تبلیغات
سیاست و پژوهش، دکتر مجتبی مقصودی - مطالب گفتگو و هم اندیشی

در بزرگداشت مقام دکتر محمد رضوی

فراخوان مقاله، یادداشت و عکس برای انتشار ویژه نامه 

   به پاس یک عمر تلاش صادقانه ی اندیشمند فرزانه و استاد بی بدیل اندیشه سیاسی در غرب  دکتر محمد رضوی و ارتقاء هویت جمعی و حرفه ای دانش سیاست، ما شاگردان این پیر فرزانه در تلاش هستیم تا در پاسداشت مقام این گرانمایه ی سترگ ویژه نامه ای را تدارک ببینیم، تا شاید بتوانیم از رهگذر انتشار این ویژه نامه، بخشی از وظیفه دانشجویی را بجا آورده باشیم.

    پیرو چنین رویکردی از همه علاقمندان به این استاد گرانقدر اعم از دانشجویان و همکاران محترم دانشگاهی تقاضا دارم یادداشت ها، مقالات، خاطرات و عکس خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال فرمایند.

با آرزوی عمر با عزت برای این معلم گرانسنگ

Maghsoodi42@yahoo.com

Maghsoudi.mojtaba@yahoo.com




درج شده در تاریخ یکشنبه 14 دی 1393
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: محمد رضوی، اندیشه سیاسی در غرب، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، فراخوان، ویژنامه،
     سخنرانی استادان علوم سیاسی

    انجمن جامعه شناسی ایران با همکاری برخی انجمن های علمی و نهادهای دانشگاهی و پژوهشی کشور  و از جمله انجمن علوم سیاسی ایران به منظور تقویت دانش و گسترش ادبیات علمی حوزه علوم اجتماعی و ارتقاء کمی و کیفی پژوهش اجتماعی و فرهنگی، سومین همایش دوسالانه ملی « پژوهش اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران» را با محور ویژه «آینده پژوهی اجتماعی و فرهنگی» و با 23 میزگرد و نشست تخصصی، و حضور اساتید برجسته این عرصه در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه مورخ 26 و 27 آذرماه 1393برگزار می کند. این همایش عرصه ای را برای بحث و تبادل نظر اصحاب و علاقمندان علوم اجتماعی پیرامون پژوهش اجتماعی و فرهنگی فراهم می سازد. 
    در این همایش از سوی استادان علوم سیاسی چهار سخنرانی ارائه خواهد شد. دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی با موضوع "رویکردهای اجتماعی و فرهنگی در پژوهش سیاسی " در سالن آفتاب مجموعه ایوان شمس در ساعت 10/30 صبح چهارشنبه 26 آذر سخنرانی خواهند داشت. در بعد ازظهر روز دوم (پنجشنبه27 آذر ساعت 14)  در سالن آسمان سه استاد دیگر علوم سیاسی سخنرانی خواهند داشت. دکتر مجتبی مقصودی با عنوان " جای خالی مشارکت علمی در فرایند تحول و ارتقاء علوم سیاسی ایران؛ نگاهی آینده پژوهانه" ،  دکتر محمد جواد حق شناس  با عنوان " تدوین قانون جامع فعالیت های سیاسی  ضرورت امر توسعه  سیاسی" و دکتر علی مرشدی زاد با عنوان "مساله شناسی فرهنگ سیاسی از دریچه توسعه سیاسی"  سخنرانی خواهند داشت.




درج شده در تاریخ یکشنبه 23 آذر 1393
طبقه بندی: مقالات،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: همایش ملی پژوهش اجتماعی و فرهنگی، انجمن جامعه شناسی، مجتبی مقصودی، محمد جواد غلامرضا کاشی، محمد جواد حق شناس، علی مرشدی زاد،
نشست بررسی

آسیب‌شناسی پژوهش‌های علوم سیاسی و اجتماعی



با حضور

احسان ارکانی

معاون توسعۀ مدیریت و منابع انسانی استانداری خراسان رضوی

دکتر مجید حیدری

پژوهش‌گر علوم اجتماعی و استاد دانشگاه

دکتر محسن خلیلی

دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

دکتر سعید گازرانی

عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی (واحد مشهد)

 

زمان: 26 آذرماه 1393 / ساعت: 14:30 تا 17

مکان: قاسم‌آباد، استاد یوسفی شرقی، 
سالن اجتماعات دانشکدۀ حقوق، 
علوم سیاسی و زبان‌های خارجی
دانشگاه آزاد اسلامی (واحد مشهد)



درج شده در تاریخ چهارشنبه 19 آذر 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  اخبار،  عمومی،  گفتگو و هم اندیشی، 
برچسب ها: انجمن علوم سیاسی ایران- شعبه مشهد، آسیب شناسی پژوهش های علوم سیاسی، محسن خلیلی، سعید گازرانی، مجید حیدری، احسان ارکانی،

 یک بستر و دو رویا؛ در مدح و مذمت خشونت

مجتبی مقصودی

همایش نقش آموزش در  صلح و توسعه پایدار با تاکید بر کشورهای در حال توسعه/ انجمن ترویج علم ایران/ تهران/ 19 آبان 1393

چکیده:

    جامعه پذیری سیاسی از جمله مفاهیم کلیدی حوزه جامعه شناسی سیاسی است که ناظر بر روند آشنایی، درونی سازی و همنوایی فرد با هنجارها، وظایف، حقوق و نقش های سیاسی خود در جامعه است که از خلال فرایند مستمر آموزشی به جامعه و به ویژه به کودکان، نوجوانان و جوانان و به نسل های آینده منتقل می شود. هدف جامعه پذیری سیاسی تربیت افراد به‌ صورتی است که اعضای موثرجامعه سیاسی باشند. جامعه پذیری سیاسی در ایران هم چون همه کشورها با هدف فرهنگ سازی عمومی از مجاری رسمی و غیر رسمی به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق نظام آموزشی، نظام رسانه ای و مطبوعاتی و تریبون ها و نهادهای عمومی و نیز عملکرد نخبگان و گروه های مرجع بصورت گسترده در میان آحاد جامعه و به ویژه نسل جوان و آینده سازان کشور توزیع و درونی سازی می شود.

   در فرایند جامعه پذیری سیاسی نقش دولت و نهادهای رسمی و دولتی اهمیتی دو چندان می یابد. این اهمیت در ساختار سیاسی ایران با چهار ویژگی مهم "اقتصاد مبتنی بر نفت"، "رویکرد و فرهنگ اسلامی - ایرانی "، "تنوع و تکثر فرهنگی" و "قرار داشتن در ژئوپلیتیک پرخشونت خاورمیانه" اهمیتی تام و کمال می یابد و مسئولیتی تاریخی، حساس، بی بدیل و سرنوشت ساز بدین دولت می بخشد.

   با چنین مفروضاتی؛ نسبت، رویکرد، عملکرد و مسئولیت دولت و نهادهای دولتی به مثابه کلیتی یکپارچه که از بودجه عمومی و بیت المال اداره می شوند با موضوع، مفهوم و مسئله ای به نام خشونت چگونه است؟ سهم دولت و نظام آموزشی و از جمله برنامه درسی اعم از پنهان و آشکار در فرهنگ سازی صلح و دوستی و جامعه پذیری سیاسی با محتوی، مضمون و تولید ادبیات تساهل، مدارا و رواداری و ممانعت از بازتولید خشونت چگونه است؟ نقش دیگر نهادهای سیاسی – فرهنگی در این عرصه چگونه است و چه قرائت و رویکردی را بازنمایی و به جامعه پذیری سیاسی صلح و خشونت زدایی کمک می کنند؟

    "یک بستر و دو رویا" روایت دوگانگی ها و تعارضاتی است که یکبار "آندره فونتن" تاریخنگار و ژورنالیست فرانسوی و سرمقاله نویس روزنامه لوموند در روایت تاریخ تنش زدایی بعد از دهه 1960 ترسیم کرد و امروز منطقه خاورمیانه و جامعه ایران در عرصه جامعه پذیری سیاسی و فرهنگ سازی بیش از همه به فهم و چاره جویی آن نیاز دارد.تا بدین طریق غیریت سازی و خشونت زایی به حاشیه رانده شده و صلح طلبی و مدارا جویی برکشیده شود.




درج شده در تاریخ جمعه 30 آبان 1393
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: جامعه پذیری سیاسی، فرهنگ سیاسی، خشونت، صلح، خاورمیانه، ایران، آندره فونتن،

بشیریه: بومی سازی، درونی سازی و کاربردی سازی

گفتگو با مجتبی مقصودی

مهرنامه، سال پنجم؛ شماره 38، مهرماه 1393، ص50 و 51


دکتر بشیریه یکی از مولفان و مدرسان اصلی جامعه شناسی سیاسی در ایران پس از انقلاب بوده اند. فکر می کنید وضعیت این علم در ایران امروز چگونه است و دکتر بشیریه چه تاثیری روی آن گذاشته اند؟

    اجازه می خواهم با رویکردی انتقادی نسبت به سوال شروع کنم که مفهوم و جهت گیری تقلیل گرایانه ای در بطن آن نهفته است. بشیریه تنها یکی از مولفان و مدرسان اصلی جامعه شناسی سیاسی در ایران پس از انقلاب و تنها در محدوده ی دانشگاه نبود. جامعه شناسی سیاسی در ایران به مثابه یک علم، مدیون اندیشه های دکتر حسین بشیریه است. بشیریه تجسم تمام نمای جامعه شناسی سیاسی مدرن در ایران است. مانایی، پایایی و تاثیر سنت فکری و مطالعاتی بشیریه در حوزه جامعه شناسی سیاسی ایران و در سطح کشور، همچون اندیشه های مارکس در سطح جهان است که نه تنها موافقان و موافقان بر جایگاه اندیشه ای و قوت و پایگاه علمی آن اذعان دارند و بخش زیادی از اندیشمندان بعد از مارکس و حتی تا کنون بر له و یا علیه وی قلم فرسایی کرده اند . بلکه، تاثیرگذاری این اندیشه در پرورش نسلی از پرورش یافتگان علوم سیاسی و علوم اجتماعی انکار ناپذیر است. در مورد جامعه شناسی سیاسی ایران نیز چنین است. اصولا مگر می شود از جامعه شناسی سیاسی ایران سخن راند ولی آثار بشیریه را از قلم انداخت.   بشیریه در پیوند نظر و عمل، اندیشه ورزی و سیاستگذاری گام های موثری برداشت و کمتر دانشجو و پژوهشگر حوزه سیاسی – اجتماعی که حداقل مطالعاتی داشته باشد، می تواند نقش این استاد گرانقدر را نادیده بگیرد. چارچوبه های نظری و مفهومی بشیریه و الگوهای اندیشه ای وی همچنان در اکثر کلاس های دانشگاهی تدریس می شود. به نظر من جامعه شناسی سیاسی در ایران بدون بشیریه رشته ای ناتمام و ابتر محسوب می شود.

    برخی معتقدند جامعه شناسی سیاسی به مانند دیگر علوم اجتماعی با سابقه فرهنگی و تمدنی ایران نسبتی ندارد و به طور مشخص  اصطلاحات جامعه شناختی مانند چپ و راست و طبقه متوسط و  ایدیولوژی های سیاسی  گویای اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران نیست. فکر می کنید دکتر بشیریه تا چه اندازه توانست این دانش را در ایران بومی کند؟

    واژه "برخی" مفهومی کلی و بدون هویتی است. ادبیات نفی و سلبی، کلی گویی هایی بدون بنیان های علمی چاره تحلیل، تفسیر و تبیین های جامعه شناسی سیاسی نیست. بدوا مشخص نماییم مشکل ما آیا بشیریه و اندیشه های وی است و یا علمی به نام جامعه شناسی سیاسی؟!  جدای از این نکته که حتی جامعه شناسی سیاسی در تاریخ فرهنگی ایران دارای ریشه های تاریخی است؛ سنت گفتگو و نقد علمی را در این عرصه کارساز می بینم. برخی مفاهیم نظیر نیروها و گروه های اجتماعی، یا به نقل از شما دقیقا همین اصطلاحات چپ، راست، طبقه متوسط سنتی و جدید، احزاب و گروه های ذینفوذ را چه بنامیم که گویای محتوی، مضمون، هویت و ساختار و واقعیت وجودی آنها باشد؟  فراموش نکنیم جامعه شناسی سیاسی با نیروها و گروههای اجتماعی، مفهوم و گونه شناسی دولت، مفاهیم، مسائل و پارادایم ها ...پدیده های اجتماعی، مناسبات و روابط اجتماعی و مطالعات روش شناسی، رویکردی، نظری و آینده پژوهانه سروکار دارد و دقیقا با همین ابزارها می توان جامعه ایران را فهم کرد. قطعا بومی سازی، غنی سازی، کاربردی سازی  درونی سازی از طریق فهم و کاربست انتقادی حاصل خواهد آمد و سهم بشیریه در این عرصه ارج نهادنی است.

   از مهمترین دغدغه های دکتر بشیریه در دهه هفتاد «گذار به دموکراسی» بود. این در واقع، تعیین یک سرفصل برای علوم سیاسی بود که دانشجویان زیادی را هم از خود متاثر کرد؟ فکر می کنید گذار به دموکراسی هنوز هم به عنوان موضوع علوم سیاسی دارای اهمیت است؟

   گذار به دموکراسی به ویژه برای کشورهای در حال توسعه امری مهم، حیاتی و گاه با سرنوشت سیاسی و آینده حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها همبسته است. در این عرصه دو رویکرد کلان وجود دارد. سنت جامعه شناسی سیاسی کلاسیک، گذار به دموکراسی را یک پروسه طولانی مدت می داند. دموکراسی ماندگار محصول تجربه ی تاریخی، تمرین دموکراسی، همزیستی قانونمند و بستر سازی های فرهنگی- روانی و آموزشی، اجتماعی و اقتصادی است. در این سنت درونزا؛ آموزش، تمرین دموکراسی و پذیرش، به رسمیت شناختن و شناسایی دیگری از هر دین، مذهب، نژاد، قوم و قبیله و آیینی به مثابه یک ارزش از جایگاه ویژه ای برخوردار است و حقوق شهروندی بدنه و جوهره اصلی دموکراسی را تشکیل می دهد. تجربه دموکراسی های اروپایی بهترین مثال در این عرصه است.

   جامعه شناسی مدرن با تکیه بر نهادسازی های نوین راه میان بر را ترویج و توصیه می نماید. روایتی که در افغانستان و عراق در حال تجربه شدن است و ارزیابی توفیق و یا عدم توفیق آن نیازمند زمان بیشتری است. در این نحله نهادگرایان نوین این نظر را مطرح می نمایند که با نهادسازی و ساختارسازی های مردم سالارنظیر؛ تدوین قانون اساسی، نهاد پارلمان، نظام حزبی، مکانیزم های قانونی و شفاف پیکارهای سیاسی، استقرار نهادهای نظارتی و کنترلی شرایط لازم برای همکاری و تعامل گروه های سیاسی – اجتماعی مهیا خواهد شد و فرایند چند سده ای در کوتاه مدت قبل و گاه به شکل برونزا حصول خواهد بود. آنچه با قاطعیت می توان بیان نمود این است که فارغ از هرگونه رویکردی گذار به دمکراسی برای کشورهای در حال توسعه با مشروعیت نظام های سیاسی و کارآمدی و مقبولیت همبسته است. اگر دکتر بشیریه در دهه 1370 با آینده اندیشی موضوع گذار به دموکراسی را به عنوان دغدغه جامعه شناسی سیاسی ایران مطرح کرد، این موضوع در حال حاضر در سطح خاورمیانه تبدیل به یک اپیدمی و در میان اکثر طبقات و اقشارموضوعی فراگیر شده است. از تونس تا مصر، لیبی، سوریه و یمن متاثر از این مطالبه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اند. علیهذا، امیدوارم در برنامه ریزی جدید آموزشی رشته علوم سیاسی، این سرفصل مهم مغفول نیفتد و آن چنان که شایسته و بایسته است به آن، حداقل با رویکرد انتقادی بدان پرداخته بشود و صد البته جا دارد از نقش و جایگاه دکتر بشیریه در گسترش ادبیات گذار به دموکراسی، به ویژه به جهت بومی سازی، درونی سازی، کاربردی سازی و کمک به امر سیاستگذاری در ایران و از جمله تاثیر ان در اجرای قانون شوراها و تدوین پیش نویس قانون شهروندی تجلیل شایسته ای به عمل آید.

   نظریه گذار به دموکراسی دکتر بشیریه بسیار متکی به نقش نخبگان در فرایند گذار به دموکراسی بود. نظر شما در این باره چیست؟ اتفاقات چند سال گذشته ایران این نوع نگاه را تائید نکرده است؟

  هر چند در کلیت موضوع با شما موافقم و منطقی است و آرزو دارم  که از نخبه سالاری در فرایند گذار به دموکراسی به عنوان حاملان اصلی و پیشگامان این عرصه عبور کنیم و هر فردی به عنوان شهروند مسئول دغدغه محور، سهمی در این فرایند را بر عهده بگیرد؛ ولی چه باید کرد که نمی توان نقش نخبگان سیاسی- اجتماعی و فرهنگی را نادیده گرفت. آنچه در پرسش شما کلیدی است و بنده با آن موافقم: تضعیف طبقه متوسط نخبه گرا در طول 8 ساله گذشته است که عملا با افول وضعیت اقتصادی، کاهش سطح درآمدی؛ استقلال و توانمندی اقتصادی خود را تا حدودی از دست داده است و از اعتماد به نفس گذشته خود در تقویت فرایند گذار به دموکراسی تا حدودی فاصله گرفته است. هرچند با همه ی این ملاحظات این طبقه و این نخبگان همچنان بخت و نقش اول را در گذار به دموکراسی ایفاء خواهند کرد.




درج شده در تاریخ چهارشنبه 7 آبان 1393
طبقه بندی: گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: حسین بشیریه، جامعه شناسی سیاسی، ایران، مجتبی مقصودی، مهرنامه،

مجتبی مقصودی در کافه خبر

چگونه می توان داعش را مهار کرد؟
خبر آنلاین / کافه خبر
سعید جعفری پویا

   منطقه پرهویت و پر قومیت خاورمیانه همچنان در ریشه اختلافات و تضادها می‌سوزد، بی آنکه از حجم واگرایی‌ها کاسته شود. نه تنها دولت - ملت‌سازی به مفهوم کامل آن در میان جوامع عربی خاورمیانه شکل نگرفته که همچنان قومیت، دین و مذهب حرف اول و آخر را در یارگیری‌ها و نزاع‌های این جوامع می زند. دکتر مجتبی مقصودی رئیس پیشین انجمن علوم سیاسی معتقد است گام‌هایی برای عبور و خروج از این وضعیت برداشته شده است، اما کافی نبوده است، چرا که غیریت سازی‌های ایدئولوژیک و دینی امکان تعامل و کنار گذاشتن اختلافات را نمی‌دهد. استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بر این نظر است تا زمانی که با خشونت پاسخ خشونت داده می‌شود نمی‌توان به خروج از این وضعیت امیدوار بود. مجتبی مقصودی که روزهای پایانی تابستان به کافه خبر آمده بود؛ تنها راه پیش روی خاورمیانه گفتگو، تعامل و شکل‌گیری اعتدال با محوریت ایران، ترکیه و عربستان می داند.. رئیس پیشین انجمن علوم سیاسی که طی این سال‌ها توانست تحولی اساسی در این نهاد غیردولتی ایجاد کند و انجمن را به عنوان یکی از موفق ترین مجموعه های علمی غیردولتی کشور معرفی کند، این روزها در کسوت عضو هیئت‌ رئیسه انجمن در صحنه حضور دارد. در ادامه مشروح گفتگوی خبر آنلاین با بانی و مؤسس انجمن علوم سیاسی ایران و مدرس دانشگاه می‌خوانید.

   خاورمیانه عربی همچنان در بن بست شکل‌گیری و تشکیل روند دولت - ملت‌سازی قرار دارد و شاهدیم که مردم این جوامع بیش از اینکه بر اولویت‌های ملی تاکید کنند، همچنان بر مؤلفه‌های قومی، دینی و مذهبی اصرار می‌ورزند. این عقب‌ماندگی از چه عواملی نشأت گرفته است؟

   در منطقه خاورمیانه عربی تقریباً 20 کشور حضور دارند که حدوداً 300 میلیون جمعیت هم در این کشورها زندگی می‌کنند. برای پاسخ به سؤال شما بهتر است ابتدا وضعیت اجتماعی و جمعیتی این مناطق را بررسی کنیم. البته در همه جای جهان ناهمگونی وجود دارد، ولی ناهمگونی منطقه خاورمیانه عربی قابل تأمل است.  تلفیقی از اعراب و دیگر گروه‌های قومی و نژادی در این منطقه حضور دارند. تقریباً حدود 50 میلیون غیر عرب در این منطقه زندگی می‌کنند. اگر بخواهیم به ترکیب جمعیتی به لحاظ قومی، مذهبی و دینی رجوع کنیم، منطقه خاورمیانه خاستگاه ادیان الهی است و بزرگ‌ترین ادیان الهی آنجا هستند و خود این ادیان الهی هم بعدها شاخه‌شاخه شدند. از بین مسلمانان هم دو گروه عمده شیعه و سنی هستند ولی این تنها ترکیب موجود نیست و مجموعه گسترده‌تری مشاهده می‌شوند و حتی ایزدی‌ها، علوی‌ها، دروزی ها در مجموعه مسلمانان حضور دارند که به لحاظ تعلق خاطر تفاوت‌هایی دارند و هر کدام از این‌ها به لحاظ تمرکز جمعیتی در بخش‌هایی از مناطق چند کشور حضور دارند و این خود مخاطره برانگیز است. درعین‌حال اقلیت‌های مسیحی مانند قبطی ها در مصر، ارمنی‌ها در سوریه و لبنان، آشوری‌ها در موصل و مارونی ها در لبنان هم بر پیچیدگی این مجموعه افزوده است. در نتیجه این ترکیب جمعیتی برخواسته از آن خاستگاه دینی - مذهبی  تنوع ویژه‌ای را به این منطقه می‌بخشد. شاید در شرایط عادی شما مطرح کنید که این تنوع ترکیب جمعیتی در همه جای جهان است، بله همین طور است، ولی در همه جای جهان زودتر فرآیند دولت - ملت‌سازی آغاز شده است. گام‌های زیادی برداشته شد و در واقع پروسه دولت - ملت‌سازی را تا اندازه‌ای پیش بردند. اما مشکل آنجایی آغاز می‌شود که پروسه دولت - ملت‌سازی در کشورهای خاورمیانه دیرتر انجام و آغاز شد.

 

   این روند با تأخیر، موفقیت‌هایی هم داشته است؟

     واقعیت این است که این روند چندان قرین توفیق نبوده است. تا حدودی می‌توانیم بگوییم گام‌های اولیه برداشته شد ولی نمی‌توانیم بگوییم به صورت کامل این روند انجام پذیرفته است. اگر ما فرآیند دولت - ملت‌سازی را استحاله گروه‌های قومی، دینی، مذهبی و نژادی در یک بافت اجتماعی فراگیرتر به نام ملت ببینیم، به طور مشخص در خاورمیانه کمتر این رویه انجام شده است. البته طبیعتاً برخی کشورها گام‌های بیشتری برداشتند و در برخی گام‌ها محدودتر بوده است. در واقع مقصود من این است که پروژه دولت - ملت‌سازی به دلایلی به توفیق کامل منتج نشد.

 

   این دلایل را بر می شمرید؟ چه عوامل و مؤلفه‌هایی سبب شده تا این فراگرد قرین موفقیت نباشد؟

   بخشی از این ناکامی و تأخیر متأثر از عوامل برونزا هستند. بخشی هم البته درون‌زا هستند. شاید تفاوت دولت - ملت‌سازی در کشورهای اروپایی و توسعه‌یافته با کشورهای خاورمیانه عربی این است که در آن کشورها بیشتر عوامل درون‌زا تأثیرگذار بوده‌اند، اما در خاورمیانه عربی بیشتر مؤلفه‌های برونزا موثر بوده‌اند. یکی دیگر از دلایلی که این روند قرین موفقیت نشد، انقطاع‌های تاریخی است. اساساً دولت - ملت‌سازی با مفهوم مدرنیته شکل می‌گیرد. یکی از روندهای مدرنیته ورود نهادهای مدرن سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به جامعه است. مانند حزب، نهادهای مدنی جدید، مجلس، پارلمان، دستگاه‌های کنترلی و نظارتی قانون اساسی و ارتش نوین، نظام آموزشی نوین و امثالهم جز ابزارهای دولت - ملت‌سازی هستند. یعنی در تمام کشورهایی که دولت - ملت‌سازی را با موفقیت سپری کرده‌اند، این روندها مشاهده شده است. در خاورمیانه عربی هم این روندها آغاز شد، ولی نکته‌ای که وجود داشت این است که این رویه در این کشورها با ایدئولوژی همراه بود و این ایدئولوژی‌ها نتوانست این پروسه را به سرانجام برساند. ضمن اینکه این ایدئولوژی‌ها به صورت کامل و پیوسته نبوده است. در یک دوره‌ای ناصریسم، در دوره‌ای بعثیسم، در دوره دیگر سوسیالیسم و حتی در بازه زمانی دیگر پان عربیسم!. این‌ها اجزایی از ایدئولوژی سازنده دولت - ملت‌های نوین در خاورمیانه عربی بودند. به نظر من این شیوه دولت- ملت سازی به اتمام نرسیدند و هر یک از آن‌ها در یک جایی دچار انقطاع شدند. هر یک از این‌ها با مشکلات درون‌زا و برونزا مواجه شدند. به نظر می رسد تا زمانی که نظام بین‌المللی دو قطبی بود، تکلیف دولت ملت‌سازی‌ها مشخص تر بود. ضمن اینکه ایدئولوژی‌های فائقه که یکی سوسیالیسم و دیگری سرمایه‌داری بود و مشخص بود که شما در  کدام جبهه هستید و آن اردوگاه از شما حمایت می‌کرد. محمل سوسیالیستی خیلی از تکالیف را برای شما مشخص می‌کرد و هدف و مسیر را معین می‌کرد، اما با برداشته شدن چشم‌انداز سوسیالیستی و آرمان‌خواهی‌های سوسیالیستی کل کشورهای خاورمیانه با توجه به فرآیند جهانی شدن، دچار خلاء آرمانی و از هم پاشیدگی فکری شدند. پس یک مولفه انقطاع تاریخی است، دوم عدم بهره‌گیری مناسب و مستمر از ایدئولوژی تمام کننده است و هر از چند گاهی با یک ایدئولوژی رقیب رو به رو شدند. در آوردگاه خاورمیانه عربی در مقابل اسرائیل عدم موفقیت در مقابل آن رژیم به نوعی نقطه منفی در کارنامه دولت - ملت‌سازی آن‌ها هم محسوب می‌شد. یعنی اگر دولت مصر می‌توانست صحرای سینا را پس بگیرد و با اسرائیل مقابله کند، در روند دولت - ملت‌سازی توفیق محسوب می‌شد. هیچ‌یک از این‌ها نتوانستند در مقابل آوردگاه اسرائیل و متحدانش علی‌رغم اینکه 20 کشور بودند قرین توفیق شوند و در نتیجه آن ناتوانی، اصلاً سازه دولت - ملت آن‌ها را هم زیر سؤال برد. البته این مسئله باعث شد تا مؤلفه‌های هویتی را هم پررنگ کند. این مسئله انسجام هویتی را میان اعراب بیشتر کرد ولی تنها در این حد بود که نظام‌ها را حفظ کند. اینکه حرکتی به پیش بردارند که ملت‌های مسلمان منطقه را مجاب کند که این دولت ملت‌سازی موفق شوند خیلی قرین موفقیت نبوده است.


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ چهارشنبه 2 مهر 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: داعش، مجتبی مقصودی، خاورمیانه، کافه خبر، خبر آنلاین، هویت، قومیت،
نگاهی به انجمن علوم سیاسی ایران در گفت‌وگو با مجتبی مقصودی
از اندیشه آرمانشهری تا واقع‌گرایی
                                                                                                          روزنامه فرهیختگان
شماره 1481، دوشنبه 31 شهریور 1393، ص 7
سیرانوش موسوی

      حوزه علوم سیاسی کشور در سال‌های اخیر، به‌ویژه در یک دهه گذشته با فعالیت‌های گسترده‌ای علمی روبه‌رو بوده است. نام انجمن علوم سیاسی ایران، به‌عنوان یک نهاد کاملا تخصصی و علمی بر سر زبان‌هاست. کسب رتبه «الف» از سوی کمیسیون انجمن‌های علمی کشور و برگزاری حدود 30 همایش ملی، نشست‌های کارشناسی، جلسات نقد و بررسی کتاب و راه‌اندازی سه دفتر منطقه‌ای در تبریز، مشهد و زنجان، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و گسترش رویکرد علمی به دانش سیاست به واسطه فعالیت‌های انجمن علوم سیاسی ایران، بهانه‌ای شد تا با مجتبی مقصودی، دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، موسس و رئیس سابق انجمن علوم سیاسی و مدیرمسئول و سردبیر پژوهشنامه علوم سیاسی ایران گفت‌وگویی داشته باشیم و از فعالیت‌های جاری و پیش روی ایشان و همچنین از روند کتاب انجمن علوم سیاسی از آرمانشهری تا واقع‌گرایی جویا شویم.


   ایده تالیف کتاب «انجمن علوم سیاسی از اندیشه آرمانشهری تا واقع‌گرایی» از چه زمانی در شما تقویت شد؟
    به دنبال استعفا از ریاست هیات‌مدیره انجمن علوم سیاسی فرصتی به دست آمد تا پس از 10 سال فعالیت همه‌جانبه و طاقت‌فرسا برای راه‌اندازی، استقرار، تثبیت و تعالی نهادی فراگیر، علمی و تاثیرگذار در حوزه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، استراحتی بکنم و کاری را که از دو سال قبل با همکاری یکی از پژوهشگران ارشد آغاز کرده بودم با شتاب بیشتری پیش ببرم و اثری را درحدود 500 صفحه آماده انتشارکنم. کتاب «انجمن علوم سیاسی ایران و سیاست‌ورزی؛ از اندیشه آرمانشهری تا واقع‌گرایی» محصول تلاش‌های دو ساله‌ و مشترکی است که اگر تعریف از این اثر نباشد در نوع خود کم‌نظیر است.
  
چرا موضوع و عملکرد انجمن علوم سیاسی ایران را دستمایه فعالیت خود قرار دادید؟
    از نظر من و بسیاری از ناظران بی‌طرف، بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین نهاد حوزه علوم سیاسی کشور در یک دهه اخیر انجمن علوم سیاسی ایران است. معتقد بودم که باید 10 سال فعالیت مستمر، داوطلبانه، سخت و نتایج و دستاوردها و نقاط ضعف و قوت این نهاد خودجوش، مستقل و غیردولتی را که خود بزرگ‌ترین بازیگر و فعال در این نهاد بودم، ثبت و ضبط کنم.
    ما باید زحمات تک تک همکاران دانشگاهی، دانشجویان و دیگر عزیزان را مورد طرح و بررسی قرار می‌دادیم، تا مبادا خدای ناکرده به دلیل ضعف حافظه تاریخی بخش‌هایی از جامعه ایران فراموش یا غرض‌ورزی‌های فردی و گروهی در این کار دخیل شود یا تحلیل‌ها و تفسیرهای ناصواب و غیرمنصفانه به میان آید. قصد ما ارائه روایتی متعادل، منصفانه و واقعی از تاسیس تا تثبیت انجمن علوم سیاسی ایران بود. مسئولیت تاریخی بنده و همکارانم برای تاریخ‌نگاری مسئولانه و دقت نظرهای لازم به این لحاظ بوده است، به علاوه دلبستگی عاطفی و روحی من به این نهاد که شاهد زایش، رشد، نمو و تنومندی آن بوده‌ام. من نمی‌توانستم تنها شاهدی نظاره‌گر باشم بنابراین در قالب روش‌شناسی مشاهده محور و مشارکتی این پژوهش را سر و سامان دادیم.
  
آیا برای انتخاب عنوان «انجمن علوم سیاسی از آرمانشهری تا واقع‌گرایی» دلیل خاصی داشتید؟
   در انتخاب عنوان کتاب دو نکته مدنظر ما بود. نخست پیوند علم سیاست به‌عنوان قدیمی‌ترین علم و مادر همه علوم با حوزه عملی و اجرایی سیاست و تعامل با کنشگری سیاسی. دوم زمینه‌سازی علم سیاست با توجه به نیازها و الزامات قرن 21در قالب ارائه راهبردها و راهکارهای اجرایی برای توصیف، تحلیل و تبیین واقعی شرایط و وضعیت پیچیده ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز ارائه راهبرد و راهکار. به این لحاظ تلاش کردیم سیاست‌ورزی و واقع‌گرایی را در دستور کار علم سیاست قرار دهیم و به این شبهه منتقدان سیاست علمی که با سیاست به مفهوم رئال و عینی آن بیگانه‌اند، پاسخ دهیم.
   
قطعا خوانندگان و علاقه‌مندان به حوزه دانش سیاست علاقه‌مند هستند که اطلاعات بیشتری در مورد ساختار کتاب «انجمن علوم سیاسی ایران و سیاست‌ورزی؛ از اندیشه آرمانشهری تا واقع‌گرایی» داشته باشند. امکان دارد در این مورد توضیح بیشتری دهید؟
    این کتاب در 10 بخش سازماندهی شده است. ابتدا چارچوب و مبانی نظری و کارکردی نهادهای علمی توضیح داده شده است. نهادسازی، تخصص‌گرایی، توانمندسازی و اثر بخشی به لحاظ آموزشی، پژوهشی، مشاوره‌ای، مشارکتی و احراز جایگاه اتاق فکر از جمله مباحثی هستند که در فصل اول این بخش به لحاظ نظری مورد طرح و بررسی قرار گرفته است. در فصل دوم این فصل تاریخچه‌ای از علوم سیاسی در ایران و سپس ساختار اداری و تشکیلاتی انجمن مطرح شده است. در بخش دوم هفت همایش سالانه و اختصاصی، چهار همایش مشترک و چهار همایشی که مورد حمایت انجمن علوم سیاسی ایران بوده است در ابعاد مختلف و به صورت دقیق و تفصیلی به مثابه روندها و عملکردهای تاثیرگذار در سه فصل تشریح شده است.
    15 نشست علمی با حضور ده‌ها صاحب‌نظر با طرح موضوعات حساس و مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی دستمایه بخش سوم این کتاب شد.
    در اهمیت مباحث مطروحه همان بس که در این ارتباط انجمن توانست فضای گفت‌وگو در تعاملات علمی علوم سیاسی کشور را به نحو مناسبی ساماندهی کند. نشست های بررسی آسیب‌شناسی درس مبانی علم سیاست در ایران، آسیب‌شناسی روش پژوهش‌های سیاسی در ایران،  بررسی ابعاد سیاسی و بین‌المللی تهاجم اسرائیل به غزه، سلسله‌نشست‌های مطالعات امنیتی و توسعه سیاسی در ایران و شصتمین سالگرد ملی شدن صنعت نفت ازجمله مباحثی است که در این فصل مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش چهارم 10 کتاب شاخص و نیز آثار دکتر محمود سریع‌القلم مورد نقد و بررسی جدی از سوی صاحب‌نظران و پژوهشگران جوان قرار گرفته است.
  
آیا تولیدات دیگری نیز در عملکرد انجمن علوم سیاسی در سال‌های اخیر دیده می‌شود؟ 
    بله. تولیدات علمی انجمن و از جمله سه پروژه مطالعاتی؛ ممیزی مطالعات امنیتی، ممیزی مطالعات علوم سیاسی و ممیزی مطالعات قومی، انتشار 28 شماره از پژوهشنامه علوم سیاسی با حدود 200 مقاله، هفت جلد چکیده مقاله، سه جلد کتاب و مجموعه مقالات و چند شماره گاهنامه در بخش پنجم مورد توجه قرار گرفته است. راه‌اندازی پنج کمیته تخصصی و تشکیل 10 عنوان کارگاه آموزشی به مثابه الگوهای تخصص‌گرایی و کادرسازی در فصل ششم و هفتم کتاب ارائه شده است.
    کمیته‌های جامعه‌شناسی سیاسی، روابط بین‌الملل، مطالعات منطقه‌ای، اندیشه سیاسی و اقتصاد سیاسی و نیز کارگاه‌های آموزشی پروپوزال نویسی، مقاله نویسی، تحلیل گفتمان، روزنامه‌نگاری سیاسی، فن ترجمه، اندیشه سیاسی در قرن بیستم، آینده‌پژوهی و مهارت مذاکرات بین‌المللی نیز در این زمره هستند. در بخش هشتم، تجلیل از پیشکسوتان در قالب یادمان فرهیختگان دانش سیاست به مثابه تلاش‌های قابل تحسین انجمن در برقراری پیوند میان گذشته و حال مورد طرح قرار گرفته است. بررسی کمی یک دهه فعالیت انجمن علوم سیاسی ایران موضوع اختصاصی فصل نهم است. پایان بخش این کتاب یا بخش دهم این اثر پرحجم، ناظر بر بهره‌گیری از مدل تحلیلی روندهای طبیعی (استپ) و مدل سوات در تشخیص نقاط قوت و ضعف و چشم‌اندازهای انجمن علوم سیاسی ایران است.



درج شده در تاریخ دوشنبه 31 شهریور 1393
طبقه بندی: کتاب ،  نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: انجمن علوم سیاسی ایران، مجتبی مقصودی، منیره عرب، روزنامه فرهیختگان، آرمانشهری، واقع گرایی،

علوم سیاسی و لزوم پاسداشت سرمایه عظیم علمی

مجتبی مقصودی

 روزنامه فرهیختگان

 ویژه نامه نیمکت

    جدای از پیشینه تاریخی رشته علوم سیاسی که از تلاش های علی اکبر دهخدا و مدرسه علوم سیاسی در دوران قاجار آغاز می شود  و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 سه دانشگاه و مرکز شامل دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی  و موسسه امور حزبی متکفل آموزش رشته علوم سیاسی بودند؛ در دوران جمهوری اسلامی، تدوین عناوین و سرفصل های دروس رشته علوم سیاسی به دوران پس از پیروزی انقلاب و به ویژه مقطع بروز انقلاب فرهنگی برمی گردد. بطور مشخص، اولین گام بومی سازی، انقلابی سازی و اسلامی سازی متون و سرفصل ها و عناوین رشته های دانشگاهی و به ویژه علوم سیاسی  متاثر از انقلاب فرهنگی است؛ حرکتی که خود محمل و  زمینه ساز تدوین سرفصل های جدید بر اساس الزامات و شرایط انقلابی آن روز بود که اسلامی کردن دروس در دستور کار قرار داشت.

    تصمیمات و سیاستگذاری علمی- فرهنگی اوایل دهه 1360 در طول 3 دهه اخیر مبنای تدریس و آموزش در دانشگاه ها شد و علیرغم تغییرات گسترده در سطح جهان، منطقه و داخل کشور این عناوین و سرفصل ها تغییری نیافت، تا اینکه در چند سال اخیر به دلیل الزامات جدید و نیازهای فزاینده تحول در علوم انسانی برای بومی سازی، کارآمدسازی،اسلامی سازی و کاربردی سازی  در دستور کار سیاستگذاران فرهنگی قرار گرفت .

    بطور مشخص، الزام به بازبینی عناوین و سرفصل های درسی ناشی از این تلقی است که رشته های علوم انسانی و از جمله علوم سیاسی ناتوان از فهم، تبیین و تحلیل مناسب، واقعی و عینی وقایع و حوادث سیاسی – اجتماعی و نیز  متناسب با ساختار نظام سیاسی جمهوری اسلامی اند. لذا در صورتی که با محتوی و بن مایه های متون اسلامی ترکیب شوند و از فرهنگ های وارداتی غربی تبری جویند مشکلات موجود در جامعه اسلامی حل و فصل خواهد شد و فهم جدید و متفاوتی در اصحاب این رشته و به ویژه دانشجویان ساری و جاری خواهد شد.

    هرچند که کلید آغاز تغییرات  با توجه به مفروضات فوق چند سالی است که زده شده است اما نقطه شروع اجرایی سازی آن از رشته علوم سیاسی و از مهرماه سال جاری است.

   قطعا ضرورت های تغییر و اصلاح سرفصل های رشته علوم سیاسی بر هر ناظر منصف و بیطرفی پوشیده نیست، ولی شیوه و مکانیزم های بکار گرفته شده محل بحث است که در این یادداشت مختصر،تنها به یک مورد خواهم پرداخت. واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از اصحاب و اساتید رشته در فرایند اصلاح و تدوین سرفصل های جدید نقشی نداشته اند و از این روند یک سویه ابراز ناخرسندی می کنند.

    در واقع پرسش کلیدی این است که چرا از نظرات اساتید و صاحبنظران این رشته آنچنان که باید و شاید بهره گرفته نشده است و دلایل این همکاران چیست؟ آیا خرد جمعی اصحاب دانش و علم نمی تواند در بومی سازی، کارآمدی و اسلامی سازی موثر باشد و سرفصل ها و عناوین مناسب تری تدوین کند؟

   جای سئوال است که چرا انتخاب اعضاء شورای تحول رشته علوم سیاسی به دانشگاه هایی بسیار خاص محدود شده است؟ آیا این طیف می توانند آراء و اندیشه های حداقل بخش وسیعی از جامعه علوم سیاسی ایران را نمایندگی کنند؟ جای همکاران دانشگاه های مشهد، مازندران، تبریز، شیراز، اهواز، کرمان،رشت و یزد کجاست؟ و چرا تنها به تهران و آن هم به محوریت دانشگاهی خاص محدود ماند؟ آیا جا نداشت که حداقل استادانی از مجموعه دانشگاه های آزاد اسلامی اعم از واحدهای علوم و تحقیقات، تهران مرکزی، جنوب، زنجان، قزوین و اصفهان و...در این فرایند شرکت داشته باشند؟ این تلقی و رویکرد متعلق به کدامین عصر است که حذف بخش زیادی از مجموعه دانشگاهیان را از تولید محصولی که خود مصرف کنندگان آن است دور می سازد و این هم افزایی علمی و خرد جمعی را برنمی تابد و ضمن توجیه این گونه ی عنوان گذاری درسی وسرفصل نویسی، کاربرد ادبیات حذفی را برای توجیه کارکرد ناصواب خود روا می دارد؟

   خواسته 160 استاد و مدرس علوم سیاسی دانشگاه های مختلف کشور آیا چیزی جز کمک به نظام آموزشی کشور و رشته علوم سیاسی است؟ چه مطالبه سنگینی وجود دارد که نظام آموزش عاجز از پاسخگویی به این درخواست محترمانه و منطقی است؟ جا دارد ریاست محترم شورای انقلاب فرهنگی و مسئولین نظام آموزشی ضمن توجه و پاسداشت این سرمایه عظیم علمی، اجتماعی و فرهنگی و فشردن دست های گرم استادانی که با دغدغه توسعه، پیشرفت و آبادانی کشور، نظام آموزشی و رشته علوم سیاسی یکپارچه آمادگی خود را برای کمک به دست اندرکاران وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام داشته و با اسم و رسم به پاخواسته اند  به گرمی بفشارد و ضمن دعوت از آنان و تکریم این عزیزان، ظرفیت ها و تمهیدات لازم را برای مشارکت علمی آنان فراهم کند.

نیمکت، ویژه نامه روزنامه فرهیختگان، شماره 1434، 4مرداد1393، ص 5




درج شده در تاریخ دوشنبه 10 شهریور 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی، 
برچسب ها: علوم سیاسی، اصلاح سرفصل ها، مجتبی مقصودی، 160، رییس جمهور، حسن روحانی،

 انجمن ایرانی تاریخ برگزار می کند:
 
نشست تخصصی نقد و بررسی کتاب «تراژدی ناسیونالیسم ناکام»


 تالیف دکتر مجید شریفی استاد روابط بین الملل و سیاست مقایسه ای در دانشگاه واشنگتن شرقی

با حضور نویسنده کتاب و دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی
 
زمان: 15 مرداد ماه 1393 ساعت: 10 تا 12
مکان: بزرگراه شهید حقانی، چهارراه کوشا، روبروی ورزشگاه شهید کشوری، سازمان آرشیو ملی، طبقه هفتم



درج شده در تاریخ دوشنبه 13 مرداد 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  کتاب ، 
برچسب ها: ناسیونالیسم، مشروطه، دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی، مجید شریفی، نقد و بررسی کتاب،
از علوم انسانی تا تغییر ساختارهای اجتماعی
 مینا علی‌اسلام ، روزنامه فرهیختگان، شماره 1435، پنجم مرداد 1393

    قاسم افتخاری به ژرف‌اندیشی و پیشگامی در تحصیل و تدریس علوم سیاسی و روابط بین‌الملل شهره است. اغلب اساتید برجسته علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، حقوق و برخی شاخه‌های علوم اجتماعی از شاگردان این استاد بوده‌اند. به‌حق می‌توان او را پدر علم سیاست نوین ایران در کنار مرحوم حمید عنایت دانست. این استاد برجسته تاکنون با هیچ رسانه مکتوبی مصاحبه نداشته است. از این رو فرصتی طلایی برای ما فراهم آمد تا بتوانیم با استاد افتخاری گفت‌وگویی پیرامون وضعیت علوم اجتماعی و علوم انسانی در ایران داشته باشیم. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ یکشنبه 5 مرداد 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: قاسم افتخاری، علوم سیاسی، علوم اجتماعی، علوم انسانی،
آیا سبد علوم‌ سیاسی خالی است؟

دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی
عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

   علوم سیاسی در ایران وضعیت چندان مطلوبی ندارد. دلایل این وضعیت، گسترده و متنوع است. اما من اینجا با فهم بنیادینی سروکار دارم که اساس علوم سیاسی در ایران بر آن پایه‌گذاری شده است. این تصور اساسی وجود دارد که علوم سیاسی یک علم است و قرار بر این نهاده شده که امور سیاسی در ایران مطابق با قواعد تعریف شده در حوزه این علم، موضوع شناسایی واقع شود. یک متخصص علوم سیاسی بر خلاف کسی که چندان با این علم آشنایی ندارد، می‌تواند از آنچه با ماکس وبر، دورکیم، هابرماس یا بوردیو آموخته درباره چند و چون تحولات سیاسی در ایران اظهار نظر تخصصی ‌کند. او چنان تصویر پیچیده‌ای از رویدادهای جاری تولید می‌کند که برای یک شاهد ساده تحولات، شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد، حیرت او را برمی‌انگیزد و پشت آنچه به‌طور روزمره تجربه می‌کند، از رازهای پنهان سر درمی‌آورد.
   این نقش‌آفرینی علوم سیاسی البته برای جلسات هم‌اندیشی و بحث علمی، برای نگارش رساله‌های علمی و تخصصی، حتی برای گپ و گعده‌های خصوصی کارآمد بوده است اما دردی از مشکلات عینی در حوزه سیاسی ایران درمان نکرده است. بخش‌های اجرایی در کشور، کمتر خود را نیازمند نظر یک متخصص علوم سیاسی یافته‌اند و به نظر جامعه‌شناسان و متخصصان علم مدیریت برای فهم و حل یک مشکل سیاسی در کشور، بیشتر احساس نیاز کرده‌اند تا یک متخصص علوم سیاسی. نمی‌توان در این زمینه تنها مدیران دولتی را متهم کرد. حوزه علوم سیاسی در ایران تاکنون از خود کارآمدی چندانی نشان نداده است. عملاً در منظومه علوم انسانی در کشور، علوم سیاسی در زمره علوم در حاشیه است. جامعه‌شناسان، روانشناسان، اقتصاددانان بیشتر از ما علوم سیاسی خوانده‌ها، توانسته‌اند به اثبات خود بپردازند و بخش‌های تصمیم‌گیر را به ضرورت توجه به حوزه علمی خود وادار کنند.
   ماجرای نسبت میان علوم سیاسی و تاریخ از قلمروهای مهمی است که می‌تواند پرتویی بر فهم بنیادی ما از علم سیاست بیفکند و موجبات تجدید نظر ما از فهم خودمان را مهیا کند. ابتدا به نسبت‌های متعارف درباره نسبت میان علوم سیاسی و تاریخ اشاره خواهم کرد و با نقد این نسبت‌های متعارف، از ویتگنشتاین مدد خواهم گرفت و الگویی تازه از نسبت‌گذاری میان علوم سیاسی و تاریخ برقرار خواهم کرد. تصورم بر این است که این نسبت‌گذاری تازه، می‌تواند سرمنشأ درکی تازه از سرشت علوم سیاسی باشد و به کارآمد شدن این شاخه از دانش کمک کند.

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ سه شنبه 31 تیر 1393
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی، 
برچسب ها: علوم سیاسی، تاریخ، ویتگنشتاین، محمد جواد غلامرضا کاشی، بومی سازی، علوم انسانی،
سیاسی‌ترین دانش در قید و بند
 تأملی در سرفصل‌های جدید علوم سیاسی
دکتر احمد بستانی
استادیار علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
 تغییر سرفصل‎‎های رشته علوم سیاسی یکی از دغدغه‎‎‎های مهم اساتید این حوزه، دست کم در دهه اخیر بوده است و در بسیاری مـــوارد حتـــــی دانشجویان دوره کارشناسی نیز ضرورت چنین تحولی را درک کرده‎اند. از همین روی اقدام شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تدوین سرفصل‎‎‎های جدید رشته علوم سیاسی مطالبه عموم اساتید و پژوهشگران این حوزه مطالعاتی محسوب می‎شود.
 
این شورا در دولت دهم، با تشکیل «شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی» به بازنگری در سرفصل‎‎ها و محتوای دروس رشته‎‎‎های علوم انسانی پرداخت و نتایج این بازنگری به‎طور مشخص در دو رشته علوم سیاسی و روانشناسی اخیرا اعلام شده است، هرچند از حدود یک سال پیش، سرفصل‎‎های جدید به‎طور غیررسمی در اختیار بسیاری از پژوهشگران و اساتید بوده است.
 
با وجود اینکه تحول در دروس علوم سیاسی ضروری به‎نظر می‎رسد و ضمن اذعان به اینکه همکاران ما در شورای تحول زحمات فراوانی را متحمل شده‎اند، از نظر بنده که حدود 10 سال است به تدریس در رشته علوم سیاسی اشتغال دارم و از نظر بسیاری از اساتید علوم سیاسی کشور، این سرفصل‎‎های جدید نه تنها مشکل را حل نمی‎کند، بلکه تا حد زیادی بر ابهامات و مشکلات پیشین این رشته خواهد افزود.
 
در این یادداشت کوتاه می‎کوشم مهم‎ترین ایراد‎‎هایی را که بر سرفصل‎‎های جدید وارد می‎دانم، در چند بند و در نهایت اجمال مورد اشاره قرار دهم. امید است که چنین تذکراتی بتواند مقدمه‎ای باشد برای مباحث جدی و محتوایی در باب تکتک این سرفصل‎‎ها و در نهایت امر، راه را برای اصلاح راستین، همه‎جانبه و منصفانه دروس این رشته هموار سازد.

الف. نخستین ملاحظه، به عناوین مبهمی چون «مطالعات سیاسی» و «دانش سیاسی» بازمیگردد که هم در سرفصل‎‎های جدید به چشم می‎خورند و هم در مصاحبه‎‎‎های آقای دکتر منوچهر محمدی درباره سرفصل‎‎ها از آن‎‎ها یاد شده است. در سخنان دکتر محمدی از حوزه‎‎‎های «مطالعات سیاسی»، «مطالعات سیاسی اسلامی»، «مطالعات بین‎المللی» و «مطالعات ایران» یاد شده است.
 

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ دوشنبه 30 تیر 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی، 
برچسب ها: شورای تحول علوم سیاسی، احمد بستانی، علوم سیاسی، اصلاح سرفصل ها، تحول علوم سیاسی، 160،

گفت و گو مهرنامه با مجتبی مقصودی در باره نامه استادان این علم به رییس جمهور

ماه نامه ی علوم انسانی مهرنامه، سال پنجم، شماره 36، تیرماه 1393، صص 36 و 37

 

در روزهای اخیر موضوع اصلاح سرفصل‌های رشته علوم سیاسی و انتشار نامه 160 استاد علوم سیاسی از دانشگاه‌های مختلف کشور خطاب به رییس‌جمهور و رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی بحث و نظرهای گسترده و متفاوتی را برانگیخت. برای روشن شدن ابعاد و اجزاء مورد بحث مصاحبه‌ای را با آقای دکتر مجتبی مقصودی، دانشیار گروه علوم سیاسی و رییس سابق انجمن علوم سیاسی ایران و مدیر مسئول و سردبیر پژوهشنامه علوم سیاسی، انجام دادیم که از نظرتان می‌گذرد.

 

آقای دکتر مقصودی، با توجه به سال‌ها آموزش و پژوهش و انتشار تعدادی اثر در حوزه آموزش و پژوهش در رشته علوم سیاسی و با توجه به سال‌ها مسئولیت جنابعالی در کسوت ریاست انجمن علوم سیاسی ایران، بازبینی و اصلاح عناوین و سر فصل‌های رشته‌ علوم سیاسی از چه جهت ضرورت دارد؟

پیچیدگی‌های دنیای امروز به ویژه در قرن بیست و یکم درسطح بین‌المللی، منطقه‌ای و ملی و فروملی بیش از پیش ضرورت بازبینی در سرفصل‌های علوم سیاسی را ضروری می‌سازد تا این رشته به عنوان قدیمی‌ترین، بنیادی‌ترین و تأثیرگذارترین رشته‌های علوم انسانی بتواند تبیین و تحلیل مناسبی از وقایع، حوادث و پدیده‌های سیاسی اجتماعی جهان معاصر ارائه بدهد.

سرفصل‌های موجود که در حال حاضر در رشته علوم سیاسی تدریس می‌شود حدود سی سال پیش تهیه و تنظیم شده و بسیاری از مسایل و پدیده های سیاسی موضوعیت خود را از دست داده و در مقابل بسیاری از مسایل جدید ظرفیت طرح و بررسی یافته اند.

در واقع، ضرورت بازبینی و اصلاح سرفصل‌ها معطوف به کارآمدی و کاربردی‌سازی، بومی‌سازی، افزایش ظرفیت‌های پرسشگری، پژوهشگری و پاسخگویی بوده و منطقاً می‌باید معطوف به حل و فصل مشکلات و مطالبات جامعه باشد.

 

عمده دغدغه‌ استادان علوم سیاسی دانشگاه‌های کشور، در حوزه‌ تعیین محتوایی دروس چیست؟

آموزش نسلی از فارغ‌التحصیلان علوم سیاسی با دغدغه‌های اسلامی ایرانی، کارآمد و توانمند، محقق، پژوهشگر و پرسشگر مهم‌ترین دغدغه بنده به عنوان استاد دانشگاه است. در عین حال فراموش نکنیم که دولتی‌سازی، حکومتی‌سازی و ایدئولوژیک‌سازی رشته علوم سیاسی آسیبی بزرگ برای کشور، جامعه دانشگاهی و رشته علوم سیاسی است. تجربه ناموفق کشورهایی که به نحو مشابه‌ای عمل نموده‌اند بزرگ‌ترین زنهار باش در این عرصه است.


چرا در تدوین، سرفصل‌های درسی این رشته مهم علوم سیاسی تاکنون کمتر از نظرات علمی استادان علوم سیاسی استفاده شده است؟

قطعاً اینگونه نیست که استادان رشته علوم سیاسی در تدوین سرفصل‌ها نقشی نداشته‌اند بلکه صحبت بر سر مشارکت فراگیر و حداکثری اساتید این حوزه است که می‌توانست بهتر از این عمل گردد. در حالی که در حال حاضر حدود سی هزار دانشجو در مقاطع مختلف رشته علوم سیاسی در دانشگاه‌های دولتی، آزاد و پیام نور مشغول به تحصیل هستند؛ آیا اساتید این حوزه در دانشگا‌ه‌های مختلف نظیر مشهد، مازندران، شیراز، تبریز، یزد، کرمان و ... در تدوین سرفصل‌های جدید دیده شده‌اند. جایگاه 160 استاد درخواست‌کننده در این فرآیند کجاست؟ از نظر من، بومی‌سازی علوم سیاسی در ایران از کانال مشارکت جامعه علوم سیاسی کشور و توجه به خرد جمعی فراگیر و بدون تبعیض امکان‌پذیر است.


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ یکشنبه 22 تیر 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی، 
برچسب ها: بازنگری علوم سیاسی، تحول علوم سیاسی، مجتبی مقصودی، مهرنامه، اصلاح سرفصل های رشته علوم سیاسی،
تلاش برای تغییر مبهم سرفصل‌های رشته علوم‌سیاسی

به نقل از تدبیر خبر
http://www.tadbirkhabar.com/political/46179

    گروه سیاسی تدبیر، محمد آوخ: چندی پیش 160 استاد رشته‌ "علوم سیاسی" در نامه ای به رییس جمهوری، درخواست کردند به دلیل مشکلات و نواقص موجود در بازبینی و اصلاح عناوین و سرفصل های رشته‌ی علوم سیاسی، دستور ویژه ای برای توقف یک ساله برای برطرف کردن این مشکلات صادر کند.
     چند روز پس از خبری شدن این نامه، خبرگزاری "تسنیم" اقدام به انتشار سرفصل ها و 91 کتاب جدید رشته علوم سیاسی در دوره کارشناسی کرد. این در حالی است که شنیده می‌شود دستور توقف تحول در رشته علوم سیاسی توسط وزارت علوم صادر شده است. به گفته دکتر منوچهر محمدی رئیس کارگروه علوم‌سیاسی شورای تحول و ارتقای علوم‌انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرفصل های جدید به دانشگاه‌ها ابلاغ شده و قرار است از اول مهر ماه امسال برای دانشجویان جدید اعمال شود.
     محمدی خود، کار تهیه و تدوین شش کتاب این رشته را بر عهده گرفته که از ابتدای مهر باید مورد تدریس قرار بگیرد.

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ پنجشنبه 19 تیر 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: علوم سیاسی، اصلاح سرفصل ها، تحول علوم سیاسی، 160 استاد علوم سیاسی،

میزان اقبال اساتید و دانشجویان به طرح فعلی تحول علوم سیاسی

  دکتر سیدصادق حقیقت

   در خـصـوص سرفصـلهای رشته علـوم سیاسی که بـرای اجرا در سـال 1393 در ایـن زمینه تدوین شده و بهصورت کتبی به دانشگاهها ابلاغ شده، چند نکته بهنظرم میرسد. نکته اول اینکه باید مشخص شود کتب تهیه شده، چه مقدار از اتقان علمی برخوردار است؟ بهنظر میرسد که اگر نگوییم مشکلات زیادی در این سرفصلها از نظر علمی وجود دارد، حداقل مشکلاتی وجود دارد که قابل رفع بود و با مشاوره با اساتید و صاحبنظران، امکان بالابردن سطح اتقان علمی آنها وجود داشت. 

   نکته دوم این است که اعلام این سرفصلها چه مقدار با استقبال اساتید علوم سیاسی، روبهرو شده است؟ به بیان دیگر باید دید که آیا این سرفصلها و کتب تهیه شده، از مشروعیت به معنای رضایت مخاطبان، برخوردار است یا نه؟ همین که حدود 160 نفر از اساتید تا به حال تقاضای تعویق یکساله سرفصلها را داشتند، نشان میدهد که استقبال عمومی وجود ندارد و با تحقیق کمی و آماری میتوان تشخیص داد که بهشکل مشخص، این سرفصلها به چه میزان در بین اساتید و نخبگان علوم سیاسی مشروعیت دارد. 

   نکته سوم این است که در بین اساتید علوم سیاسی و گرایشهای اسلامی در علوم سیاسی، نحله‎‎های مختلفی وجود دارد و کاری که در تهیه این سرفصلها بدون دلیل خاصی انجام شده، این است که با گروه و سلیقه خاصی کار شده است. درحالیکه چه بهتر بود که با سلایق مختلف کار میشد و از سلیقهها و مذاق‎‎های مختلف استفاده میشد. نکته مهم دیگر این است که طراحان سرفصلها معتقدند ارتباط خاصی بین تهیه سرفصلها با دولتی خاص مثلا دولت سابق دکتر احمدینژاد وجود ندارد و به بیان دیگر، تهیه سرفصلها امری فرادولتی بوده است. این بیان، نکته درستی است و میتوان آن را قبول کرد اما یک نکته دیگر را باید اضافه کرد و آن این است که تهیه این سرفصلها را با نگاه زمینه گرایانه باید تحلیل کرد؛ یعنی این سرفصلها در شرایطی تهیه و تدوین شد که چندان امکان انتقاد و اعتراض به آنها وجود نداشت و الان که در شرایط خاصی از سال 92 به بعد قرار گرفتیم میبینیم که مخالفان و منتقدان این سرفصلها، اعتراض یا نقد خودشان را ابراز کردند. بنابراین، بهجای دیدگاه متن گرایانه به این سرفصلها، باید نگاه زمینه گرایانه داشته باشیم که در چه زمان خاصی این سرفصلها نوشته شده و چه دیدگاه خاصی بر آنها حاکم بوده است.

نکته آخری که میتوانم به آن اشاره کنم این است که آیا ارائه این سرفصلها، از نظر روانشناختی باعث جذب دانشجویان در رشته علوم سیاسی خواهد شد؟ مثلا اگر چند متن تکرار شد، چند سرفصل از چند درس تکرار شد و منابع زیادی هم برای آن وجود نداشت، ـخصوصا اگر سرفصلها، سرفصل‎‎های دینی باشدـ از نظر روانشناختی چه احساسی به دانشجو دست خواهد داد؟ آیا دانشجویان نوعی مقاومت و اینرسی در مقابل سرفصلهای جدید از خود نشان خواهند داد یا با آغوش باز آنها را میپذیرند؟

بهنظر میرسد که تاکید زیاد بر سرفصلهای خاص خصوصا آنهایی که صبغه دینی دارد، نه تنها باعث جذابیت زیادتر برای دانشجو نمیشود بلکه از نظر روانشناختی نوعی مقاومت را در ذهن آنها ایجاد خواهد کرد.

منبع : هفته نامه پنجره شماره 201 شنبه 14تیرماه 1393 ص57




درج شده در تاریخ چهارشنبه 18 تیر 1393
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی، 
برچسب ها: سید صادق حقیقت، تحول علوم سیاسی، بازنگری علوم سیاسی، هفته نامه پنجره، اصلاح سرفصل ها،
(تعداد کل صفحات:13)      [...]    [2]    [3]    [4]    [5]    [6]    [7]    [8]    [...]   

درباره


دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران مرکزی
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین آسیب پایان نامه های دانش سیاست متاثر از کدام عامل است؟






صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

mehfa

فالmehfa.com

mehfa.com

mehfa.com