضعیت اقتصادی، تحقق برنامه های توسعه و رشد پایدار و متوازن می بودیم. در ثانی مناسبات کشور با دولت های همسایه، بازیگران منطقه ای، قدرت های جهانی و نظام بین الملل بهتر می بود و این همه هزینه اقتصادی به کشور و مردم تحمیل نمی شد. به علاوه برخی مسائل ساده اجتماعی فرهنگی تبدیل به بحران های سیاسی اجتماعی و حل آن تبدیل به تابو نمی شد و نهایتا نباید با ناآرامی ها و اعتراضاتی نظیر دی ماه 1396 و آبان 1398 و شهریور و مهر 1401 در این حجم، ابعاد و فراگیری مواجه می شدیم و علی النهایه در صورت اثر بخشی تبیین ها و پیشنهادات این مراکز نباید نهاد دولت به راحتی همه ی اعتراضات، تقاضاها و مطالبات به بیگانگان منتسب می کرد؛ بلکه باید نهاد دولت با قبول مسئولیت خود به دنبال چاره جویی و حل و فصل عقلایی، منصفانه و کرامت مدار آن برمی آمد و زنجیره مطالبات و ناآرامی ها را با تدبیر، مصالحه و تعامل رفع و قطع می کرد.

 با شرح مختصر داده شده که توضیح دقیق تر آن فراتر از یک یادداشت کوتاه نیازمند شرح و بسط است؛ متاسفانه اغلب مراکز و موسسات مطالعاتی راهبردی و اتاق های فکر در سطح کشور به دلایل متعددی از مسئولیت اولیه خویش برای کمک کارشناسانه، بیطرفانه، علمی و غیر ایدئولوژیک باز مانده و بیشتر نقش نمایشی و تأییدی یافته اند و در بهترین حالت و با فرض ایفای کامل وظایف و مأموریت های علمی و راهبردی، مسیر این اتاق های فکر با مسیر نظام سیاستگذاری و تدبیر کشور  و از جمله تحلیل و تبیین اعتراضات اخیر کاملا متفاوت بوده و پیشنهادات این مراکز و موسسات در زندگی مردم و عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ظهور و بروزی نیافته و عملا رویکرد و عملکرد نظام سیاستگذاری و تدبیر بر روی همان پاشنه می چرخد.

 برای خروج از چنین وضعیتی جا دارد نظام سیاسی به خودمختاری خود نسبت به نیروهای اجتماعی جامعه پایان داده و بدوا موضع و انتظارات خود را نسبت به این مراکز مطالعاتی مشخص نماید. چرا که نفس وجود این مراکز، اندیشکده ها، پژوهشکده ها، پژوهشگاه ها و یا هر نام شیک و  زیبای دیگر، انتظار آفرین بوده و عدم بهره گیری از ظرفیت های آنان باعث به هدر رفتن سرمایه های ملی، اجتماعی و فرهنگی شده و بیش از پیش بازخورد منفی جامعه و نخبگان را نسبت به این نهادها ایجاد می نماید. از طرفی بلاتکلیفی و بی توجهی به نظرات کارشناسان موجب سرخوردگی و بی انگیزگی این گروه نخبه خواهد شد و بیش از پیش دومینوی ناتوانی ساختارهای موجود در حل مشکلات و بحران کارآمدی و مشروعیت را رقم خواهد زد.   

 

آدرس لینک:

https://ipsan.ir/2022/10/10/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%87%d8%b1-1401-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b6%d8%b9%db%8c%d9%81-%d8%a7%d8%aa/

 

  • مجتبی مقصودی
۱۶
مهر

حاشیه و تحقیر؛ تصویری از رنج های مضاعف (صورت بندی ناآرامی های دی ماه 1396)

مجتبی مقصودی

 صداهایی که شنیده نشد!

بعد از ناآرامی های دی ماه 1396 به درخواست یکی از مراکز راهبردی مقاله ای تحلیلی و تبیینی تحت عنوان "حاشیه و تحقیر؛ تصویری از رنج های مضاعف (صورت بندی ناآرامی های دی ماه 1396)" تدوین و ارسال شد و در گفتار هجدهم کتاب "اعتراضات و ناآرامی های دی ماه 13396: تحلیل ها و برآوردها" منتشر گردید. با توجه به وقوع مجدد اعتراضات در شهریور و مهر 1401 که در آن مقاله پیش بینی شده بود و نیز صحت مطالب و تحلیل های مربوطه و پیشنهادات ارائه شده، بازخوانی این مقاله به علاقمندان و به ویژه تدبیرکنندگان نظام سیاسی توصیه می شود تا شاید جامعه ملی با کمترین هزینه انسانی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از این مرحله بصورت مسالمت آمیز و مصالحه جویانه عبور نماید.

به دلیل اینکه چند ماه پس از انتشار، این کتاب جمع آوری شد، بازنشر کامل آن به لحاظ رعایت حقوق ناشر امکانپذیر نبوده و تنها به درج مقدمه و نتیجه گیری و نیز شناسنامه کتاب بسنده می شود.

**********

 مقدمه

در تحلیل علل ظهور و بروز ناآرامی ها و گسترش آن به شهرهای بزرگ و کوچک، طیفی از تحلیل ها و رویکردها از توجه به عوامل اقتصادی تا زمینه های فرهنگی قابل شناسایی و دسته بندی است. از منظر «تحلیل چندسببی» این ناآرامی ها سرمنشاء گسترده، بلندبالا و دیرپایی داشته است. شعارهای سرداده شده و مطالبات مطروحه بیانگر جنبه های اقتصادی، اجتماعی ـ فرهنگی  و سیاسی گسترده آن می باشد، که به ظاهر نقطه مشترکی مابین آن ها برقرار نیست؛ برای نمونه این مطالبات گاه با سردادن شعارهایی به ابراز ناخرسندی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال لبنان، فلسطین، سوریه، یمن و...» و گاه به دنبال دستیابی به حقوق مدنی برابر از سوی زنان (همچون ورود به ورزشگاه ها و نفی حجاب اجباری) و لغو برنامه های جمعی، شاد و مفرح هم چون کنسرت و جشن های آیینی- ملی بوده است. هم چنان که گاه به وضعیت وخیم آلودگی هوا و ریزگردها اعتراض دارند و گاه مشکلات متأثر از ناعدالتی قوه قضائیه، تخاصم مدیریتی در میان مسئولان ارشد نظام، بدهی و ورشکستگی موسسات مالی و اعتباری، تورم و کاهش قدرت خرید مردم، تضییع حقابه کشاورزان و ده ها مساله و مشکل را هدف اعتراض خویش قرار داده اند.

هرچند که این شعارها طیف وسیعی از مطالبات را در بر می گیرد، اما مدعای نگارنده آن است که کانون مرکزی این مطالبات قابل تجمیع در یک مساله و آن «اعتراض به حاشیه و تحقیر»، نادیده و ناانگاشته شدن است. به حاشیه رانی اقتصادی و تحقیر فرهنگی رنجی که مضاعف شده و «تحقیر هویتی» را به همراه آورده است. بر اساس سوال اصلی در این پژوهش به دنبال آن هستیم تا دریابیم «اتخاذ کدام سازوکارها علت عمده اعتراضات دی ماه 1396 در ایران است؟» و در پاسخ به این سوال اصلی، فرضیه ما بیان می دارد که «در کنار نابرابری اقتصادی ـ معیشتی، استمرار تحقیرشدگی حاشیه ی فرهنگی ـ اجتماعی عمده علت اعتراضات دی ماه 1396 است». در ادامه تلاش داریم تا این پروسه / پروژه «تحقیر حاشیه» را تشریح نماییم. این تشریح را ابتدا از منظر چارچوب مفهومی پیگیری می-نماییم.

 

نتیجه گیری

جدای از صحت و سقم ترغیب ها و تشویق ها، بنظر می رسد جریانی در مشهد برای راه اندازی حرکتی اعتراض آمیز در برخی از مناطق این شهر تلاش هایی را به منصه ظهور  رساند؛ اما آنچه زمینه ساز تسریع و تشدید آن اعتراضات شد قطعا پردامنه تر از یک سخنرانی و یک اقدام محدود بوده، می توان متاثر از ساختارها و فرهنگ هایی دانست که هم استعداد و ظرفیت فروکش شرایط بحرانی و یا برعکس بحرانی سازی شرایط و مسائل ساده روزمره را دارند.

    در صورت اصالت بخشی به ناآرامی های دی ماه 1396و نیز اجتناب از ساده سازی و فرافکنی برون مرزی این تنش های فراگیر؛ بررسی مولفه ها و متغیرهای موثر در بروز و ظهور اعتراضات اخیر نشان می دهد که این زمینه ها ریشه دار بوده و همچنان باقی است و حتی می توان ادعا کرد که متاثر از این ناآرامی ها هیچ تغییر معناداری در هیچ حوزه ای اعم از نهادی، قانونی، عملکردی و رفتاری پدید نیامده است. هیچ اراده سیاسی دولتی – حاکمیتی معطوف به اصلاح ایجاد نگردیده است و به عبارت دقیق تر، صورت مساله تغییری نیافته است.

   هر چند ناآرامی ها در کوتاه مدت مدیریت شده است ولی در صورت کم توجهی به زمینه های بروز و ظهور و فقدان پاسخگویی و اتخاذ تمهیدات مناسب، امواج  اعتراضی به مراتب شدیدتر و سهمگین تری در راه است که به احتمال فراوان با فاصله های زمانی کمتر و خشونت های بیشتر قابل تحقق اند. لذا بر اساس سوال اصلی این پژوهش که بیان می دارد «کدام زمینه ها و بسترها عمده علت اعتراضات دی ماه 1396 در ایران می باشد؟» می توان صحت فرضیه اصلی را ملاحظه کرد که «در کنار نابرابری اقتصادی ـ معیشتی، استمرار تحقیرشدگی حاشیه فرهنگی ـ اجتماعی علت عمده اعتراضات دی ماه 1396 می باشد.»

راهکارهای پیشنهادی این بررسی نیز در چارچوب ساختارگرایی و با ابتناء بر رویکرد سیاست فرهنگی تنظیم شده، در نتیجه لازم است ساختارهای حاکمیتی و به تبع آن بدنه جامعه از تشدید دوگانه های خودی ـ دیگری دست بکشند و در راستای به رسمیت شناختن هویت دیگری از هرگونه به حاشیه رانی مضاعف چه اقتصادی و چه فرهنگی ـ اجتماعی اجتناب نمایند. لذا پیشنهاداتی جهت بهبود اوضاع و کاهش شرایط تقابل و تعارض میان نیروهای اجتماعی و نظام سیاسی ارائه می شود:

راهکارهای حقوقی ـ قانونی

          اصلاح برخی از مفاد قانون اساسی از طریق رفراندوم در جهت رفع کدورت ها، اصلاح برخی نمادها و سازوکارهای خودی ـ دیگری.

          بازبینی اساسی در ساختار و عملکرد قوه قضائیه؛ مقابله با فساد، تمهید استقلال این قوه و قاضی و دادرسی عادلانه و بدون هزینه برای آحاد مردم، رعایت اصل بی طرفی و برائت شهروندان، در راستای برسمیت شناختن واقعی حقوق شهروندان در برابر قانون.

          اجرای قوانین و مصوبات در همه سطوح و همه مناطق و استان های کشور و اجتناب از دوگانگی و چندگانگی در اجراء و معطل ماندن برخی قوانین و مصوبات در برخی استان های کشور.

راهکارهای سیاستگذاری ـ مدیریتی

          ایجاد چشم اندازهای امید بخش، تزریق روح امید و سرزندگی و شادابی، بهبود ظرفیت های کسب و کار در همه حوزه ها به ویژه برای جوانان و دوری از مرگ اندیشی.

          اصلاح ساختاری نهادهای موازی در راستای مسئولیت پذیری، شفافیت و پاسخگویی نهادهای اصلی و قدرتمند در نظام جمهوری اسلامی.

          لغو تمامی رویکردها و سازوکارهای خودی ـ دیگری فرهنگی و اجتماعی در سطح مدیریتی استان ها.

          افزایش قدرت استانداران و محدود ساختن مداخله افراد و نهادهای دیگر در اداره استان ها.

راهکارهای اجتماعی ـ فرهنگی

          شناسایی برابری کامل و بدون تبعیض حقوق تمامی شهروندان در برابر قانون و نیز اصلاح و بازبینی فرآیند توزیع مواهب اجتماعی و منابع اقتصادی.

          پذیرش و پایبندی به اصل تکثرگرایی فرهنگی و چند صدایی در رسانه ها، مطبوعات و شبکه های اجتماعی.

          اصلاح بنیادین ساختار و رویکردهای صداوسیما برای اجتناب از به حاشیه رانی و تحقیر فرهنگی ـ اجتماعی و پاسخگو نمودن این نهاد نسبت به عملکردهای خود به جای خودمختاری نهادی.

 

راهکارهای رویکردی در سیاست خارجی

          تغییر رویکرد ایران به دنیا و منطقه در جهت اصلاح سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و انجام مصالحه سیاسی فراگیر با جهان.

          اولویت بخشی به مسائل و مصائب اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی مردم و حاشیه های تحقیر شده ی اجتماعی در راستای افزایش عمق استراتژیک داخلی، بجای گرو نهادن منافع و حاکمیت ملی در مسائل و درگیری های بی حد و حصر منطقه ای و بین المللی در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، میانمار و.....

          تقویت دستگاه وزارت امور خارجه به عنوان متولی اصلی سیاست خارجی و اجتناب از چند صدایی و تکثر رفتاری در این عرصه.

    مشخصا؛ استمرار وضعیت ترسیم شده که زمینه ساز اعتراضات در ماه 1397 بوده، نامطلوب و با منطق معطوف به حفظ و ارتقاء "منافع و هویت ملی"، "انسجام و همگرایی اجتماعی" و نیز "حیات تاریخی کشور ایران" سازگار نبوده و نیازمند بازاندیشی و بازبینی ساختاری- نهادی است. بازبینی در چهار وجه حقوقی ـ قانونی، سیاست گذاری ـ مدیریتی، اجتماعی ـ فرهنگی و سیاست خارجی.

      بدین لحاظ؛ همان گونه که اعتراضات از انباشت زمینه ها وعلل مختلف حاصل و حول محور هویت منسجم شده است، این راهکارها نیز مختص به یک نهاد و سازمان یا نهایتا یک وزارتخانه نمی-باشد. این راهکارها و پیشنهادات به طور صریح اصلاح رویکرد تصمیم¬گیری ـ اجرایی در نهادها و مراکز حاکمیتی- حکومتی را نقطه آغازین و اقناع و پاسداشت هویت شهروندان را هدف این تحولات می داند.

 

منبع:

مقصودی، مجتبی (1397)، "حاشیه و تحقیر؛ تصویری از رنج های مضاعف (صورت بندی ناآرامی های دی ماه 1396)"، در کتاب: ابراهیم حاجیانی، اعتراضات و ناآرامی های دی ماه 13396: تحلیل ها و برآوردها، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی. صص 281 تا 294

 

 

 

  • مجتبی مقصودی
۰۶
مرداد

 

آسیب‌شناسی سیاست‌گذاری مرتبط با مهاجران افغانستانی در ایران

     نویسنده: مجتبی مقصودی  

دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

 10.22059/JPPOLICY.2022.87951

فصلنامه سیاستگذاری عمومی. دوره 8، شماره 2، تیر1401

 

چکیده:

حضور دیرینه و گسترده­ مهاجران افغانستانی در ایران فرصت­ ها و چالش‌هایی را برای ساختار سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنیتی کشور به وجود آورده و متعاقب آن سیاستگذاری­ های پراکنده‌ای در این خصوص انجام شده است.

در این پژوهش تلاش داریم تا با بهره گیری از استراتژی های چهارگانه جامعه پذیری مهاجران «جان دبلیو بری» به بازخوانی آسیب شناسانه سیاست­گذاری­ های این حوزه اقدام نماییم. سؤال اصلی «مهم­ترین آسیب­ سیاستگذاری در روند  مهاجرت، ورود و اقامت مهاجران افغانستانی در جمهوری اسلامی ایران چیست؟» و فرضیه اصلی «سیاست‌گذاری های نامناسب به لحاظ وضع قوانین و مقررات، منجر به عدم تمهید و کاربست برنامه جامع جامعه پذیری اتباع افغانستانی در ایران از سوی نظام شده است که مهم ترین آسیب در مواجهه با روند ورود بی رویه و اقامت مهاجران افغانستانی محسوب می‌شود» می‌باشد. در ادامه از طریق روش کیفی با بررسی آثار و اسناد؛ وضعیت آموزش، تحصیلات، اشتغال و حقوق شهروندی مهاجران افغانستانی در ایران مطالعه شده و سیاستگذاری­ های هر حوزه و اعوجاجات، کمبودها و نارسایی های آن به تفکیک آسیب­ شناسی می­شود.

 

کلیدواژه ها: مهاجرت ، اتباع بیگانه ، جامعه‌پذیری ، افغانستان ​​​​​​​، سیاستگذاری ​​​​​​​​​​​​​​، آسیب‌شناسی

 

  • مجتبی مقصودی
۲۳
تیر

 

گفت‌وگو با مجتبی مقصودی در مورد کتاب «نقشه راه دانش سیاست در ایران»

پیوند ناگسستنی دو عنصر «ایران» و «علم سیاست» پیشنهاد راهبردی استادان علوم سیاسی در تدوین کتاب بود.

مجتبی مقصودی می‌گوید: دانش سیاست در ایران کنونی برای اجتناب از ادامه رویکرد اقتضایی، روزمرگی و پراکنده‌کاری، نیازمند گام مهم و سرنوشت‌ساز دیگری یعنی؛ «پارادایم اجماعی» و «دال مرکزی» است و نویسندگان این اثر با تعلق و پیوند ناگسستنی به دو عنصر «ایران» و «علم سیاست» پیشنهادهای متنوعی را برای ارتقاء و راهبری علمی و مرجعیت یابی و تأثیرگذاری بر سپهر علم سیاست ارائه داده‌اند.

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- اخیرا کتابی از سوی خانه اندیشمندان علوم انسانی با عنوان «نقشه راه دانش سیاست در ایران» منتشر شده و طی مراسمی در برنامه نکوداشت انجمن علوم سیاسی ایران از این کتاب رونمایی شد. به مناسبت انتشار این کتاب با دکتر مجتبی مقصودی، عضو هیات موسس و عضو پنج دوره هیات مدیره این نهاد علمی- مدنی که کتاب به اهتمام وی منتشر شده است گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم.

 

در ابتدا کمی از فعالیت‌های انجمن علوم سیاسی ایران بگویید؟

حدود پنج دهه از تاسیس انجمن علوم سیاسی ایران می‌گذرد. در دوره جدید فعالیت‌های انجمن علوم سیاسی ایران که از دو دهه قبل آغاز شده این نهاد توانسته است با کارکردهای گسترده علمی- آموزشی و پژوهشی به بزرگترین نهاد تأثیرگذار در حوزه دانش سیاست در ایران تبدیل شود و در حال حاضر بزرگترین سرمایه علمی، مدنی و هویتی جامعه علوم سیاسی ایران است.

 

کتابی با نام «نقشه راه دانش سیاست در ایران» برای نکوداشت انجمن علوم سیاسی ایران منتشر شده کمی درباره این کتاب بگویید.

کتاب «نقشه راه دانش سیاست در ایران» که به مناسب برگزاری مراسم نکوداشت انجمن علوم سیاسی ایران منتشر شده است، در چهار بخش با 35 مقاله بعضاً کوتاه از 33 استاد و پژوهشگر، تألیف و سازماندهی شده است. بخش اول با عنوان «در ستایش انجمن» شامل 10 یادداشت کوتاه و بلندی است که به طرح وجوه شاخصی از کارکردهای انجمن می‌پردازد. در این فصل نویسندگان دل‌بسته به انجمن، در مواردی فراتر از رویکردهای علمی و رسمی مرسوم در نگارش‌های دانشگاهی، با نگاهی نوستالژیک، احساسی و عاطفی تلاش کرده‌اند آموزه‌ها و کارکردهای عمیق و مانای انجمن را فراتر از یک متن رسمی و بی‌روح تحریر نموده، به واگویی مکنونات قلبی و احساسی خود نسبت به انجمن بپردازند.

 

بخش دوم کتاب یا «تقدیم به انجمن» به آثاری اختصاص یافت که نویسندگان آن به پاس تلاش‌های علمی و خدمات اثرگذار انجمن علوم سیاسی ایران، مقاله و یادداشت خود را به این نهاد تقدیم کردند. این بخش، دربرگیرنده طیف متنوعی از آثاری است که غیرمستقیم جهت‌گیری خود را معطوف به انجمن کرده‌اند. از چشم‌انداز توسعه تا آموزش عالی و مسئله صلح در ایران، از نشانگان شهر شاد، تا پژوهش سیاستی و موانع کاربست آن و تجزیه و تحلیل دو مفهوم سیاست و علوم سیاسی در دوران معاصر را در این ارتباط می‌توان برشمرد. در این فصل برخی ناظران برون رشته‌ای ـ انجمنی نظیر دبیر اسبق کمیسیون انجمن‌های علمی وزارت علوم، رئیس هیئت مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران، رئیس پژوهشکده مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در آثار خود به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به فعالیت‌های انجمنی در قالب اثربخشی علم، آموزش عالی و نقش کمیسیون انجمن‌های علمی کشور پرداختند.

 

بخش سوم کتاب با عنوان «در وضعیت سنجی، نقد و آسیب‌شناسی انجمن» با 12 مقاله، به طیف وسیعی از نقطه نظرات و دیدگاه‌هایی پرداخته است که نویسندگان آن دغدغه‌مندانه و آسیب‌شناسانه، ضمن توجه به نکات مثبت کارکردی انجمن علوم سیاسی ایران، به برخی نقاط ضعف‌ها، آسیب‌ها، خلاء‌ها، چالش‌ها، چشم‌اندازها و بایسته‌ها اشاره دارد. بخش چهارم کتاب با عنوان «قاب خاطره‌ها» با سه یادداشت به قلم سه عضو انجمن، به بازنمایی و ارائه روایتی خاص از تاریخ انجمن پرداخته شده است.

 

اساتید و صاحبنظران معروفی در کتاب قلم زده‌اند و در تدوین این کتاب مشارکت داشته‌اند. چگونه این مقاله‌ها را برای تدوین این کتاب گردهم آورده‌اید؟

برای نگارش فصل‌های مختلف این کتاب از چند نسل از اساتید، صاحبنظران و فارغ‌التحصیلان این رشته بهره گرفته شده است. نسلی از اساتید که به لحاظ سنی و قدمت، در حال حاضر از اساتید پیش کسوت محسوب می‌شوند. دکتر قاسم افتخاری، دکتر احمد نقیب‌زاده، دکتر محمدکاظم سجادپور و دکتر محمود سریع‌القلم در این زمره است. نسل میانی از اساتید و صاحبنظران که خود بنده هم در این دسته ارزیابی می‌شویم شامل؛ دکتر محمدرضا تاجیک، دکتر حسین سلیمی، دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی، محسن مدیر شانه‌چی، دکتر محسن خلیلی، کیومرث اشتریان، دکتر عبدالامیر نبوی، دکتر علی مرشدی‌زاد، دکتر مهدی ذاکریان، دکتر قربانی شیخ‌نشین در این کتاب یادداشت‌هایی را نگاشتند. نسل بعدی شامل دکتر قدیر نصری، دکتر علی اصغر قاسمی، دکتر محمدتقی قزلسفلی و نهایتا نسل جدید پژوهشگران این حوزه دکتر ماندانا تیشه یار، دکتر سیمین حاجی پور، دکتر شقایق حیدری، دکتر غلامرضا حداد و دکتر مهرداد خرم نصر در این دسته‌اند.

 

یکی از ویژگی‌های کتاب ارزیابی بیرونی از انجمن هست که توسط صاحبنظرانی از رشته‌ها و حوزه دیگر نسبت به انجمن علوم سیاسی ایران نگاشته شده است و به نوعی داوری‌های بیرونی از این نهاد محسوب می‌شود. دکتر مرتضی براری رییس اسبق کمیسیون انجمن‌های علمی ایران، دکتر سید حسین سراج زاده رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران، دکتر نعمت‌اله فاضلی استاد انسان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این زمره‌اند.

 

 

چه ویژگی‌های دیگری برای کتاب نقشه راه دانش سیاست در ایران می‌توانید برشمارید؟

وجود 40 صفحه پیوست شامل اسناد مهم تاسیس و تحکیم انجمن از جمله آگهی تاسیس انجمن در سال 1355، تقاضانامه ثبت رسمی از سوی زنده یادان؛ دکتر منوچهر گنجی، دکتر عنایت‌اله رضا، دکتر علی اکبر، دکتر چهرازی، دکتر سیروس الهی، دکتر بهزادی، عکس‌های خاطره‌برانگیز و پوسترهای زیبا که حاصل حدود نیم قرن فعالیت این نهاد است را می‌توان به عنوان بخش‌های جذاب کتاب برشمرد.

به طور کل این کتاب چه راهکاری برای بهبود دانش سیاست در ایران دارد؟

نویسندگان اثر با تعلق و پیوند ناگسستنی به دو عنصر «ایران» و «علم سیاست» پیشنهادات متنوعی را برای ارتقاء و راهبری علمی و مرجعیت یابی و تأثیرگذاری بر سپهر علم سیاست ارائه داده‌اند. دانش سیاست در ایران کنونی برای اجتناب از ادامه رویکرد اقتضایی، روزمرگی و پراکنده‌کاری، نیازمند گام مهم و سرنوشت‌ساز دیگری یعنی؛ «پارادایم اجماعی» و «دال مرکزی» است تا همه ظرفیت‌ها، اقدامات و کنش‌گری‌های ارزشمند ولی پراکنده حول آن سامان یابد و دانش سیاست در کشور، منشأ جریان‌سازی ملی و بین‌المللی شود. با ترسیم چنین فضایی، انجمن علوم سیاسی ایران به نمایندگی از جامعه علوم سیاسی کشور در سپهر حوزه عمومی و در حوزه تخصصی و دانشگاهی، با حفظ موضع و جایگاه مستقل خود و در تعامل سازنده و در عین حال انتقادی با نهاد قدرت چه می‌تواند انجام دهد و چه باید انجام دهد که در جایگاه علمی به مسئولیت تاریخی خود عمل کرده باشد! به نظر می‌رسد در شرایط فعلی با توجه به ظرفیت‌ها، امکانات و از منظر نهادی علمی، مستقل، داوطلبانه و غیردولتی با فهم وضعیت سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران، «پارادیم‌سازی» و «جریان‌سازی علمی» در حوزه دانش سیاست و دیگر علوم انسانی و اجتماعی و حتی سپهر حوزه عمومی، مهم‌ترین رسالت و مسئولیت جامعه علمی کشور است که از مسیر گفتگوی انتقادی سازنده می‌گذرد.

 

 

 

کد مطلب : ۳۲۳۹۰5

https://www.ibna.ir/vdcjytetiuqe8hz.fsfu.htmlibna.ir/vdcjytetiuqe8hz.fsfu.html

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) 22 تیر 1401

 

 

  • مجتبی مقصودی
۱۰
خرداد

آیین ارج گذاری دو دهه نقش آفرینی

انجمن علوم سیاسی ایران در سپهر دانش سیاست

 

 یکشنبه 22 خرداد 1401، ساعت 17

🏡 سالن فردوسی

 

🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد.

🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢

 


آیین ارج‌گذاری انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می‌شود

🔹به پاس دو دهه نقش‌آفرینی انجمن علوم سیاسی ایران در سپهر دانش سیاست، همایش ویژه ارج‌گذاری از این سازمان علمی مردم‌نهاد برگزار می‌شود. 

🔸به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، در این مراسم که با سخنرانی چندین استاد پیشکسوت علوم سیاسی و امور بین‌الملل ۱۴۰۱ برگزار می‌شود، از دو کتاب «نقشه راه سیاست دانش سیاست در ایران» و «انجمن علوم سیاسی و سیاست‌ورزی؛ از اندیشه آرمان شهری تا واقع‌گرایی» رونمایی می‌شود.

🔹کتاب «نقشه راه سیاست دانش سیاست در ایران» اثری ماندگار و مجموعه مقالات اهدایی دانشوران به انجمن علوم سیاسی است و کتاب «انجمن علوم سیاسی و سیاست‌ورزی؛ از اندیشه آرمان شهری تا واقع‌گرایی» اثری تحلیلی است که به قلم دکتر مجتبی مقصودی و منیره عرب به رشته تحریر درآمده است.

🔸آیین ارج‌گذاری از انجمن علوم سیاسی ایران، عصر یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱ در سالن فردوسی خانه اندیشمندان (تقاطع ورشو و نجات‌اللهی) برگزار می‌شود.

  • مجتبی مقصودی
۲۷
ارديبهشت

 

بررسی انتقادی مطالعات قومی از منظر صلح

مجتبی مقصودی

فصلنامه مطالعات ملی

دوره 23، شماره 89 ، فروردین 1401، صفحه 81-97

 

چکیده 

 مطالعات قومی در سطح جهان و ایران در چند دهه اخیر رشد و گسترش فراوانی داشته است. متناظر با تجربه‌های فراوان و پرهزینه‌ی ناشی از مناقشات قومی در سطح نظام بین‌الملل و درون مرزهای ملی کشورها، در حوزه مطالعات قومی آثار و ادبیات گسترده‌ای خلق و بازتولید و توزیع گردیده است که بعضاً از پس‌زمینه‌ها و محتواهای مطالبه‌جو و ناهمگرا حکایت داشته است. با چنین پیش‌زمینه‌ای این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش کلیدی است که دانش مطالعات قومی چه نسبتی با صلح می‌یابد و آیا درمجموع ادبیات تولیدی و علمی این حوزه توانسته است فضای این عرصه را تلطیف نماید و با مفهوم صلح اعم از صلح در مفهوم کلاسیک و منفی آن و یا صلح در مفهوم مثبت و جدید ارتباط برقرار نماید؟

درحالی‌که جان‌مایه، جهت‌گیری و برآیند اصلی صلح معطوف به عفو و بخشش، گذشت و ایثار، گفتگو، مذاکره و چانه‌زنی، آشتی و سازش، رضایت، نرمش و دوستی و نهایتاً مصالحه است؛ هسته اصلی و روح حاکم بر پژوهش‌های قومی، تولید و صورت‌بندی ادبیات «تمایز» و «تفکیک» هویتی است.

ادبیات تولیدشده در این دانش با تکیه و تأکید بر «تنوع» به‌مثابه یک واقعیت؛ «شناسایی و تحقق مطالبات هویت‌های متکثر قومی» را وجهه همت خویش قرار داده است و در فضای متأثر از «رویکرد انتقادی به مدرنیسم» به‌ویژه «نحوه و فرایند دولت- ملت‌سازی»، «بدکارکردی‌های دولت‌های مدرن» و «گسترش ادبیات جهانی‌شدن» به لحاظ معنایی، مفهومی، نظری، رویکردی، روشی و معرفتی در سپهر اندیشه ورزی، غلبه گفتمانی و بعضاً همدلانه یافته و شاید در رویکردی انتقادی بتوان ادعا کرد که این ادبیات در مواردی در پناه طرح عدالت توزیعی و ترمیمی، تحرکات واگرایانه خشونت‌گرا را با نگاهی همدلانه مورد کنکاش و بررسی قرار می‌دهد و چه‌بسا نهاد و ساحت دولت – ملت به‌مثابه مهم‌ترین سازه‌ی سیاسی بشری را در قالب لفاظی‌های آرمان‌گرایانه دچار بحران مشروعیت و هویت ساخته است.

پژوهش پیش رو تلاش دارد با بهره‌گیری از روش کیفی – تفهمی به شیوه‌ای اکتشافی و مروری نسبت این مطالعات را با صلح مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد که در نوع خود نوآورانه می‌نماید.

  • مجتبی مقصودی
۲۶
فروردين

یادداشت صلح شماره ۴

نسبت سنجی هویت و صلح؛ به سوی هویت های منعطف و مصالحه جو

دکتر مجتبی مقصودی

دانشیار علوم سیاسی و بنیانگذار انجمن علمی مطالعات صلح ایران

 

در نخستین روزهای سال نو ، بزرگترین و مهمترین آرزوی هر انسان نوع دوستی، برقراری صلح و آرامش و دوستی در سراسر جهان است. این آرزو و امید برای ملت های خاورمیانه و کشورهای همسایه که در وضعیت های ناصلح به سر می برند و از هر سو صفیر گلوله و آتش و دود بلند است و آوارگان آن در کل جهان پراکنده اند و مردمان آن خسته از ستیزه های مدام و جنگ های بی پایان اند، بیش از پیش معنا می یابد.

در کنار این آرزو، واقعیتی انکار ناپذیر خودنمایی می کند و آن چرایی استمرار و بی پایانی منازعات و وضعیت های ناصلح در این منطقه است. اینکه عوامل و زمینه های گوناگونی اعم از داخلی و خارجی توضیح دهنده این چرایی است تردیدی نیست؛ ولی از میان همه آنها، یک دلیل مهم ناظر بر وجود هویت های سخت، غیرمنعطف و مصالحه ناپذیر در منطقه هست که رو در روی هم قرار داشته و بقای هویتی خود را در غیریت سازی و حذف نه تنها دیگری، بل دیگران می بینند.

در پس این واقعیت و ملاحظه ماجرا جویی های خانمانسوز عناصر افراطی و بنیادگرا، این پرسش کلیدی مطرح می شود که آیا بروز این همه جنگ طلبی متأثر از هویت این گروه هاست و آیا میان دو عنصر هویت و جنگ و یا هویت و صلح رابطه ای وجود دارد و می توان برخی هویت ها را هویت های صلح طلب و مداراگر و در مقابل، برخی هویت ها را هویت های جنگ طلب و نابردبار برشمرد؟

چه بسا پاسخ های گوناگونی برای این پرسش ها وجود داشته باشد و برخی رابطه و نسبت وثیقی میان این دو عنصر وجود نمی بینند، ولی اگر پاسخ مثبت باشد، که از قضا به زعم نگارنده این پاسخ هم مثبت و هم تغییرپذیر است، این رابطه از چه نوعی است؟ تک سویه، دوسویه، آمرانه، خطی، بخشی، فراگیر، زمانمند، مکانمند و متکثر و … و چرا می توان برخی هویت ها را بیشتر در دایره صلح طلبی و برخی از هویت ها را بیشتر در فضای ناصلح جستجو کرد؟

پاسخ بدین پرسش ها، نخست نیازمند گونه شناسی و شناخت بیشتر محتوا، جوهره، و به ویژه کارگزاران اصلی هویت ساز و صلح ساز است. در نوع شناسی هویتی، به انواع و اقسامی از هویت های فردی، جمعی، صنفی، جنسیتی، زبانی، قومی، دینی و مذهبی، سیاسی، محلی، ملی، منطقه ای و جهانی می توان اشاره کرد که برخی ذاتی و برخی عرضی هستند. آنچه در این یادداشت مد نظر هست، بیشتر هویت سیاسی ـ فرهنگی است که در عین ریشه دار بودن و پایایی و استمرار، از نوعی پویایی، دگردیسی، تطّور و تحول پذیری برخوردار است. به علاوه عنصر کلیدی فهم هر دو عنصر هویت و صلح را به ویژه باید در نتایج، قرائت ها، بروندادها و کارکردهای هر یک جستجو کرد و تنها نمی توان به ادعاها بسنده نمود.

مشکل از آنجا آغاز می شود که برخی از کارگزاران هویت های سیاسی-ـ فرهنگی می کوشند به یاری ابزارهای گوناگون، از جمله آموزش و رسانه و با تبلیغات و تکرار، هویت خویش و گروه هویتی خود را واقعی، تاریخی، خالص، ریشه دار و مثبت معرفی و در مقابل، با ایجاد فضای آنتاگونیستی، هویت های رقیب را جعلی و بی ریشه بازنمایی و برجسته سازی کنند و با دوگانه سازی های ساختگی و هیجانی و حتی وارونه نگاری های تاریخی، هویت های کاذب و متعصبی را رقم بزنند که خود را متمایز و برجسته تر از دیگران معرفی نمایند.

این کارگزاران در بستر فقر و جهل، با ترویج فضا و ادبیات مطلق انگارانه و تمسک به حقانیت های خودساخته ایدئولوژیک، شرعی، نژادی و با ایجاد فضای خرافه و نفرت پراکنی احساسی قومی، ملی، زبانی، دینی و مذهبی و با دور زدن فضای عقلانی و خردگرایانه، محمل جرقه بر خرمن خودبرتربینی های دو-ـ چند سویه شده و به آتش افروزی دست می یازند.

راه حل چنین وضعیت ناصلحی چیست و برای گذر از این وضعیت خانمانسوز چه باید کرد؟ به نظر می رسد همچنان که وضعیت های ناصلح محصول فقر، جهل، تعصب ورزی های افراطی، آگاهی های کاذب و موج سواری کاسبان و کارگزاران فکری-ـ اجرایی و منافع اقتصادی جنگ افروزان و فروشندگان جنگ افزارها بوده؛ به شکلی که در این عرصه صنعت جنگ را برپا داشته اند؛ کنشگران فکری صلح طلب نیز با ظرفیت سازی ها در حوزه صلح مثبت، با روشنگری و افشاگری همه انواع و اشکال ناصلح و اتحاد در سطوح مختلف جهانی، باید «صنعت صلح» را رقم بزنند تا افزون بر نوعی سبک زندگی، منافع ملموسی را به همراه داشته باشد.

در عرصه هویت سازی های صلح طلبانه و شکل دهی به هویت های مدارا جویانه در میان جامعه، مردم و گروه های اجتماعی، مسئولیت کنشگران صلح، به ویژه جامعه نخبگان، بسیار سنگین است. صلح سازی مستلزم تعهد جامعه نخبگان کشور به خلق محصولات و کالاهای نوآورانه متناظر با مفهوم و محتوای صلح است. هنرمندان با خلاقیت های هنری می توانند هنر را به خدمت صلح درآورند و با تولید آثار با محتوا و مضمون صلح خواهانه و صلح جویانه، با ترویج مدارا، گذشبت، ایثار، عفو، بخشش و گفتگو در عرصه تئاتر، سینما، موسیقی، ترانه، مجسمه سازی، گرافیک و غیره به عمومی سازی صلح در سطح اقشار و لایه های گوناگون جامعه بکوشند و به شکل دهی به هویت های مصالحه جو و منعطف کمک برسانند. در شکل دهی به هویت های مصالحه جو در کنار هنرمندان؛ شاعران و نویسندگان، پژوهشگران و دانشگاهیان و در یک کلام اصحاب قلم و گروه های مرجع نیز باید با خلاقیت های فکری و با سلاح قلم و بهره گیری از ابزارهای رسانه ای، ارتباطی، اطلاعاتی به تولید ادبیات علمی کمک نمایند و هویت های صلح جو را دستمایه خلاقیت های ادبی و علمی نمایند.

سایت انجمن علمی مطالعات صلح ایران

https://ipsan.ir/2022/01/25/%d9%86%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%b3%d9%86%d8%ac%db%8c-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d9%84%d8%ad%d8%9b-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/

 

  • مجتبی مقصودی
۰۴
فروردين

مصالحه سیاسی و توسعه در ایران؛

بررسی چند گزاره ی نظری و انضمامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

 

نویسنده

مجتبی مقصودی  

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

 10.22034/IPSA.2022.4445.3861

 

چکیده:
پژوهش پیش رو ضمن تأکید بر توسعه به مثابه آرمانی ملی و فراگیر در سطح جهان، با طرح و تشریح نظریه‌ها و دیدگاه های معطوف به نسبت میان "مصالحه و مصالحه سیاسی" با "توسعه و توسعه ملی" به ویژه نظریاتی که مدعی اند توسعه در بستر صلح و جهان عاری از خشونت و جنگ محقق خواهد شد تلاش دارد نسبت میان مصالحه سیاسی و توسعه ملی در ایران را بازنمایی نموده، به ضرورت و بایسته های آن بپردازد.
در چارچوب ملاحظات نظری و رویکردی این اثر؛ جوامع و از جمله جامعه، نیروهای اجتماعی، نخبگان و نظام سیاسی در ایران برای رسیدن به توسعه ناچارند تا از میزان تعارضات و درگیری‌های درونی و بیرونی کاسته و توان و همت خود را در بستری مصالحه‌جویانه و آرامش طلبانه برای نیل به توسعه و پیشرفت تجمیع نمایند. بر اساس این الگو و در قالب روشی کیفی و گردآوری اسنادی- کتابخانه ای داده ها؛ مقاله به طرح 5 گزاره کلیدی که ناظر بر الزامات و بایسته های انضمامی و راهبردی برای دستیابی به مصالحه سیاسی و توسعه است می پردازد.
در وجوه ایجابی و سلبی؛ خروج از بدفهمی ها و کژفهمی ها نسبت به موضوع مصالحه، تبدیل گفتمان های سلبی به گفتمان های ایجابی و الگو بودگی، شناسایی حداکثری کنشگران، ظرفیت سازی برای توسعه نهادهای مدنی و آموزش شهروندی و گفتمان سازی درباره صلح، 5 گزاره ای است که نویسنده در این مقاله مورد دقت نظر قرار می دهد.

واژگان کلیدی: مصالحه، مصالحه سیاسی، صلح، توسعه، ایران

 

برای مطالعه متن کامل مقاله:

مقصودی, مجتبی. (1400). مصالحه سیاسی و توسعه در ایران؛ بررسی چند گزاره ی نظری و انضمامی. پژوهشنامه علوم سیاسی, 16(4), -. doi: 10.22034/ipsa.2022.4445.3861

  • مجتبی مقصودی
۰۴
فروردين

صلح ناپذیری در دانش سیاست و نهاد قدرت

نمره مردوی علوم سیاسی

مجتبی مقصودی

 

      در ترمینولوژی رشته های علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی و روانشناسی، اصطلاح جامعه پذیری یا  socialization  مفهومی کلیدی محسوب شده که در باره چیستی، ماهیت و کارکرد آن ادبیات نظری و تحقیقات کاربردی گسترده ای وجود دارد. موضوع مذکور در رشته علوم سیاسی، با ماهیت سیاسی با اصطلاح جامعه پذیری سیاسی Political socialization شاه کلید فهم و توضیح بسیاری از مباحث هست و در حال حاضر به موضوعی پرکاربرد در این رشته بدل گشته و عملا معیار سنجش پذیری برای درک تعلقات، باورها و ایستارهای سیاسی غالب در سطح جامعه است.

 نویسنده این یادداشت مدعی است نهاد قدرت و دانش سیاست در ایران پس از پیروزی انقلاب علیرغم مسئولیت اخلاقی، نهادی، حرفه ای و علمی بیش از آنکه مروج جامعه پذیری صلح در مناسبات انسانی، اجتماعی، محلی، منطقه ای و بین المللی و نیز در سطوح علمی و دانشگاهی باشند، متأثر از فضای سیاسی- ایدئولوژیک در ایران این دوران و نیز به دلیل بن مایه های ذهنی و پایگاه اجتماعی و فرهنگی رهبران نظام جدید خود یک طرف دعوا گردیده؛ بطوری که هم نهاد قدرت و جریانات سیاسی اصلی حاکم و هم نهاد رسمی دانش سیاست که از مجاری شورای انقلاب فرهنگی و وزارت علوم رسمیت می یابند، مروج جامعه پذیری ناصلح گردیده اند و بصور مختلف خشونت آشکار و نهانی را در روح و فکر جامعه ملی و جامعه علمی علوم سیاسی کشور وارد نموده اند که در طول چهار دهه اخیر کم بیش این مسیر پیگیری می شود. این نگرش در ادامه طرح بحث می نماید که بخش قابل توجهی از جامعه پذیری سیاسی پر اعوجاج را سیاستگذاران نظام با ریل گذاری های جهت دار بر روی وضعیت های ناصلح قرار داده اند که در طول این سال ها با هم افزایی های فراوان این جامعه پذیری ناصلح شرایط پایداری یافته و تثبیت شده است. به همین لحاظ خروج از این وضعیت نامساعد به وضعیت های صلح زمانبر و نیازمند سیاستگذاری های جدید در همه عرصه ها و از جمله در نظام آموزشی و رشته علوم سیاسی رسمی کشور است.

 در ادامه نویسنده این یادداشت بر این نکته تأکید دارد که علیرغم چهره ژانوسی سیاست یا دو چهرگی سیاست در وجه جنگ و صلح، دشمنی و دوستی، نابردباری و بردباری؛ از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 تاکنون، صورتبندی سیاست، چه در وجه نظری و آموزشی به مثابه یک علم و چه در وجه انضمامی و کاربردی در عرصه سیاست ورزی همواره ترسیم گر، بازتاباننده، متولی و کارگزار ناصلح بوده است و از وجه دیگر این چهره ژانوسی یعنی صلح و مدارا و دوستی در دانش سیاست و نهاد قدرت کمتر نشانه ای وجود داشته است و معدود نشانه های کوچک صلح خواهی و مداراجویی نیز به تیر جفا و تهمت به زیر کشیده شده است و طراحان آن جاده صاف کن های خوش خیال ساده لوح و یا مغرضین در خدمت بیگانگان شناخته شدند.

جهت مطالعه متن کامل مقاله رجوع کنید به:

مجتبی مقصودی، نوروز 1401، صلح ناپذیری در دانش سیاست و نهاد قدرت(نمره مردودی علوم سیاسی)، سیاست نامه، سال ششم، شماره 21، صص 45-48.

  • مجتبی مقصودی