دکتر مجتبی مقصودی

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

آوار جنگ 40 روزه بر طبقه متوسط شهری در ایران

آوار جنگ 40 روزه بر طبقه متوسط شهری در ایران

سخنرانی دکتر مجتبی مقصودی

بنیانگذار انجمن علمی مطالعات صلح ایران

 

 

 

در نشست: جنگ، طبقه متوسط شهری و آینده اجتماعی

سخنرانان:دکتر مجتبی مقصودی

دکتر روژان حسام قاضی

دکتر مهرداد ناظری

مدیر نشست: دکتر حسین صولتی سروندی

چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۰۰

https://meeting.atu.ac.ir/ch/peace

مقدمه

     اصولا جنگ ها برای توده مردم چیزی جز درد و رنج و آه و خُسران به همراه ندارد و بازندگان اصلی جنگ ها مردم به ویژه مردمان فرودست اند که با پوست و گوشت خود صدمات، لطمات و خسارات ناشی از جنگ را متحمل می شوند؛ در این میان طبقه متوسط اجتماعی به عنوان جزء اصلی این مردم و جامعه، بیشترین فشارها و درد و رنج ها را نه تنها در سیاست های پیشاجنگ، بلکه حین جنگ؛ و به ویژه در دوران پساجنگ تا سال های و چه بسا دهه های متمادی در ابعاد اقتصادی- اجتماعی و روانی متحمل خواهد شد.. جنگ اخیر تأثیری عمیق، چندگانه و ناعادلانه بر طبقه متوسط شهری گذاشته است.

در صورتی که هدف این نشست، بحث دقیق در خصوص موضوع باشد باید موضوع در ابعاد زیر مورد بررسی قرار گیرد:

-          چیستی و کیستی طبقه متوسط شهری در جهان و ابران

-          بررسی خاستگاه نظری و اندیشه ای طبقه متوسط شهری از کارل مارکس تا ماکس وبر، پیر بوردیو، دیوید چینی، میشل سوبل و آنتونی گیدنز و نیز اندیشمندان ایرانی نظیر؛ احمد اشرف، عبدالمعبود انصاری و آصف بیات

-          شکل گیری طبقه متوسط شهری در ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی

-          طبقه متوسط شهری در ایران در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سه مقطع شامل 1360 تا 1368 – از 1368 تا 1386  ومقطع سوم از 1386 تا 1405)

-          ویژگی های طبقه متوسط شهری

-          در اهمیت طبقه متوسط شهری

-          گونه شناسی طبقه متوسط شهری در شرایط کنونی

·         طبقه متوسط شهری رو به بالا

·         طبقه متوسط شهری میانه حال

·         طبقه متوسط شهری رو به افول و پایین

·         طبقه متوسط شهری فقیر شده

·         طبقه متوسط شهری خُرد و تحقیر شده در سایه ستم مضاعف

·         طبقه متوسط شهری شکننده(با حدود 20 تا 30 درصد)

·         طبقه متوسط شهری با وضعیت پایدار (با حدود 10 تا 15 درصد)

 

تحلیل‌ها نشان می‌دهد که این جنگ به جای تحمیل هزینه‌های یکسان، یک "شکاف تورمی" ایجاد کرده است. به زبان ساده، در حالی که طبقه متوسط با افزایش هزینه‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کند، برخی از اقشار کم‌درآمد به دلیل سیاست‌های حمایتی، عملاً قدرت خرید بیشتری پیدا کرده‌اند . به زبان ساده: در جنگی که توپ‌ها بر اقتصاد یک کشور می‌بارد، هیچ طبقه متوسط گسترده‌ای «برنده» نمی‌شود. حداکثر، برخی از اعضای آن یاد می‌گیرند در ویرانه‌ها قلک‌پول بهتری جمع کنند.

جمع‌بندی

به لحاظ سیاسی، طبقه متوسط شهری متحمل سه آسیب شد: حذف فیزیکی (سرکوب)، حذف دیجیتال (قطع اینترنت) و حذف روانی (شکست امید به اصلاحات). حاکمیت برای بقا، هزینه بقا را به قیمت تبدیل این طبقه به جمعیتی خشمگین، ناامید و در حال مهاجرت پرداخت. مشخصا؛ شکست طبقه متوسط، شکست یک مدل زندگی بود: مدلی که بر «مصرفه، ظاهر، راحتی و انزوای فردی» بنا شده بود. در روزهای آرام، این مدل کار می‌کرد. اما وقتی طوفان آمد، معلوم شد این قصر روی شن ساخته شده است.

0

ایران و جنگ مسأله‌ای روی میز دانشگاه

«ایران» از دو نشست علمی در دانشگاه تهران گزارش می‌دهد

ایران و جنگ مسأله‌ای روی میز دانشگاه

https://irannewspaper.ir/9107/1/161868

مرتضی گل پور /  معاون سردبیر

دوشنبه گذشته(دوم شهریور 1405)، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه میزبان دو نشست بود که در هر یک از آنها پیامدهای جنگ تحمیلی علیه ایران از ابعاد و در موضوعات مختلفی، بحث و بررسی شد. در نشست «دانش سیاست و مسأله تجاوز خارجی به ایران» دکتر جهانگیر معینی علمداری استاد دانشگاه تهران، دکتر مجتبی مقصودی استاد دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز و دکتر رضا نجف‌زاده استاد دانشگاه شهید بهشتی سخن گفتند. عنوان نشست علمی دیگر، «مهاجران و تجاوز خارجی به ایران» بود که محمدصالح عطار دانشجوی عراقی دانشگاه تهران، رضا عطایی دانشجوی افغانستانی سابق دانشگاه تهران و دکتر رسول صادقی استاد دانشگاه تهران، دیدگاه‌های خود را طرح کردند. میزبان هر دو نشست «گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران» بود.
 
مقصودی: وظیفه دانشگاه دفاع از هویت ملی ایران است

نشست «دانش سیاست و مسأله تجاوز خارجی به ایران»، با سخنرانی دکتر مجتبی مقصودی، استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی آغاز شد. وی با اشاره به حوزه‌های پژوهش دانش سیاست، گفت که مانند هر دانش دیگری، دانش سیاسی هم باید موضوعات و مسأله‌های خود را توصیف کند سپس آنها را علت‌یابی و ابعاد آن را شناسایی کند، در مرحله بعد روندهای محتمل را پیش‌بینی کند و در مرحله آخر درباره مسأله‌ها و موضوعات، راهبرد ارائه دهد.
وی با بیان اینکه دانش سیاسی، علمی است مبتنی بر بررسی متغیرها و گزاره‌ها، افزود: «در دانش سیاسی و زندگی روزمره، با گزاره‌های بسیاری روبه‌رو هستیم که ابعاد هرکدام از آنها نامشخص است. به عنوان مثال درحالی که جنگ تحمیل شده به ما دفاع مقدس است، اما درباره نحوه اداره این جنگ دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد.»
استاد دانشگاه آزاد تهران مرکز، با اشاره به اینکه در مواقع بروز بحران‌هایی چون جنگ، انتظارات از علوم سیاسی بالا می‌رود درحالی که حتی علم پزشکی که علم طبیعی و جزو علوم دقیقه است هم نمی‌تواند همه مسائل را با قطعیت بیان یا پیش‌بینی کند، گفت: «در توان علم سیاست نیست که بتواند بگوید آینده چه خواهد شد، اما می‌تواند ابعاد هر پدیده را توصیف کرده و توضیح دهد که در این صورت شاید بتوان در آینده‌پژوهی‌ها، برحسب ترسیم سناریوهای مختلف، آینده‌های محتمل هر موضوع را پیش‌بینی کرد.»
مقصودی، یک دلیل تعین‌ناپذیری علم سیاست را روبه‌رو بودن با انسان‌ها برشمرد و گفت: «معمولاً این‌طور گفته می‌شود که انسان‌ها چیزی را می‌گویند و چیز دیگری را می‌خواهند. همچنین، اساساً در سیاست با حوادث و متغیرهای زیادی هم روبه‌رو هستیم که همه اینها ارائه یک نظر قطعی را دشوارتر می‌کند.»
این استاد دانشگاه در بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های علوم سیاسی در ایران، بررسی خاستگاه تاریخی دانش سیاست در ایران را ضروری دانست و گفت: «عقبه دانش سیاسی در ایران هم قابل توجه است. مثلاً برخی از اساتید گذشته علوم سیاسی در ایران صرفاً به حوزه نظریه توجه داشتند، برخی دیگر به تاریخ نظر داشتند و برخی هم به حقوق. درحالی که در چند دهه اخیر علوم سیاسی یک علم بین رشته‌ای شده و به همه حوزه‌ها ورود پیدا می‌کند.»
وی در توضیح بین رشته‌ای شدن دانش سیاسی، با بیان این مثال که امروز نمی‌توان جنگ را از حوزه اقتصاد جدا کرد، افزود: «دفاع یک ضرورت است، اما شرایط اقتصادی تا حد زیادی شیوه جنگیدن و حتی نوع پایان جنگ را مشخص می‌کند. این امر نشان دهنده این است که داشتن دانش سیاسی نیازمند دانستن متغیرهای زیادی از حوزه‌های مختلف است که آن را بین‌رشته‌ای می‌کند.»
مقصودی با اشاره به اینکه در ایران، گاهی علوم سیاسی با حوزه ژورنالیسم رقابت کرده است، افزود: «در این رقابت، مدام از اندیشمندان علوم سیاسی پرسیده می‌شود چرا شما درباره حوادثی که به سرعت روی می‌دهد، نظر و ایده‌ای ندارید؟ درحالی که برای ارائه یک نظر یا راهبرد در حوزه دانش سیاسی، باید ابعاد مختلف پدیده را ببینیم و در داوری خود همه این ابعاد را بسنجیم و ارتباطات آنها را در نظر بگیریم. اما امروز شاهد شکل‌گیری این انتظار از علوم سیاسی هستیم که پس از بروز حوادث و پدیده‌ها، دانشمندان علوم سیاسی سریع اظهارنظر و داوری خود را ارائه دهند. حتی برخی دستگاه‌های مرتبط با دانش سیاسی، اظهار می‌کنند که ورود اندیشمندان این حوزه‌ها به پدیده‌ها و بررسی مسائل، دیرهنگام است.»
وی با اشاره به موضوع نشست، یعنی «نسبت دانش سیاست و مسأله تجاوز خارجی به ایران»، با تأکید بر اینکه جنگ‌های اخیر علیه ایران را، نه صرفاً از زاویه مفهوم یا پدیده جنگ بلکه باید از زاویه «مسأله تجاوز نظامی» نگاه کرد، گفت: «اساساً بسته به اینکه از کدام زاویه به یک پدیده سیاسی همچون جنگ نگاه کنیم، می‌توان رویکردهای متفاوتی نسبت به آن داشت.»
این استاد دانشگاه، با طرح این سؤال که در شرایط امروز ایران، انتظار از دانش سیاسی ایران چیست و آیا انتظاری که از دانش سیاسی ایران وجود دارد، تکلیفی است یا خیر؟ تصریح کرد: «علوم سیاسی در ایران گاهی با اجبارهای فرهنگی و ساختاری مواجه است و مطابق این اجبارها، از علوم سیاسی خواسته می‌شود براساس تکلیف محول شده، عمل کند یا سخن بگوید. سؤال دیگری مطرح می‌شود که آیا این تکلیف از سوی ایران‌دوستان مطرح شده است یا غیرایران‌دوستان، یا از حوزه‌ها و نهادهای دیگر.»
وی، تعدد تکالیف متغیر و متنافر به دانش علوم سیاسی را یکی از دلایل سکوت این دانش در ایران برشمرد و با بیان اینکه این سکوت باید آسیب شناسی شود، پرسش دیگری از وضعیت دانش سیاسی در ایران را مطرح کرد:« اصلاً چه میزان از اظهارات، گفته‌ها یا راهکارهای مطرح شده از سوی دانش علوم سیاسی در ایران، عملی شده و توجه‌ها را به خود معطوف کرده است؟»
مقصودی با اشاره به اینکه بیش از 10 سال پیش «انجمن مطالعات صلح» را راه‌اندازی کرده است، اما کسی به فعالیت‌های این انجمن و دغدغه هایش توجهی نکرد، گفت: «ما حوزه علوم سیاسی را سیاه و سفید دیدیم، درحالی که دانش سیاسی بنابه ماهیت پدیده‌هایی که به آنها روبه‌رو است، اساساً خاکستری است، چرا که سیاست، همچون دیگر حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی، مبتنی بر راهبرد بده‌-بستان است.»
این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما در ایران دچار پدیده «از جا دررفتگی» هستیم، توضیح داد: «از جا دررفتگی یعنی کمتر فردی یا کمتر نهادی را می‌توان دید که در حیطه خودش فعال باشد، کما اینکه امروز مسئولان ما موضع انتقادی دارند، به این دلیل که موضع انتقادی برای فرد جایگاه می‌آورد.»
وی با بیان اینکه می‌پرسند دانش سیاسی ایران در 48 سال گذشته چه کار کرده است؟ اظهارکرد: «حوزه دانش سیاسی تا آنجا که توانسته است، کار کرده است، بنابراین، سؤال این است که پرسندگان این پرسش، خودشان چه کرده اند؟»
مقصودی با اشاره به اینکه حوزه دانش سیاسی در ایران تلاش کرده است، ولو لنگان لنگان، اما خود را بکشد، اضافه کرد:« در انجمن مطالعات صلح بیش از هزار نشست برگزار کردیم، اما درنهایت دچار سرخوردگی شدیم. ما دانشگاهیان سعی کردیم با اخلاق سیاسی یا دانش اخلاقی، با سخن و حتی گاهی با سکوت، چارچوب‌های اخلاق علمی و سیاسی را رعایت کنیم.»
وی با با بیان اینکه ارتقای کرامت انسانی، دستیابی به صلح و آرامش از اهداف انقلاب اسلامی بوده است، ادامه داد: «پس از هر انقلابی، باید دولت ملی شکل بگیرد و همه ارکان باید در همین چارچوب عمل کنند.»
این استاد دانشگاه تأکید کرد که در شرایط جنگی امروز، دانش سیاسی باید علاوه بر تأکید بر مقاومت، راهکارهای دیگری مانند توجه به دیپلماسی چندلایه، بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی و استفاده از مذاکرات چندجانبه را ارائه دهد.
مقصودی با اشاره به درخواست رئیس‌جمهوری از دانشگاهیان مبنی بر اینکه برای مسائل ایران راه‌حل ارائه دهند، تصریح کرد: «علوم سیاسی پیش از این درباره بسیاری از مسائل ایران، مانند مسائل قومی حرف زده و راهکار ارائه داده است.»
وی با تأکید بر اینکه وظیفه ما دفاع از کیان ملی و هویت ملی ماست، تصریح کرد: «مسأله من به عنوان استاد دانشگاه، همواره ایران و ایران‌گرایی بوده است. علوم سیاسی در ایران با نگاه ایران‌گرایانه و وطن‌خواهانه کار خود را انجام داد، اما در قبال تکالیفی که از حوزه‌هایی غیر از حوزه‌های علمی به دانشگاه وارد می‌شود، قدری دچار مشکل می‌شویم.»

https://irannewspaper.ir/9107/1/161868

0

جنگ و آتش بس در غیاب مردم

جنگ و آتش بس در غیاب مردم؛

بررسی تطبیقیِ دلایل و پیامدها

مجتبی مقصودی

انجمن علمی مطالعات صلح ایران

ارائه شده در ششمین همایش بین المللی جنگ و حل منازعه

تهران. دانشکده مطالعات جهان. هفتم خرداد 1404

 

بخش هایی از مقدمه سخنرانی:

          در خاتمه ربع اول قرن 21 ؛ برخلاف انتظار  عمومی هنوز هم در بسیاری از کشورها تصمیم برای آغاز و اتمام جنگ ها از سوی رهبران جهان و در غیاب مردم اتخاذ می شود. اگر چه امواج دموکراسی خواهی و دمکراتیک سازی، جهان را درهم نوردیده و بسیاری از حوزه ها را مشارکت پذیرتر ساخته است؛ ولی هنوز هم در بزنگاه های مهم تاریخی به ویژه در آغازگری جنگ و منازعه مسلحانه، کم نیستند رهبران کشورهایی که بصورتی خودکامه عمل می نمایند و بدون پرسش از رأی و نظر مردم و کم توجه به رنج و درد و آلام توده ها؛ بر شیپور جنگ  می دمند و با آغاز جنگ ویرانگری را بدانان هدیه می کنند.

        این رهبران و فرماندهان به عنوان سرداران و قهرمانان جنگ و ناجی ملت و کشور با تهییج مردم و با تقدیس دین و آیین و سرزمین و وطن، به دلایل مختلف و یا حتی گاه به بهانه هایی ملت ها را رویاروی هم قرار می دهند و جنگ هایی را رقم می زنند که تاوان آنرا علاوه بر نسل حاضر، نسل های بعد هم باید بدهند.

         از  ولادیمیر پوتین تا ولودیمیر الکساندرویچ زلنسکی، از رهبران حماس برای آغاز حمله تهاجمی به اسرائیل در ۷ اکتبر 2023 تا نسل کشی سازمان یافته فلسطینیان از سوی دولت بنیامین نتانیاهو  در غزه و جنوب لبنان و کرانه باختری کم و بیش حکایتی کم و بیش مشابه از خلاء حضور و مشارکت  واقعی و آگاهانه ملت ها در تصمیمات سرنوشت ساز دارد.

      یکی از مهمترین موانع استقرار و تعمیق صلح در خاورمیانه وجود نظام های حکمرانی و نخبگان در قدرتی است که آراء ملت های خود را نمایندگی نمی نمایند و بیشتر نمایندگی گروه های خاص را برعهده دارند. عدم نمایندگی واقعی آراء مردم از سوی نظام حکمرانی نیز به شیوه های مختلفی بوجود آمده است: بدین صورت که گاه در چارچوب فرایندی دمکراتیک به قدرت نرسیده اند و یا اگر چه انتخاب اولیه آنها از دل صندوق های رأی بوده است ولی در ادامه ی زمامداری، این زمامداران اکثریت آرائ خویش را از دست داده و حاضر به تمکین نسبت به آراء ملت های خویش نیستند و با ایجاد بحران های فزاینده بدنبال تأخیر در واگذاری قدرت به دیگر نیروهای سیاسی- اجتماعی هستند. همچنان که کهگاه دولت‌ها برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی، جنگ را به‌عنوان یک راه‌حل ارائه می‌دهند (مانند جنگ فالکلند برای نظامیان آرژانتینی). به علاوه تجربه تاریخی نشان داده است که گروه‌های در قدرت  برای ادامه حیات خود ممکن است با دامن زدن  به شرایط ناصلح اعم از ایجاد تنش، درگیری، منازعه و جنگ، فضای نامناسبی از رعب و وحشت را برای حذف رقبای خویش فراهم می سازند و از عادی سازی امور و شرایط سرباز زنند.

      این مقاله در چارچوب ملاحظات فوق تلاش دارد تا با بهره گیری از نظریات حوزه صلح و منازعه به ویژه در نظام های اقتدارگرا با کاربست روش تطبیقی دلایل و نتایج این رویکرد یکه سالارانه را مورد طرح و بررسی قرار دهد.

 

کلید واژه ها: جنگ و آتش بس، نظام های اقتدار گرا، روش تطبیقی، فرایند دموکراتیک

0

معرفی کتاب «جامعه شناسی سیاسی»

کتاب جامعه شناسی سیاسی

نویسنده: مجتبی مقصودی 

ناشر: سازمان سمت. صفحات کتاب : 240

خلاصه اثر

هدف کتاب جامعه‌شناسی سیاسی عبارت است از بازخوانی حدود و ثغور، مفاهیم و موضوعات اصلیِ جامعه‌شناسی سیاسی، و مخاطب اصلی آن جامعه دانشگاهی از مقطع کارشناسی تا تحصیلات تکمیلی است. کتاب با تشریح جامعه‌شناسی سیاسی کلاسیک و معاصر، با شیبی ملایم تلاش دارد تا از خلال فهم مهم‌ترین نیروهای اجتماعی و جایگاه آنها در جامعه، تطوّر مفهومی و مصداقی هر یک از گروه ها و لایه‌های اجتماعی را در تعامل با دولت و نهادهای مدنی و سیاسی به گونه‌ای فشرده ولی گویا و به زبانی ساده بررسی کند. مباحث دیگر این کتاب عبارت‌اند از: گونه‌شناسی و صورت‌بندی نظریه‌های دولت و تعاملات و تقابلات دولت و جامعه در پرتو دوگانه‌های خُرد/کلان و عینی/ذهنی و نیز مفاهیم، مکاتب و پارادایم‌های اصلی این حوزه با بن‌مایه‌های منتقدانه.

0
ادامه مطلب

توسعه و منازعات قومی

نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی

دکتر مجتبی مقصودی 

- عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی ( واحد تهران مرکز ) 

چکیده

در یکی از ساده‏ ترین و در عین حال گویاترین تعاریفی که از توسعه صورت پذیرفته است، توسعه به مثابه جریانی چند بعدی ( سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) دانسته شده است که در حرکت پیش‏رونده خویش کاهش فقر، بیکاری، نابرابری و صنعتی شدن هر چه بیشتر، ارتباطات بهتر، ایجاد نظام اجتماعی مبتنی بر عدالت و افزایش مشارکت مردم در امور روزانه سیاسی را در پی دارد.

ﻣﺆﻟﻒ ﺑﺎ ﻃﺮﺡ چهار ﺩﻳﺪگاﻩ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻭ ﺳﺘﻴﺰﻩﻫﺎﻱ ﻗﻮﻣﻲ؛ ﻳﻌﻨﻲ ﻧﻈﺮﻳﺎﺕ ﺳﻨﺘﻲ، ﺟﺪﻳﺪ، ﻣﺮﺣﻠﻪگذﺍﺭ ﻭ فرانوگرایی، ﺿﻤﻦ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﺼﻮﻳﺮﻱ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺟﺎﻣﻊ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺣﻮﺯﻩپژﻭﻫﺶ، ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﺍﻳﺮﺍﻥ پرﺩﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺌﻮﺭﻳﻬﺎﻱ گفتهﺷﺪﻩ، ﻣﺴﺎﻳﻞ ﻗﻮﻣﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﻣﺨﺘﺼﺮﻱ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﻃﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻴﻬﺎﻱ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﻱ ﺑﻌﺪﻱ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲﺁﻭﺭﺩ.

Development and Ethnic Conflicts

 

mojtaba maghsoudi

Abstract

Ethnic conflicts have been studied and explained from various perspectives. Different aspects of these conflicts have been analyzed and explained by many scholars. In multi-ethnic countries, the impacts of ethnicity, ethnonationalism and ethnic conflicts underdevelopment programs and their implementation should be taken into consideration. This article examines four approaches to ethnic conflict and development: traditional, modern ,transitional and postmodern. The author applies some of the insights of these theories to ethnicity in contemporary Iran.

فصلنامه مطالعات راهبردی.دوره 1، شماره 1، پاییز 1377

dor 20.1001.1.17350727.1377.1.1.12.3

0

مصالحه سیاسی و توسعه در ایران

مصالحه سیاسی و توسعه در ایران؛ بررسی چند گزاره ی نظری و انضمامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

مجتبی مقصودی 

استاد گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکزی، تهران، ایران

https://doi.org/10.22034/ipsa.2022.4445.3861

چکیده

پژوهش پیش رو ضمن تأکید بر توسعه به مثابه آرمانی ملی و فراگیر در سطح جهان، با طرح و تشریح نظریه‌ها و دیدگاه های معطوف به نسبت میان "مصالحه و مصالحه سیاسی" با "توسعه و توسعه ملی" به ویژه نظریاتی که مدعی اند توسعه در بستر صلح و جهان عاری از خشونت و جنگ محقق خواهد شد تلاش دارد نسبت میان مصالحه سیاسی و توسعه ملی در ایران را بازنمایی نموده، به ضرورت و بایسته های آن بپردازد. 
در چارچوب ملاحظات نظری و رویکردی این اثر؛ جوامع و از جمله جامعه، نیروهای اجتماعی، نخبگان و نظام سیاسی در ایران برای رسیدن به توسعه ناچارند تا از میزان تعارضات و درگیری‌های درونی و بیرونی کاسته و توان و همت خود را در بستری مصالحه‌جویانه و آرامش طلبانه برای نیل به توسعه و پیشرفت تجمیع نمایند. بر اساس این الگو و در قالب روشی کیفی و گردآوری اسنادی- کتابخانه ای داده ها؛ مقاله به طرح 5 گزاره کلیدی که ناظر بر الزامات و بایسته های انضمامی و راهبردی برای دستیابی به مصالحه سیاسی و توسعه است می پردازد.
در وجوه ایجابی و سلبی؛ خروج از بدفهمی ها و کژفهمی ها نسبت به موضوع مصالحه، تبدیل گفتمان های سلبی به گفتمان های ایجابی و الگو بودگی، شناسایی حداکثری کنشگران، ظرفیت سازی برای توسعه نهادهای مدنی و آموزش شهروندی و گفتمان سازی درباره صلح، 5 گزاره ای است که نویسنده در این مقاله مورد دقت نظر قرار می دهد.

واژگان کلیدی: مصالحه، مصالحه سیاسی، صلح، توسعه، ایران

0

زمینه‌ها و ظرفیت‌های چیرگی ملی‌گرایی در چشم‌انداز آینده‌ی ایران

زمینه‌ها و ظرفیت‌های چیرگی ملی‌گرایی در چشم‌انداز آینده‌ی ایران

مجتبی مقصودی

اهورا راهبر

فصلنامه سیاست، دوره 55، شماره 4، دی 1404

چکیده

مقاله حاضر با روشی کیفی،رویکردی رئالیستی، آینده‌نگرانه و انتقادی و با بهره‌گیری از روش تاریخی و چارچوب مفهومی ملی‌گرایی، به بررسی زمینه‌ها و ظرفیت‌های ملی‌گرایی نوین به عنوان گفتمانی مؤثر برای آینده ایران می‌پردازد. پرسش کلیدی این است که با توجه به وضعیت کنونی، مهمترین زمینه‌ها و ظرفیت‌ها برای رشد و چیرگی گفتمان ملی‌گرایی در آینده ایران کدامند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد دو سطح از عوامل در این زمینه‌سازی نقش دارند: نخست، بحران‌های حکمرانی در چند دهه اخیر (شامل بحران‌های نظرورزی، کارآمدی، مسئولیت‌ناپذیری و چپ‌گرایی) و دوم، ظرفیت‌های ذاتی ملی‌گرایی نوین در قالب بازنمایی گفتمان ایرانشهری (شامل نوستالژی تاریخی، حمایت از سبک زندگی جوانان، توجه به حقوق زنان و اقلیت‌ها، نمادسازی هنری-رسانه‌ای و تکیه بر فرهنگ پیشرو ایرانی). مقاله با نگاهی انتقادی، ملی‌گرایی نوین را به عنوان آلترناتیوی قابل تأمل برای خروج از بن‌بست کنونی مطرح می‌کند.

کلیدواژه‌ها: ملی‌گرایی، ایران، هویت ملی، آینده، حکمرانی، ملی‌گرایی نوین، گفتمان ایرانشهری، توسعه.

0
درباره

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین 1
  • بازدید امروز 12
  • بازدید گوگل امروز 0
  • بازدیدکنندگان امروز 6
  • بازدیدکنندگان دیروز 6
  • بازدیدکنندگان هفتگی 39
  • بازدیدکنندگان ماهانه 39
  • کل بازدیدها 92
  • کل بازدیدهای گوگل 0
  • کل بازدیدکنندگان 39
  • عمر وبلاگ 3 روز
تمامی حقوق محفوظ است ©