تبلیغات
سیاست و پژوهش، دکتر مجتبی مقصودی - مطالب نقد، نظر و بررسی

 

گزارش یک نشست؛ برنامه درسی مبتنی بر صلح

انجمن مطالعات برنامه درسی ایران با همکاری انجمن علمی مطالعات صلح ایران نشست «برنامه درسی مبتنی بر صلح» را در خانه اندیشمندان علوم انسانی در چهارشنبه 19 اسفند 1394 برگزار کرد.

در نشست «برنامه درسی مبتنی بر صلح» که در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار گردید «علیرضا صادقی» مسوول گروه برنامه درسی و فرهنگ، «محمد امین قانعی راد» رییس انجمن جامعه شناسی ایران، «مجتبی مقصودی» رییس انجمن مطالعات صلح ایران به بیان دیدگاه های خود پرداختند.

  * تنوع اجتماعی بعنوان سرمایه

در ابتدای نشست «محمد امین قانعی راد» رییس انجمن جامعه شناسی ایران، «صلح» را فقدان جنگ، همدلی و تفاهم، داشتن مناسبات انسانی مبتنی بر اخلاق، ارتباط انسانی، حل تعارض ها و جامعه فارغ از خشونت، تعریف می کند. به نظر ایشان مدارس ما فاقد برنامه درسی هستند که بتواند صلح را تامین کند. در گذشته برخی از دروسی که مربوط  ادبیات فارسی بود به مساله صلح می پرداخت و به دانش آموزان از خود گذشتگی، عدم خشونت، فرهیختگی، روحیه  گفتگو، همدلی و تفاهم را منتقل می کرد اما اکنون، دروس آموزشی ما  نگرش های قالبی و پیش داوری قومیتی، مذهبی، جنسیتی و طبقاتی و... را القا و تقویت ممی کنند.

پیدایش «تنوع اجتماعی» مهمترین تحول اجتماعی در دوران معاصر بوده است. تنوع اجتماعی همانند «تنوع زیستی» دارای اهمیت زیادی می باشد ما برای غنی تر کردن زندگی، بارور کردن فرهنگ، توسعه اجتماعی و پیشرفت تمدن می بایست تنوع و تفاوت اجتماعی را به شکل یک «سرمایه» نگاه کنیم و همانند «تنوع زیستی» به «تنوع اجتماعی» اهمیت بدهیم. در اینجا این بحث مطرح می شود که این تنوع اجتماعی در فقدان فرهنگ صلح، می تواند آسیب زا باشد و به گسترش خشونت در بین گروه های اجتماعی بیانجامد. پس این تنوع اجتماعی از طرفی ظرفیت خلاق دارد و از طرفی هم نقش ویرانگر دارد. ممکن است تنوع اجتماعی، گروه ها را در مقابل هم قرار داده و زندگی اجتماعی را با خطر مواجه سازد.

ما باید به سمت جامعه ای برویم که تنوع کمتری دارد یا جامعه ای متکثر و متنوع همراه با تضاد میان گروه ها؟

برخی از اندیشمندان به تکثرگرایی (Pluralism) و تنوع فرهنگی (Cultural Diversity) در جامعه باور دارند، به نظر آنها پذیرش تکثرگرایی، باعث شکل گیری نسبیت (Relativity) اجتماعی و معرفتی می گردد. برخی دیگر از زاویه مخالف به مساله می نگرند و به یگانگی (Monism) در جامعه اعتقاد دارند از نظر آنها چندگانگی باعث تفرق و چند دستگی در جامعه می گردد.

از سوی دیگر ما دیدگاه هایی در فلسفه و جامعه شناسی داریم که جنگ و تضاد را «نیروی حیاتی» (Vital Force) می داند. به نظر آنها جنگ و تضاد نه تنها نامناسب نیست بلکه «پیش راننده» (Driver) تاریخ می باشد و تمدن را یک مرحله به جلو می برد. به نظر آنها گروه های متکثر در برهه های خاص تاریخی در فرایندهای مانند جنگ  و نزاع مسائل خود را حل می کنند تا تاریخ به پیش رود. نظریه بقای اصلح چارلز داروین در زیست شناسی (تنوع زیستی Bio Diversity)، «تکامل اجتماعی» هربرت اسپنسر در جامعه شناسی (تنوع اجتماعی Social Diversity)، و آرای فلاسفه ای چون هگل، و به تبعیت از آن کارل مارکس که «دیالکتیک» (Dialectic) را اصل  اساسی تاریخ می دانند. از نظر هگل و مارکس طرفداران صلح، محافظه کار و دشمنان نوآوری محسوب می شوند. در این مورد حتی اندیشمندانی چون هانا آرنت در کتاب خشونت، فرانتس فانون، مغضوبین روی زمین، ژرژ سورل در بحث سندیکالیسم و سارتر، جنگ و ستیز را در عرصه تمدن مطرح می کنند و حتی برای خشونت تقدس قایل می شوند. در نزد آنها تقدس خشونت دارای بار ارزشی و انقلابی می باشد. و حتی در جاهایی برای آن «توجیهات قدسی» نیز قائل می شوند. مثل بحث دفاع از سرزمین و آیین که در فضای مذهبی، ناسیونالیستی و روشنفکری کشورها وجود دارد.

در بین فلاسفه، تقسیم بندی نیچه یعنی فرهنگ «دیونیزوسی و آپولونی» از اهمیت بالایی برخوردار است. در دوران روم و یونان فرهنگ دیونیزوسی (خدای شراب و شادکامی) حاکم بود و در آن انسان ها می جنگیدند و از زندگی لذت می بردند. به نظر نیچه، این نوع فرهنگ انسان های والایی را بوجود می آورد. در دوره آپولونی (خدای تفکر و تامل) ما شاهد شکل گیری انسان های ضعیفی هستیم که به تفکر و تامل بها می دهند. همین امر مانع بروز عقده های آنها شده و باعث تبلور آن بشکل عقلانی و  اندیشه ای آن می شود. به نظر نیچه انسان آپولونی برعکس دیونیزوسی، کینه توز می باشد.

ما چگونه انسانی را در جامعه و چه  دانش آموزی را مدرسه می خواهیم پرورش دهیم؟ بچه های بی تفاوت، بی انگیزه و سربه زیری که تولید تنش نمی کنند و بلد نیستند از حقوق خود دفاع کنند و بر عکس آموزشی که به آنها داده شده، دست به خشونت می زنند؟ یا کسانی که شیوه حل مسائل را از طریق گفتگو بلد می باشند؟

قانعی راد تاکید می کند، روح انسان نیاز دارد، انرژی عاطفی در آن تولید، برانگیخته و در موقعیت هایی تخلیه شود و این روند برای بوجود آمدن انسان انرژیک لازم می باشد. مشکلی که مدارس ما دارد این است که انسان انرژیک تولید نمی کند. ما باید صلح را تمرین کنیم و گزاره های آن را تبدیل به عادت واره کنیم. برای «عمل» (Practice) صلح می بایست برنامه درسی ایجاد شود که در آن بچه ها در موقعیت تعارض قرار گیرند. ما باید عرصه هایی را فراهم کنیم تا بچه ها در مدارس حس خشونت مدنی، سازمان یافته و مهار شده را تمرین و کنترل کنند. ما از نظر سلامت روانی به تنش (Tension) و اشتیاق (passion) نیاز داریم. باید به دانش آموزان مهارت ابراز مخالفت، گفتگو، خود کنترلی، و فیصله اختلاف را یاد بدهیم و آنرا تمرین کنیم. پس مدارس ما به جای انتقال صلح، فضا را برای ایجاد تعارض و حل آن (به شکل بازی) مهیا کند.

امروزه ورود تلفن همراه به زندگی بچه ها باعث شده که آنها به جای بازی در فضای واقعی، گوشه آپارتمان به بازی های مجازی مشغول باشند که این موجب کینه خواهد شد چون در موقعیت تعارض و حل آن در تجارب عینی روابط اجتماعی قرار نگرفتند.

*  فقدان مولفه صلح در دروس علوم سیاسی

سخنران دوم نشست «مجتبی مقصودی» رییس هیات مدیره انجمن مطالعات صلح ایران بود به نظر وی نظام آموزشی به مجموعه ساختارها، نهادها و فرایندها در ذیل نظام فرهنگی اطلاق می شود که متولی امر آموزش و تعلیم است و مسوولیت نظارت و راهبری امر آموزش در جامعه را دارا می باشد. در هر نظام آموزشی چند عنصر برجستگی دارد: اهداف و چشم انداز نظام آموزشی، ابزارها و مکانیزم های آموزشی (فضا و امکانات آموزشی)، کمیت و کیفیت آموزش دهندگان(معلم و استاد، سطح دانش و بینش)، جامعه هدف، فرایند آموزشی و برنامه آموزشی و درسی.

برنامه درسی در جامعه ایران به چند مقطع تقسیم می شود؛ هرچند طبیعی است که نقش اصلی، هویت ساز و جامعه پذیر نمودن جامعه هدف برای مقاطع اولیه تحصیلی است. با این حال ما شاهد مقطع پیش دبستانی، مقطع دبستانی – راهنمایی، مقطع متوسطه و دبیرستانی، دوره دانشگاهی، مقطع بزرگسالان و برنامه های درسی آزاد هستیم.

عنصر اصلی این نظام آموزشی، اهداف و چشم انداز نظام آموزشی است. نظام آموزشی چه انسانی را می خواهد، خلق کند انسان آرمانی چه نوع انسانی است و به دنبال چه هدفی می باشد. معمولا در هر نظام آموزشی، ارزش های مسلط از دل نظام آموزشی بروز پیدا می کند، برنامه درسی جزیی از نظام آموزشی هر کشور و برآیند هدف گذاری های و جهت گیری های فرهنگی و جامعه پذیری سیاسی است. محتوای برنامه درسی مبتنی بر صلح دارای موارد زیر می باشد:

«آموزش تساهل و رواداری»، «آموزش حقوق بشر و نوع دوستی»، «آموزش گفتگو و ظرفیت سازی آموزشی برای ایجاد فضای گفتگوی انتقادی»، «شناسایی و احترام به تفاوت ها اعم از نژادی، قومی، زبانی، مذهبی و دینی و احترام به تنوع عقاید و باورها»، «تعاون وهمبستگی و پذیرش شهروندی»، «مسوولیت پذیری در حوزه فردی و جمعی وحرفه ای»، «افزایش آستانه تحمل فردی و انتقادپذیری اجتماعی»، «آموزش حل مسالمت آمیز اختلافات و بهره گیری از ظرفیت های خشونت پرهیزی در متون درسی».

این برنامه اهداف زیر را دنبال می کند:

- آموزش راه و روش و سبک زندگی مبتنی بر صلح و دوستی

- آموزش صلح، آشنایی و دوستی با خود

- آموزش صلح، آشتی و دوستی با همنوع (همنوع پروری)

- آموزش احترام به تنوع عقاید و باورها

- آموزش صلح با محیط زیست

- آموزش صلح با حیوانات

- آموزش اجتناب از طبیعی سازی خشونت در زندگی روزمره و تلطیف فضای روزمره و حرکت بسوی جامعه ی امن تر


320


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ شنبه 22 اسفند 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: برنامه درسی مبتنی بر صلح، برنامه درسی، صلح، محمد امین قانعی راد، مجتبی مقصودی، علی رضا صادقی،


انجمن مطالعات برنامه درسی ایران با همکاری انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار 
می کند:
 
عنوان سخنرانی:
برنامه درسی مبتنی بر صلح
 
سخنرانان :
دکتر محمد امین قانعی راد ( رئیس انجمن جامعه شناسی ایران )
دکتر مجتبی مقصودی ( رئیس انجمن علمی مطالعات صلح ایران )
دکتر علیرضا صادقی ( مسئول گروه برنامه درسی و فرهنگ )
 
زمان برگزاری : چهارشنبه 19 اسفند 1394 ساعت 18- 16
محل برگزاری : تهران، خیابان کریم خان، نبش خیابان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی
دبیرخانه انجمن: 81032208- 81032203
ورود برای عموم علاقه مندان آزاد است



درج شده در تاریخ شنبه 15 اسفند 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: صلح، برنامه درسی، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، انجمن مطالعات برنامه درسی ایران، محمد امین قانعی راد، مجتبی مقصودی، علیرضا صادقی،
   گفتگو  و تعامل تنها راه نجات خاورمیانه
و 
ضرورت شکل گیری کمپین صلح خواهی

مصاحبه با خبر آنلاین
سعید جعفری/ سه شنبه 20 بهمن 1394 / http://khabaronline.ir/

مقصودی: تنها راه نجات خاورمیانه گفتگو، تعامل و شکل گیری اعتدال با محوریت ایران، ترکیه و عربستان است

بین الملل > دیپلماسی - رئیس سابق انجمن علوم سیاسی ایران در کافه خبر معضلات و مشکلات پیرامون عدم شکل گیری تفکر صلح خواهی در منطقه خاورمیانه را مورد بررسی قرار داد.

سعید جعفری

      نگاه حذفی تنها به تشدید منازعات منتج می شود. این جمله کلیدی گفتگوی حاضر است. مصاحبه با رئیس سابق انجمن علوم سیاسی ایران. مجتبی مقصودی به کافه خبر آمده بود تا درباره راهکارهای ترویج اندیشه صلح طلبی بگوید. رئیس انجمن مطالعات صلح معتقد است "دو عامل سبب جدی تر شدن مفهوم صلح خواهی در منطقه خاورمیانه شده است. نخست واقع گرا شدن نخبگان و دیگری حس ناامنی و خشونت از سوی توده مردم". این دو مولفه باعث شده تا امید برای شکل گیری کمپین صلح خواهی در منطقه تقویت شود. استاد علوم سیاسی  دانشگاه آزاد اسلامی. واحد تهران مرکز  همچنین بر این نظر است "تفکر حذفی و هویت سازی های ایدئولوژیک جز بر سامان ناامنی و خصومت ورزی برقرار نخواهد بود". مقصودی همچنین ترویج نگاه بین الاذهانی و فهم مشترک را راهکاری ضرورری برای دستیابی طرف های مختلف مناقشه به منافع ارزیابی کرد و اظهار داشت "جز با در نظر گرفتن منافع همه گروه های حاضر، صلح و آرامش حاصل نمی آید". مشروح پرسش و پاسخ ما با عضو هیئت مدیره انجمن علوم سیاسی ایران را در ادامه می خوانید. 

       بحث را با موانع شکل گیری مفهوم و اندیشه صلح در منطقه خاورمیانه آغاز کنیم. ما عموما از جنگ به معنای خشونت آمیزش زیاد می شنویم و مفاهیم و اندیشه های جنگ شناسی بیش از صلح شناسی مورد عنایت قرار می گیرد و مبنای عملی اش هم دیده می شود. ولی تلاش ها در جهت تبیین و تسری صلح در منطقه کمتر دیده می شود. ریشه یابی و ریشه شناسی این بحران به کجا باز می گردد؟ به روحیات مردم منطقه مربوط است، کم کاری نخبگان را باید مسئول بدانیم یا عوامل دیگری مورد توجه است؟

      در منطقه خاورمیانه ما با دو دسته نیروها مواجه هستیم. اگر بخواهیم سنجشی میان این نیروها داشته باشیم به نظر می رسد به دلایل متعددی وزن نیروهای صلح طلب و مصالحه جو تضعیف شده و جایگاه و پایگاهشان را از دست داده باشند. یک دلیل  تضعیف وضعیت و جایگاه طبقات متوسط اجتماعی و اقتصادی به دلیل تحولات اخیر باشد که در نتیجه توان این نیروها رو به تنزل گذاشته است.

     نکته کلیدی این صلح خواهی با تجربیات قبلی در این است که مطالبه ی جدید غیر سیاسی است؛ بدین لحاظ، صلح فی النفسه در حال تبدیل شدن به یک مفهوم ارزشی است. مشخصا در این سال ها جایگاه و پایگاه اقتصادی طبقه متوسط مطالبه گر در اکثر این کشورها تضعیف شده است. دومین عامل هم این است که اگر در گذشته نوعی فضای رقابتی میان شرق و غرب وجود داشت و روشنفکران با مددجویی از این رقابت به تبیین نظرات خود و یارگیری می پرداختند و قدرت مانور داشتند، با تغییر فضا و یکدست شدن فضا به نفع سرمایه داری لیبرال، مواضع نیروهای فرهنگی و روشنفکری صلح طلب تضعیف شده است. تجربه دیگری هم که حاصل آمد تجربه سیاست خیابانی است. یعنی فهم سیاسی، سیاست در جایگاه آرمانی و مدینه فاضله تا اندازه ای رنگ باخت. بخش هایی که تولید کننده اندیشه و ایده و عمل بودند و نهایت آن ایده های روشنفکری بودند به دولت هایی انجامید که خیلی مطلوب نظر جامعه روشنفکری نبود و در نتیجه سرخورده از آن نگاه آرمانی از دولت های سوسیالیستی در سطح منطقه گرفته تا دولت های ناسیونالیستی عربی و حتی برخی از دولت های اسلامگرا در کل جامعه مشاهده شد و موجبات سرخوردگی جریان های آوانگارد جامعه گردید.

    به نظر می رسد نیروهایی که با آگاهی و فهم درست می توانستند پیش قراول اندیشه و پرچم صلح شوند به دلایلی چون تجربه تاریخی، ناتوانی در برآورده ساختن نگاه  و ایده های آرمانی در استقرار دولت های دموکراتیک به حاشیه رانده شدند. نقش نظام های اقتدارگرا و ایدئولوژی های اقتدارگرا و حامیان آنها افزایش پیدا کرد. در واقع در پی استقرار و روی کار آمدن دولت های اقتدارگرای ایدئولوژیک شاهد رادیکالیزه شدن کل فضای منطقه هستیم. یعنی با هویت سازی های افراطی و ایدئولوژیک عملا جوامع آنتاگونیستی و تضادها ترمیم ناپذیر و آشتی ناپذیر شد.


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: خاورمیانه، صلح، اعتدال، گفتگو، تساهل، مدارا و خشونت پرهیزی، کمپین صلح خواهی،
برگزاری پنل‌ تخصصی  
«اعتدال و نقش زنان در عرصه‌های مدیریتی و سیاست‌ورزی» 
به مدیریت دکتر مجتبی مقصودی

به گزارش خبرنگار مهرخانه، دومین همایش ملی اعتدال با عنوان «زنان، اعتدال و توسعه» با سخنرانی رییس جمهور دکتر حسن روحانی در سالن اجلاس سران در 18 بهمن 1394 برگزار شد. علاوه بر سخنرانی معاونت امور زنان ریاست جمهوری شهیندخت ملاوردی زاده،  دکتر قانعی راد دبیر علمی همایش، یکی از پنل‌های تخصصی این همایش پنل «اعتدال و نقش زنان در عرصه‌های مدیریتی و سیاست‌ورزی» نام داشت که با مدیریت دکتر مجتبی مقصودی  و ارائه چهار سخنرانی برگزار شد. اولین مقاله ارایه‌شده در این پنل، مقاله «مشارکت سیاسی زنان در فرایند تصمیم‌گیری‌های پارلمانی؛ با تأکید بر گفتمان اعتدال‌گرا» نوشته دکتر مجتبی مقصودی و دکتر سیمین حاجی‌پور بود. 

در جهان از هر 5 نماینده پارلمان، یک نفر زن است/ تأکید سازمان ملل بر حضور 30 درصدی زنان در پارلمان‌ها
حاجی‌پور در ابتدای سخنان خود گفت: ما در این مقاله تلاش کردیم بافت اندیشه جامعه ایران پیرامون تصمیم‌گیری‌های پارلمانی را ببینیم و بشناسیم. در جهان از هر 5 نماینده پارلمان، یک نفر زن است. 21.9 درصد از نمایندگان پارلمان‌های 188 کشور جهان، هم زن هستند. این در حالی است که سازمان ملل بر حضور 30 درصدی زنان در پارلمان‌ها تأکید دارد. تعداد نمایندگان زن تنها در 38 کشور جهان بالاتر از 30 درصد است و ایران در تعداد نمایندگان زن از بین 188 کشور جهان، در جایگاه 133 قرار دارد. 

او در خصوص تاریخچه حضور زنان ایرانی در مجلس، بیان داشت: اولین انتخابات در ایران در سال 1285 برگزار شد که در این انتخابات، زنان به همراه ورشکستگان و محجورین از حق رأی و انتخاب‌شدن محروم شدند. در سال 1341 برای اولین‌بار به زنان حق رأی داده شد و در سال بعد 6 زن وارد بیست‌ویکمین دوره مجلس شدند. این تعداد در دوره‌های بعد افزایش یافت؛ به‌طوری‌که در آخرین دوره مجلس شورای ملی، 20 نماینده زن در مجلس حضور داشتند. 

از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون 78 زن وارد مجلس شده‌اند
حاجی‌پور خاطرنشان کرد: پس از انقلاب، مجلس شورای اسلامی تشکیل شد، اما شاهد کاهش حضور زنان نماینده بودیم. به‌طوری‌که در 3 دوره اول مجلس، 4 زن نماینده داشتیم، که این نسبت در مجلس چهارم تا ششم افزایش یافت و بعد از آن دوباره کاهش پیدا کرد. اکنون در مجلس نهم، 9 زن نماینده مجلس هستند که 3.1 درصد از نمایندگان را تشکیل می‌دهند. این در حالی است که پارلمان یک کشور باید آیینه تمام‌نمای جمعیت آن کشور باشد. طبق آمار، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، کلاً 78 زن به مجلس شورای اسلامی وارد شده‌اند؛ درحالی‌که این عدد برای مردان 2525 نفر است.

دلایل کم‌بودن تعداد نمایندگان زن
او در رابطه با عوامل کم‌بودن تعداد نمایندگان زن اظهار داشت: یکی از دلایل، کم‌بودن تعداد داوطلبان زن است. هر وقت تعداد داوطلبان زن افزایش یافته، به همان نسبت تعداد نمایندگان نیز افزایش یافته است. دلیل دوم کم‌بودن تعداد نمایندگان زن این است که زنان از عملکرد نمایندگان زن رضایت ندارند و همین مسئله باعث می‌شود به زنان رأی ندهند؛ شاید چون زنان سابقه مدیریتی چندانی ندارند و برای مردم شناخته‌شده نیستند. دلیل دیگر، به تفکرات سنتی برمی‌گردد که جایگاه زن را در منزل می‌بیند، نه در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی. از سوی دیگر، زنان هم در اثبات توانمندی‌های خودشان کم‌کاری کرده‌اند و هنوز مردان نتوانسته‌اند به توانمندی زنان اعتماد کنند. همچنین، زنان در منابع قدرت و منابع مالی مناسب در تبلیغات انتخابات برای شناخته‌شدن برخوردار نیستند. احزاب هم در لیست‌های خود، تعداد و جای مناسبی برای زنان در نظر نمی‌گیرند. 

تاکنون فقط از 14 استان زنان وارد مجلس شده‌اند
حاجی‌پور خاطرنشان کرد: میزان تحصیلات نمایندگان زن از اولین دوره مجلس تاکنون از ششم ابتدایی تا دکترای تخصصی بوده، اما در سال‌های اخیر میزان تحصیلات آن‌ها افزایش پیدا کرده است. بیشتر زنانی هم که به مجلس راه یافتند، از حوزه انتخابیه تهران بودند. تاکنون فقط از 14 استان زنان وارد مجلس شده‌اند. 

چرایی لزوم افزایش تعداد زنان در پارلمان
او در خصوص چرایی لزوم افزایش تعداد زنان در پارلمان بیان داشت: از نظر منطق، تعداد و ماورای تعداد، این حضور ضرورت دارد. یکی از مسایلی که از نظر منطقی حضور زنان در پارلمان را ضروری می‌کند، مسئله عدالت است. نیمی از جمعیت کشور زنان هستند و اگر پارلمان قرار است آیینه کشور باشد، باید نیمی از جمعیت پارلمان زن باشند. از سوی دیگر، تجربه و نگاه زنان به مسایل مختلف با مردان متفاوت است و باید در تدوین قوانین این مسئله در نظر گرفته شود. نکته دیگر بحث نمادین است که وقتی زنان به مجلس راه یابند، الگوی فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی سایر زنان می‌شوند. 

حاجی‌پور در ادامه گفت: دلیل دیگر ضرورت افزایش تعداد زنان در پارلمان، به مسئله «تعداد» برمی‌گردد. وقتی تعداد یک گروه کم است، صدایی از آن‌ها شنیده نمی‌شود. در واقع، آن‌ها حضور دارند، اما ندارند. اگر تعداد آن‌ها افزایش یابد، باعث افزایش فعالیت و شنیده‌شدن صدای آن‌ها می‌شود. مسئله دیگر، «ماورای تعداد» است. به این معنا که در نمایندگی توصیفی، یک نماینده، نماینده یک گروه دارای ویژگی مشترک مثل نژاد، سن، مذهب و... است. در این حالت، تعداد نماینده‌ها مهم است و فکر این‌که نمایندگان مرد در نمایندگی حقیقی می‌توانند نمایندگی زنان را برعهده گیرند، منتفی می‌شود. 

موانع بازدارنده مشارکت برابر زنان
او در رابطه با موانع بازدارنده مشارکت برابر زنان خاطرنشان کرد: یکی از دلایل، این است که احزاب سیاسی، زنان را در لایه‌های اولیه تصمیم‌گیری راه نمی‌دهند. احزاب هنوز از زنان به اندازه مردان حمایت نمی‌کنند. مسئله بعد، به عوامل اجتماعی و فرهنگی برمی‌گردد. درک رایج این است که زنان بهتر است به مسئولیت‌های سنتی خود بپردازند. از سوی دیگر، داوطلبان زن با این دیدگاه مواجه می‌شوند که کار نمایندگی بسیار سخت است و این کار فقط از عهده یک مرد ساخته است. همچنین، زنان به دلیل حاکمیت جامعه مردسالار، به خودباوری نرسیده‌اند. رسانه‌ها نیز بیشتر به دنبال اخبار داوطلبان و نمایندگان مرد هستند. 

حاجی‌پور افزود: مانع دیگری که در مقابل مشارکت برابر زنان قرار دارد عوامل اقتصادی است. زنان با مسئولیت خانواده و کار اجتماعی مواجه هستند. سیاست هم یک کار تمام‌وقت است و امکان دارد این تصور ایجاد شود که یک زن ممکن است از پس مسئولیت‌های چندگانه برنیاید؛ درحالی‌که این مسایل برای مردان هم وجود دارد. مسئله دیگر این است که مبارزات انتخاباتی نیاز به سرمایه کلانی دارند و زنان عموماً از این سرمایه بی‌بهره هستند.

مکانیسم‌های افزایش حضور زنان در مجلس
او با اشاره به مکانیسم‌های افزایش حضور زنان در مجلس گفت: اقداماتی مانند تأمین فرصت‌های برابر مالی و رسانه‌ای برای زنان و مردان، فعالیت احزاب برای توانمندسازی زنان، ایجاد شاخه‌های زنان در احزاب که با منابع کافی تجهیز شوند، حمایت مالی از زنان، تغییرات ساختاری طولانی‌مدت و استفاده از یک مکانیسم نهادی مثل سیاست سهمیه‌بندی که در کوتاه‌مدت پاسخ‌گو باشد، می‌تواند زمینه را برای افزایش حضور زنان در مجلس فراهم کند. 

افزایش حضور زنان در عرصه‌های سیاسی با دستورالعمل‌های پرشتاب محقق نمی‌شود
به گزارش مهرخانه، در ادامه این پنل، آذر منصوری مقاله خود را با عنوان «زنان، اعتدال، سیاست‌ورزی و مشارکت‌ در عرصه‌های مدیریتی» ارایه داد. او با اشاره به این‌که اعتدال یک رویکرد و روش است، بیان داشت: چالش حضور زنان در سیاست و مدیریت برگرفته از پیشینه تاریخی و فرهنگی است و نمی‌توان انتظار داشت این مسئله با دستورالعمل و نسخه پرشتاب حل شود. در قدم اول باید ببینیم امروز واقعیت و جایگاه زنان ایران چیست تا به یک شناخت نسبی از این جایگاه دست پیدا کنیم. 

طی 9 سال گذشته شاخص مشارکت سیاسی زنان ایران سیر نزولی داشته است
او افزود: گزارش مجمع جهانی اقتصاد از جایگاه زنان ایران طی سال‌های 2066 تا 2015 نشان می‌دهد که شاخص مشارکت سیاسی زنان در این سال‌ها سیر نزولی داشته است. در این گزارش رتبه ایران از بین 145 کشور جهان 141 است و در شاخص مشارکت سیاسی رتبه ایران 137 است. ما در شاخص آموزش و سلامت و بهداشت رشد داشتیم، اما در مقایسه با کشورهای دیگر عقب ماندیم که بیان‌گر شکاف جنسیتی رو به افزایش در کشور ماست. 

این فعال حوزه زنان خاطرنشان کرد: امام (ره) به‌عنوان رهبر این انقلاب گفتند زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند. ایشان نگاهی متحولانه به حوزه زنان داشتند، اما حضور زنان در مقدرات اساسی مملکت در خوش‌بینانه‌ترین حالت از 4 درصد در پارلمان افزایش نیافته و در بسیاری از نهادهای سیاسی کشور زنان غایب هستند. 

برنامه‌های توسعه نگاه جنسیتی ندارند
منصوری با اشاره به جایگاه زنان در برنامه‌های توسعه گفت: 5 برنامه توسعه نوشته شده و بخش‌هایی از آن‌ها به زنان اختصاص پیدا کرده است، اما این سهم برگرفته از رویکرد امام (ره) نبوده وگرنه جایگاه زنان فربه‌تر می‌شد تا جایگاه آ‌ن‌ها در ساختار حقوقی کشور دیده شود. در این برنامه‌ها به مسئله زنان توجه شده است، اما اساساً این برنامه‌ها غیر از برنامه چهارم توسعه که به راهبرد جریان‌سازی مشارکت زنان توجه کرده، نگاه جنسیتی ندارند. یکی از مشکلات برنامه‌های توسعه این است که برای جریان‌سازی این برنامه‌ها، جایگاهی در دولت نداریم. ساختار معاونت امور زنان و خانواده هم به قدری محدود است که نمی‌تواند برنامه را جریان‌سازی کند. این برنامه‌ها بیشتر در حد اسناد مکتوب است تا این‌که جنبه اجرایی داشته باشد. 

دیدگاه‌هایی که نسبت به مشارکت سیاسی زنان وجود دارد
او با بیان این‌که سه دیدگاه نسبت به مشارکت سیاسی زنان وجود دارد، اظهار داشت: دیدگاه اول معتقد است زن چه ربطی به سیاست و مدیریت دارد و باید محدود به خانواده باشد. این دیدگاه برگرفته از دیدگاه طالبانیسم است؛ درحالی‌که وقتی مبانی اعتقادی را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم در جاهایی که قرآن به مسئولیت‌های انسانی اشاره می‌کند، تفاوتی بین مرد و زن قایل نیست. دیدگاه دوم معتقد است قانون انتخابات ایران تبعیضی بین زن و مرد قایل نشده و می‌گوید زنان باید از نقطه‌ای در مدیریت‌های میانی شروع کنند تا به مدیریت کلان برسند، اما ساختاری برای این مسئله پیش‌بینی نمی‌کند و می‌گوید این اتفاق باید به‌خودی‌خود رخ دهد. دیدگاه سوم ضمن پذیرش حضور زنان در سیاست، پذیرفته که مشارکت سیاسی زنان امری نیست که خودبه‌خود اتفاق بیفتد و توسعه بدون حضور زنان ممکن نیست. این دیدگاه، استراتژی جریان‌سازی فرصت‌های برابر تهیه کرده مثل سهمیه‌بندی یا احزاب که از ظرفیت خود برای افزایش مشارکت سیاسی زنان استفاده کنند. ما باید از تجربه موفق کشورهای دیگر برای ترمیم شکاف جنسیتی و افزایش مشارکت سیاسی زنان استفاده کنیم.

به گزارش مهرخانه، سخنران بعدی این پنل، فریبا نوروزی بود که مقاله مشترک خود با دکتر محمود زمانی تحت عنوان «ارتقاء زنان در عرصه‌های مدیریتی، اعتدال و توسعه» را ارایه کرد. او در ابتدای سخنان خود با اشاره به این‌که توجه به جایگاه زنان در برنامه‌های توسعه اهمیت کلیدی دارد، بیان داشت: با برابری زن و مرد و قدرت‌دادن به زنان، توسعه محقق می‌شود. همچنین، برنامه‌ها وقتی نتیجه‌بخش هستند که اعتدال رعایت شود. این در حالی است که وضعیت حضور زنان در جایگاه‌های مدیریتی، هنوز نامتعادل است و در زمینه دسترسی زنان به پست‌های مدیریتی، پیشرفتی دیده نمی‌شود. 

تنها 9 زن در رأس حکومت‌های دنیا قرار دارند
نوروزی افزود: نقش زنان در خانواده برجسته است و دستیابی به اعتدال با در نظر گرفتن تعالیم اسلامی میسر است. با این حال، موانعی وجود دارند که مانع از دسترسی زنان به پست‌های مدیریتی و ناموفق‌بودن آن‌ها در این پست‌ها می‌شوند. براساس آمار بانک جهانی، تا سال 2014 تنها 9 زن در رأس حکومت‌ها و 15 زن در رأس دولت‌های دنیا بودند. 21 درصد از کرسی‌های پارلمان‌های دنیا نیز در دست زنان است. 

او خاطرنشان کرد: در کشور ما از سال 84 تا سال 90 تعداد مدیران زن از 69 هزار نفر به 43 هزار نفر کاهش پیدا کرد. در سال 92 نیز در عرصه‌های مدیریتی زنان فقط به میزان 5 درصد تصمیم‌گیرنده بودند. در این چالش‌ها، مسایلی مانند موانع قانونی، رقابت اجباری، برعهده‌داشتن نقش مادری و... اثرگذار هستند. در نگاه امام خمینی (ره) زن دارای مقام قرآنی و مبدأ همه سعادت‌هاست و باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند. همچنین، زنان و مردان باید به همراه هم در ساختن جامعه شرکت داشته باشند. 

نوروزی با اشاره به نظریاتی که به تشریح نگاه جنسیتی می‌پردازند، اظهار داشت: نظریه سقف شیشه‌ای به کلیشه‌های جنسیتی اشاره دارد و ویژگی‌های عاطفی زنان در سازمان‌ها را بررسی می‌کند. این نظریه می‌گوید زنان به دلیل جنسیت خود از صعود به مراتب بالا بازمی‌مانند. نظریه تقسیم‌کار جنسیتی نیز معتقد است زنان فقط در مشاغلی مانند پرستاری و معلمی فعالیت می‌کنند. نظریه نابرابری‌ جنسیتی نیز می‌گوید جنبه‌های نابرابری مثل جنسیت، سن، نژاد، مذهب و... بر توزیع فرصت‌ها اثرگذار است و زنان دسترسی کمتری به منابع اجتماعی و سیاسی دارند. 

جایگاه زنان در اسناد فراملی و اسناد ملی
او در خصوص جایگاه زنان در اسناد فراملی و اسناد ملی عنوان داشت: در اسناد فراملی مثل منشور سازمان ملل تشویق به احترام به حقوق بشر و تساوی زن و مرد شده است. کنفرانس نایروبی نیز بر برابری و مشارکت و تصمیم‌گیری زنان و مردان تأکید دارد. یکی دیگر از این اسناد، اجلاس ویژه مجمع عمومی سازمان ملل در ژوئن سال 2000 است که در این سند به موانعی مانند درآمد پایین زنان، شکاف جنسیتی در دستمزدها، محقق نشدن دستمزد یکسان و... اشاره شده است. 

نوروزی در خصوص اسناد ملی گفت: در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اشاره شده خانواده رکن اساسی جامعه است. اصل 3 این قانون دولت را موظف به حفظ حقوق همه‌جانبه افراد و تساوی افراد در برابر قانون کرده است. همچنین به لزوم رفع تبعیض‌های ناروا و فراهم‌کردن امکانات برابر برای زن و مرد اشاره شده است. آسان‌کردن تشکیل خانواده و تنظیم روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی نیز از دیگر موارد مورد اشاره در قانون اساسی است. 

در برنامه ششم اتفاق خاصی برای زنان نیفتاده است
او در رابطه با برنامه‌های توسعه بیان داشت: در برنامه توسعه اول و دوم توجهی به زنان نشده بود و فقط سیاست‌های کاهش رشد جمعیت و حق تعلیم دختران مدنظر قرار گرفته بود. در برنامه سوم ماده 158 به حقوق زنان پرداخته و اختصاص 25 درصد از بودجه‌های جاری دستگاه‌های اجرایی برای حوزه زنان را لحاظ کرده است. در برنامه چهارم موادی مانند مواد 97، 106 و 111 به مشارکت زنان پرداخته‌اند. در برنامه چهارم نیز موادی مانند 230، 227، 196 و... به موضوع زنان پرداخته‌اند. در برنامه ششم هم تا جایی که من دیده‌ام، اتفاق خاصی برای زنان نیفتاده است. 

همیشه تهران بیشترین نماینده زن را در مجلس داشته است
نوروزی با بیان این‌که ایران وضعیت خوبی در تصدی پست‌های مدیریتی توسط زنان ندارد، خاطرنشان کرد: هرچند در ایران زنان تحصیلات خوبی دارند، اما جایگاه مدیریتی آن‌ها مناسب نیست. در شوراهای اسلامی شهر و روستا داوطلبان زن در دوره‌های دوم و سوم بیشترین شرکت را داشته‌اند و تهران نیز دارای بیشتری شرکت‌کننده زن است. در خصوص مجلس شورای اسلامی در مجلس پنجم تعداد زنان بیشتر از سایر دوره‌ها بوده و همیشه هم تهران بیشترین نماینده زن را داشته است. برخی از شهرهای بزرگ هم هیچ‌گاه نماینده زن نداشته‌اند. 

کمیسیون زنان در کمیسیون فرهنگی ادغام شد
او افزود: تا مجلس پنجم هیچ نماینده زنی در هیئت رییسه وجود نداشت، اما سهیلا جلودارزاده در مجلس ششم منشی هیئت رییسه شد. زنان مجلس در کمیسیون‌های بهداشت، آموزش و فرهنگی بیشترین حضور و در کمیسیون‌هایی مانند اقتصاد و عمران کمترین حضور را داشتند. از مجلس اول تا پنجم، مباحث مربوط به زنان در کمیسیون‌های مختلف مطرح می‌شد، اما در مجلس پنجم، کمیسیون زنان، جوانان و خانواده به سایر کمیسیون‌ها افزوده شد. البته، این کمیسیون در همین مجلس حذف و سپس در کمیسیون فرهنگی ادغام شد. فراکسیون زنان در مجلس ششم تشکیل شد و در ادوار بعد هم ادامه پیدا کرد. در مجالس ششم، هفتم و هشتم تمام زنان نماینده عضو این فراکسیون بودند، اما در مجلس نهم، فاطمه آلیا و زهره طبیب‌زاده عضو این فراکسیون نشدند. 

اقداماتی که باید برای افزایش مشارکت سیاسی زنان انجام شود
نوروزی در پایان پیشنهادات خود را برای افزایش مشارکت سیاسی زنان مطرح کرد و عنوان داشت: برنامه ششم توسعه باید به نحو مشخص به وضعیت زنان بپردازد و شاخص‌های سلامت، آموزش، توانمندسازی اقتصادی زنان و تأمین اجتماعی در این برنامه در نظر گرفته شوند. همچنین، باید بخش حقوقی خاصی برای زنان پیش‌بینی شود. مسئله دیگر، ضرورت برطرف‌کردن خلأ پژوهش است. از سوی دیگر، نقیصه‌های آماری جهت ارزیابی وضعیت موجود وجود دارد که باید برطرف شود. موضوع بعدی، ضرورت دسترسی عادلانه به منابع و فرصت‌هاست. پیگیری تغییر ساعت کار زنان در ادارات، تخصیص اعتبار لازم برای اجرای قانون افزایش مرخصی زایمان، منع تبعیض جنسیتی در استخدام دستگاه‌های دولتی، اجماع‌نظر در خصوص مسایل زنان و ایجاد بانک جامع اطلاعاتی زنان نخبه و مدیر، از دیگر اقداماتی است که باید انجام شود.  



درج شده در تاریخ چهارشنبه 21 بهمن 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: همایش زنان، اعتدال و توسعه، مجلس شورا، عدالت جنسیتی، مشارکت سیاسی زنان، نگاه جنسیتی، سیاست سهمیه بندی،
 گزارشی از  همایش سیاست و شهر

تهران- ایرنا- نهمین همایش سالیانه انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی با موضوع «سیاست و شهر» چهارشنبه دوم دی 1394خورشیدی در خانه اندیشمندان علوم انسانی در تهران برگزار شد.

   همایش  یک روزه سیاست و شهر در پنج مرحله با حضور مدیران شهری و استادان علوم سیاسی، روابط بین الملل، جامعه شناسی، اندیشه سیاسی از دانشگاه های سراسر ایران برگزار شد که در پایان هر مرحله پرسش و پاسخ هایی صورت گرفت. مرحله نخست صبح در تالار فردوسی، مرحله های بعدی در بعدازظهر و به صورت همزمان در سه تالار فردوسی، حافظ و خیام انجام شد. 
در مراسم اختتامیه همایش «مجتبی مقصودی» رییس انجمن مطالعات صلح ایران به ایراد سخنرانی پرداخت و پس از وی «سید محمدکاظم سجادپور» رئیس انجمن علوم سیاسی ایران، با جمع بندی مطالب ارائه شده به تشکر ویژه از دست اندرکاران برگزاری همایش پرداخت. 
**شهر و جامعه شناسی سیاسی
«حسین سلیمی» رئیس دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی مفهوم شهر از منظر فلسفه سیاسی و تاریخ تفکر سیاسی پرداخت و بیان داشت: مفهوم شهر با مفهوم سیاست به صورت کامل گره خورده است.
سه مفهوم شهر، مدینه و پولیس با مفهوم امروزی شهر متفاوت هستند و این واژه امروز تعبیر و مفهوم خاص خود را دارد.
سلیمی با اشاره به تحول های متفاوت سیاسی و رفتارهای متفاوت در بافت شهری گفت: مدیریت شهری بدون توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی در شهر غیرممکن است. بنابراین اگر شهر را به عنوان یک جامعه سیاسی ندانیم و تصمیم ها در راستای ایجاد یک شخصیت عمومی برای شهر نباشد، امکان مدیریتی که بتواند شهر ما را به سمت یک زیست بهتر حرکت دهد شکل نخواهد گرفت. به همین دلیل زمانی که بحث توسعه پایدار مطرح می شود مساله شهر بسیار مهم است و نباید تنها به محیط زیست و محیط فیزیکی توجه شود و از آن مهمتر محیط زیست اجتماعی است و باید مورد توجه قرار گیرد.
«سید عبدالامیر نبوی» استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، در ارتباط با فهم جنبش های اجتماعی از منظر سازمان فضایی شهر بیان داشت: بررسی سازمان فضایی شهر و درک ارتباط آن با جنبش های اجتماعی مستلزم شناخت سه مؤلفه مکان، روابط اجتماعی و انسان ها است. اهمیت این بحث از آنجا ناشی می شود که جنبش های اجتماعی، تسخیر فضاهای شهری را از راه تاکتیک هایی چون تظاهرات، اعتصاب و خرابکاری به هدف مبارزه تبدیل می کنند. در نتیجه، کاربری مکان تبدیل به کاربری نماد می شود و نمادی شدن هر مکانی آنجا را به نقطه ای برای بارگزاری انواع متعددی برای رفتارها تبدیل می کند. از این رو فضاهای شهری به موضوع سلطه یا مقاومت تبدیل می شود؛ یعنی مکان های قدرتی وجود دارد که به دنبال حفظ خود است و ساختارهای مقاومتی که قدرت را به چالش می کشند. 
از دیدگاه روش شناختی موضوع نسبت میان شهر و قدرت سیاسی، به صورت عمده به میشل فوکو برمی گردد. وی باور دارد قدرت در خلاء ناممکن است، بنابراین هر قدرتی باید وجه عینی پیدا کند. بر اساس این رویکرد، هانری لوفور وقتی مفهوم بازتولید فضا را مطرح می کند، می گوید هر جامعه بر مبنای تولید افزایش قابل شناسایی است؛ یعنی هر جامعه ای نوعی خاص از تولید فضا را سامان می دهد و الگوهای تولید و رژیم قدرت هر جامعه ای به نحو خاصی مکانی می شود. ماهیت شهری جنبش های اجتماعی و همپایی این پدیده با تاریخ شهر مدرن از جمله مواردی است که به تحلیل و درک بهتررابطه متقابل فضاهای شهری و جنبش های اجتماعی کمک می کند. 
«علی اصغر قاسمی» استادیار علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی همچنین درباره جنبش های اجتماعی در تهران بیان داشت: جنبش های اجتماعی در نیمه دوم قرن بیستم به ویژه از دهه 1960 به بعد در سپهر سیاسی – اجتماعی کشورهای مختلف به ویژه کشورهای اروپایی نقش و جایگاه مهمی پیدا کرده اند به نحوی که در حال حاضر از جنبشهای اجتماعی به عنوان موتور محرکه تحول های جامعه یاد می شود. در ایران نیز مانند بسیاری از جامعه های دیگر تحت تأثیر عوامل مختلفی چون افزایش تأثیرگذاری ابعاد و مؤلفه های فرهنگی جهانی شدن به ویژه افزایش دسترسی مردم به اینترنت و شبکه های اجتماعی و ماهواره ای از یک سو و افزایش شاخص هایی چون شهرنشینی، باسوادی و دسترسی به رسانه گروهی از سوی دیگر، نقش جنبش های اجتماعی در تصمیم سازی های جامعه افزایش چشمگیری یافته است به نحوی که در حال حاضر جنبش های اجتماعی یکی از مؤلفه های مهم و مؤثر بر تحول های سیاسی – اجتماعی جامعه به شمار می روند.
وی در ادامه گفت: با توجه به عوامل کلیدی مؤثر بر تحول های جامعه ایران در دو بعد داخلی و بین المللی طی یک دهه آینده وقوع چهار سنخ جنبش اجتماعی در شهر تهران محتمل می باشد:
1-جنبش های اجتماعی معطوف به توسعه سیاسی و دموکراسی خواهی با محوریت طبقه متوسط
2-جنبش های اجتماعی پوپولیستی و قاعده گریز با محوریت محرومان و حاشیه نشین ها
3-جنبش های اجتماعی معطوف به مطالبه های مدنی با محوری بودن فعالان مدنی (مانند طرفداران محیط زیست و حقوق زنان)
4-جنبش های اجتماعی بنیادگرا و قومی با محوری بودن مطالبه های رادیکال قومی یا مذهبی.
«بهرام نوازانی» دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین در رابطه با تاثیر شبکه های اجتماعی بر جامعه پذیری سیاسی کاربران شهری را مهم دانست و یادآور شد: امروزه شبکه های اجتماعی به خصوص فیس بوک یکی از پر طرفدارترین راه های ارتباطی میان جوانان و اقشار مختلف جامعه ها به شمار می آید و به جهت فراگیری و گستردگی دامنه شمول مخاطبان آن نقش تأثیرگذاری بر جامعه پذیری سیاسی افراد دارد. جامعه پذیری سیاسی فرایندی است که به وسیله آن، افراد در جامعه ای معین با نظام سیاسی آشنا می شوند و تا اندازه قابل توجهی ادراک آنها از سیاست و واکنش آنها نسبت به پدیده های سیاسی تعیین می شود.
«شهره جلال پور» استادیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد شهرضا درباره سیاست تحول نظام شهری ایران در دوره رضا خان اظهار داشت:با سقوط اصفهان، پایتخت شکوهمند صفویه در 1135 هجری قمری نظام شهری منسجم صفوی از هم پاشید و قاجارها هم با وجود تاسیس نهادهای جدیدی همچون انجمن ولایتی، انجمن بلدی و سازمان بلدیه به جزء در تهران، نتوانستند تغییری در نظام شهری ویران آن دوره ایجاد کنند. روی کار آمدن دولت مطلقه مدرن پهلوی اول، تجدد و تغییر در تمام زمینه ها را تنها راه رسیدن به پیشرفت غرب دانست و شهر نیز تنها دریچه نمایش این تغییرها تلقی شد.
وی در ادامه تصریح کرد: در دوره رضاخان برخلاف دوره قاجار که تنها در تهران پایتخت کشور، تغییرهایی بسیار محدود انجام شد، در تمامی شهرهای ایران در زمینه های عمرانی، اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و فرهنگی تغییرهایی به وجود آمد. شهر اصفهان هم در آن بین، تغییرهایی را شاهد بود که تا به حال تجربه نکرده بود.
«حسین جمالی» عضو هیات علمی دانشگاه مازندران در مورد شهر و دیپلماسی گفت: امروزه با گسترش و تعمیق جهانی شدن، اهمّیت کلان شهرها، به میزان قابل ملاحظه ای افزایش یافته و موجب فعالیت های فرامرزی در عرصه روابط بین الملل از طرف نهادهای شهری، طرح و پردازش نظریه های نوین در دیپلماسی عمومی و رواج گفتمان جهانی شدن شهری و شهری شدن جهان شده است. به علاوه، شهرها، علاوه بر نقش تاریخی خود به عنوان مرکز تجارت و بانکداری، کارویژه هایی چون مرکزهای رهبری بسیار متمرکز در اقتصاد جهانی، جایگاهی برای شرکت های مالی و تخصصی، پایگاه های تولید و نوآوری در صنایع پیشتاز و بازاری برای محصول ها و نوآوری ها پیدا کرده اند. 
وظیفه پارادیپلماسی و دیپلماسی شهری، تئوریزه کردن این عرصه ها و فعالیت ها است. برای نمونه شانگهای که یکی از کلان شهرهای جهان به شمار می رود، در این رهگذر، اهمیتی ویژه و منحصر به فردی یافت. دولت مرکزی چین، در راستای عملگرایی و پراگماتیسم (گرایش به سیاست ها و اقدام های نتیجه بخش و مفید) و در مسیر توسعه گرایی نوین (اقتصاد بازار و همگرایی در سطح بین المللی) و پیوستن به روند جهانی شدن و اقتصاد جهانی، شانگهای را مرکز و سمبل پارادیپلماسی خود قرار داد. این کلان شهر جهانی، به منزله دروازه اصلی ورود به چین، از یک سو به عنوان پایتخت اقتصادی چین و پاریس شرق و از سویی دیگر محل تلاقی و همزیستی مدرنیسم و سنّت چین، نقش بسزایی در تجارت، صنعت و گردشگری آن کشور دارد.
کلانشهر شانگهای با زیرساخت های صنعتی، تجاری و مالی مدرن، حکومت محلی قدرتمند و نیز شهروندان تجارت پیشه و گردش پذیر، به منزله پل ارتباطی اصلی چین با دنیای خارج، دیپلماسی شهری را بازی می کند.
«میترا راه نجات» مدرس دانشگاه علامه طباطبایی در رابطه با جایگاه و تاثیر شهر هوشمند در رقابت سالم سیاسی و شکل گیری دولت دانا، بیان داشت: شهر قدیمی ترین زیست بوم انسان با قدمتی بیش از هفت هزار سال محسوب می شود که ابتدا در خاورمیانه ظاهر شد و با تغییر مداوم و گسترش دائمی خود امروزه به زیست گاه بیشتر جمعیت جهان تبدیل شده است. نه تنها همراه با رشد دانش بشری خود را به عنوان جلوه گاه اصلی دانش انسان در تمام زمینه ها نمایان ساخت بلکه بر رشد مداوم و ایجاد دانش جدید در تمام زمینه ها تاثیر قابل توجهی داشت. اکنون مهمترین پاردایم در بحث مدیریت کلان شهرها، پارادایم شهر هوشمند بوده که همراه با شش فاکتور خود تمام مقوله های زیست شهری را تحت تاثیر خود قرار داده که از آن جمله می توان به حیات سیاسی انسان ها اشاره داشت.
«شهروز شریعتی» هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس در مورد هنجارهای زیست مدنی و سیاست مدرن در طریقه تمدنی کنفوسیانیسم بیان داشت: تمدن کنفسیوسی، تمدن سینیک یا همان تمدن چینی، تمدنی بزرگ و مشتمل بر تمدن های فرعی متعدد در خاور دور و جنوب شرقی آسیا است که با آموزه های دو رقیب خود در این حوزه تمدنی، یعنی «بودیسم» و «نائویسم» تباین چندانی ندارد. مردمان این تمدن به لحاظ ذهنی معتقد به آموزه های کنفسیوس حکیم بزرگ چینی هستند و از منظر اقتصاد سیاسی هم تمدن کنفسیوسی را در حال حاضر می توان شمامل کشورهایی دانست که برخلاف الگوی لیبرال دموکراسی در تمدن غرب، شیوه الگوی سرمایه داری با محوریت دولت را پیگیری می کنند.
«مجتبی مقصودی» رئیس انجمن مطالعات صلح ایران در رابطه با شهرها و سیاست گفت: سیاست در دو وجهه عامیانه و آمرانه، همه زاویه ها و حوزه های شهری کشور را درهم نوردیده است. اقتصاد، فرهنگ و رسانه، اجتماع، آموزش و ورزش همه زیر سایه دوگانه سیاست عامیانه و آمرانه یا از کارکرد واقعی خود بازمانده اند یا دچار انحراف مسیر و بدکارکردی شده اند. این هجمه فراگیر، رمقی برای تفکر مستقل، انتقادی و کارشناسی و فراغت، آرامش و مصالحه باقی نگذارده و بخش های قابل توجهی از طبقه ها و گروه های شهری را زمین گیر، منفعل و سیاست گریزی کرده است.
«مهشید بشیری موسوی» دانش آموخته حقوق بین المللی دانشگاه شهید بهشتی در مورد نقش سازمان های جامعه مدنی در سیاست های فقرزدایی شهری و روستایی، اظهار داشت: فقرزدایی شهری و روستایی نیازمند رویکردی چند بعدی و یکپارچه مرکب از برنامه ها و پروژه هایی است که زندگی مردمان فقیر را با سیاست ها و راهبردهایی همراه که پاسخگوی نیازهای اساسی آنان خواهد بود، هدف قرار می دهد. در این میان نباید از اهمیت سازمان های جامعه مدنی غافل شد. وجود سازمان های جامعه مدنی در اتحاد رویکردهای فقرزدایی لازم و ضروری است. کارکرد این سازمان ها مکمل اقدام های دولت ها در امر فقرزدایی محسوب می شود.
**شهر و اندیشه سیاسی
«علیرضا اسماعیل زاد» استادیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد تبریز درباره قدرت مشرف بر شهر بیان کرد: قدرت انضباطی مشرف بر شهر که سه شکل تاریخی عمده یافته است بسیار موذیانه تر، کامل تر،کاراتر، فراگیرتر و کم هزینه تر از گذشته می تواند اعمال شود. در شهرهای انضباطی اقتصاد مجازات کارآمدتر از گذشته عمل می کند. 
«مرتضی قورچی» عضو هیات علمی جغرافیای سیاسی دانشگاه شهید بهشتی همچنین ضمن اشاره به سوسیال دموکراسی و آرمان شهر گفت: هنری لفور، سال ها پیش خاطر نشان ساخته بود که فضای جغرافیای انسانی و جغرافیای سیاسی بازتابی از ایدئولوژی های سیاسی مسلط است. در واقع از نظر لفور این ایدئولوژی ها هستند که با سلطه بر نهاد های قدرت نقش تعیین کننده ای را در بازتولید فضا ایفا می کنند.
وی در ادامه بیان کرد: سوسیال دموکراسی تنها گفتمان سیاسی است که با سیاست های عدالت محور و انسانی خود توانسته ضمن حفظ بنیان های سرمایه داری یا تقویت طبقه متوسط، شاخص های توسعه پایدار را در کشورهای اسکاندیناوی فراهم سازد.
**شهر و سیاست گذاری
«علی قربان پور دشتکی» عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری در رابطه با فرهنگ شویی یادآور شد: آنچه که وجه همت بسیاری از سیاستگذاران فرهنگی است شامل برنامه ریزی و مدیریت صحیح در جهت انتظام بخشی به سامانه چند فرهنگ گرایی در یک اجتماع خرد و کلان به شمار می رود. مفروض مشترک آنها این است که فرهنگ یا فرهنگ های مورد مطالعه از لحاظ اصالت و محتوا به قوت خود باقی مانده اند اما به دلیل بی برنامه بودن و یا سوءمدیریت، در سیستم و اجتماع خود دچار اختلال اجرایی شده اند، لذا با ارائه برنامه ها و راهکارهای عملی، سعی در حل آن دارند. 
فرایند فرهنگ شویی معلول شکل گیری مجازی سازی فرهنگ، گرته برداری وارنه، کارناوالی شدن فرهنگ، اتومبیلی شدن مردم شهر است. فرهنگ شویی فرایندی متفاوت با فرهنگ زدایی است که سامانه معنایی و هدف گذاری فرهنگ را دچار استحاله می کند و سپس معنای جدید با بارمعنایی نازل را در قالبی متضاد با معنا و نیت اصیل و ماهوی فرهنگ مورد نظر، مفهوم و برجسته سازی می نمایند.
«رقیه آران» دانش آموخته رشته برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی در مورد مسکن مهر در ایران و تناقض آشکار با سیاست های توسعه پایدار شهری گفت: پروژه مسکن مهر در دست یابی به سیاست های توسعه پایدار شهری ناکام بوده است و نه تنها چشم انداز درخشانی برای آن نمی توان تصور کرد بلکه بیم آن می رود که در آینده ای نه چندان دور به بحران عمیق برای کارگزاران نظام تبدیل شود. 



درج شده در تاریخ چهارشنبه 9 دی 1394
طبقه بندی: گفتگو و هم اندیشی،  نقد، نظر و بررسی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: سیاست و شهر، انجمن علوم سیاسی ایران، شهرداری، مسکن اجتماعی،

گزارش کامل جماران از همایش ملی «گذار از علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی»؛

سردار نقدی: دانشجویان از بیان انتقادات هراسی نداشته باشند/  رحیم پور ازغدی: لیبرال دموکراسی جاهلانه ترین انتخاب در فرهنگ اسلامی است/  جلیلی: اینکه می گویند سیاست خارجی ایدئولوژی زدایی شود با هیچ منطقی قابل درک نیست



رئیس سازمان بسیج مستضعفین با تاکید بر لزوم بیان نظرات مخالف از سوی دانشجویان در موارد مختلفی همچون اعلام مخالفت با علوم سیاسی غربی، گفت: دانشجویان از بیان انتقاداتشان هراسی نداشته باشند.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، سردار محمدرضا نقدی در همایش ملی «گذار از علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی» که پیش از ظهر امروز در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد‌، اظهار کرد: فرض جوان هایی که وارد دانشگاه های ما می شوند، اسلامی بودن آموزه های مورد تدریس است، در حالی که در اینجا آموزه های سکولاریسم را در تمامی رشته های علوم انسانی آموزش می دهیم.

وی ادامه داد: اشکال تدریس آموزه های سکولاریسم این است که علم سیاست در مبنای سکولاریسم به جدایی دین از سیاست اشاره می کند درحالی که اسلام می گوید سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما است. سکولاریسم حجیت را بر اکثریت می داند اما دین حاکمیت را از آن خدا می داند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفان تصریح کرد: علم سکولار چنین مطرح می کند که سیاست علم کسب قدرت است و اخلاق و ارزش ها در اینجا نسبی است در حالی که امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند "اگر همه دنیا را به من بدهند تا دانه ای را از دهان مورچه ای جدا کنم، هرگز این کار را انجام نمی دهم و راضی نیستم به هر قیمتی قدرت کسب کنم".

سردار نقدی افزود: در دانشگاه های غرب در روابط بین الملل معادله قدرت تدریس می شود، اما قرآن می گوید حق ندارید زیر بار ظلم بروید بنابراین ما با تدریس علم سکولاریستی، دین فرد را از اومی گیریم و این ظلمی است که در حق جامعه مان روا می داریم و نتایج مرتکب شدن چنین گناهی هم آثار اجتماعی مشاهده شده، است.

وی همچنین اظهار کرد: چرا امروز وابسته به تحلیل های ارائه شده از سوی رهبری هستیم؟ چون تحلیلی که ایشان ارائه می دهند هیچوقت از یک تحصیلکرده علوم سیاسی خارج نمی شود. باید توجه داشته باشیم که شعار «نه شرقی نه غربی» در کجای این علوم سیاسی جای دارد و چه کسی می تواند در آن مکتب درس بخواند و به این شعار و همچنین ایستادگی در برابر قدرت ها پایبند باشد.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در بخش دیگری از صحبت های خود، گفت: از نظر ما علم سکولاریستی مردود است؛ چون انسان موجودی پیچیده است که نمی توان براساس علوم تجربی برای آن معادلاتی را تعیین کرد. کادر سازی در بستری از تفکر غربی انجام می‌شود؛ بنابراین همیشه باید مراقب نفوذ باشیم. چون با این تفکر دیپلمات و مدیر پرورش می‌دهیم که هر دقیقه غرب امکان تحت مدیریت قرار  دادن آن را دارد.

وی همچنین تصریح کرد: در علم سیاست 600 عنوان کتاب در حوزه اسلامی داریم‌ که کتاب هایی مبنایی هستند. ما با تدریس نظریه‌های غربی به عنوان نظریه‌های معارض در دانشگاه‌های کشورمان مخالف نیستیم‌، اما دیکتاتوری این است که اساتید غرب‌گرا به دانشجویان اجازه بیان نظرات مخالفشان  در مقابل نظریه‌های غربی را ندهند.

سردار نقدی ادامه داد: تعجب آور است که اساتید غرب‌گرا وقتی که زمان درگیری نیست فتوای تنش و به خیابان آمدن می دهند، اما در دانشگاه که محل تقابل نظریه‌ها است‌، فتوای ممنوعیت می دهند و در این روند دانشجویان سرکوب می شوند و نمی توانند نظراتشان را بیان کنند. البته از دانشجویان هم تعجب می‌کنم که در این موارد هیچ اعتراضی ندارند. باید توجه داشته باشیم که در دانشگاه ها آموزه‌های سکولاریسم در رشته‌های علوم انسانی و به خصوص علوم سیاسی به دانشجویان تدریس می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: ضمن پذیرفتن راهکارهای اساسی معتقد هستیم باید از راه‌های میانبر استفاده کنیم و داشته‌های خود را بشناسیم، اما متاسفانه در این زمینه نوعی خود کم بینی وجود دارد که باید بر آن غلبه کرد. از دانشجویان درخواست می کنم شجاعت داشته باشند و با حضور در عرصه، از نمره صفر و مشروط شدن نترسند.

‌ رئیس سازمان بسیج مستضعفین همچنین افزود: دانشگاه بسیج آماده تعریف چنین دوره‌های دانشگاهی و اجرای آن ها است تا اینگونه ثابت کند در زمینه علوم انسانی بسیار توانمند هستیم و تحقیقات کاربردی خواهیم داشت در حالی که اغلب پایان‌نامه‌های ما در حوزه علوم سیاسی غربی تنها بر روی طاقچه‌ها خاک می خورند.

در بخش دیگری از این برنامه حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: برای مشخص تر شدن عنوان این همایش باید به این موضوع بپردازیم که در صحبت از مقایسه مکاتب سیاسی مادی و مکاتب سیاسی الهی، 2 قید وجود دارد که براساس یکی از آن ها علوم سیاسی تعریف و تفاوتش با مکاتب سیاسی مشخص می شود.

وی اظهار کرد: مکتب شامل بحثی علمی می شود که گزاره های عقلی و تجربی نیز به همراه داشته باشد و همچنین گزاره های عمیق تری چون گزاره های سیاسی در درون آن جای بگیرد و اینگونه مبنای دقیق تری پیدا می کند، پس مکتب جای علم نیست.

رحیم پور ازغدی همچنین ادامه داد: می دانیم که در علوم سیاسی غرب، علم واحدی نداریم و مباحث متفاوتی مطرح می شود که در اوایل قرن بیستم گزینش خاصی از بین افرادی محدود صورت گرفت و در نهایت افرادی چون هابز و لاک انتخاب شدند.

وی گفت: این انتخاب در حالی صورت گرفت که فلسفه سیاسی افراد انتخاب شده با هم یکسان نیست و با اینکه از نظر ما فلسفه هر 2 نفر غیرالهی است، اما وجه اشتراکی دارند و آن، وجود نداشتن حکومت الهی به معنای اسلامی اش در هیچ یک از این مکاتب است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین تصریح کرد: موضوع مهم دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد، به استاد، دانشجو و کف دانشگاه مربوط می شود به این معنا که باید یک فضای گفتمانی در دانشکده های حقوق و علوم سیاسی ایجاد شود که در راستای آن قدرت اندیشیدن وجود داشته باشد و از نقد هیچ نظریه ای هراس نداشته باشیم.

وی افزود: ما هنوز در حال بحث درباره علوم سیاسی و تدریس آن هستیم در حالی که امروز عمل از نظر جلو افتاده است.

رحیم پور ازغدی در بخش دیگری از صحبت های خود به ظریفیت های موجود در انقلاب اسلامی اشاره و اظهار کرد: انقلاب فرانسه با وجود اینکه نسبت به انقلاب اسلامی ما ابعاد محدودتری داشت و تعداد افرادی که در خلال آن انقلاب به ایران آمدند حتی یک صدم تعداد افراد حاضر شده در خیابان ها برای انقلاب اسلامی هم نمی شد، با این حال فیلم هایی ساختند و کتاب های بیشماری نوشتند و حرف هایی را به اسم این انقلاب بعد ها بیان کردند، تمامی این اتفاقات در حالی رخ داد که ظرفیت های موجود در انقلاب اسلامی بسیار بیشتر بود، اما از این ظرفیت ها به درستی استفاده نکردیم.

وی ادامه داد: یکی از مشکلات موجود در زمینه پرداختن و آموزش علوم سیاسی این است که هیچ گاه به برون داد دانشکده های علوم سیاسی توجه نکردیم و تنها کاری که در این زمینه صورت گرفت، تبدیل کردن چند میلیون افراد دیپلم بیکار به چند میلیون افراد تحصیلکرده بیکار بود که اینگونه اقدامات از گناهان حکومت، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دست اندرکاران علوم سیاسی است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش پایانی صحبت های خود به موانع تفکر علمی سیاسی در دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: برخی افراد هنوز فکر می کنند تمامی حرف های علوم سیاسی غرب واحد است در حالی که بسیاری از نظریه پردازان غربی پس از مطرح کردن برخی نظریه هایشان از حرف خود پائین آمدند و نظریات دیگری جایگزین آن ها شد.

وی خاطرنشان کرد: سکولاریسم در غرب انتخاب درستی بود و بهترین انتخاب در برابر کلیسا و مسیحیت، لیبرال دموکراسی است؛ چون در آنجا خدا و معنویتی وجود ندارد، اما وقتی ما در فرهنگی زندگی می کنیم که خدا و معنویت وجود دارد، انتخاب لیبرال دموکراسی بدترین و جاهلانه ترین انتخاب خواهد بود.

اندیشه و سیاست قابل تفکیک نیستند

 در این همایش همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: علوم سیاسی جدا از اندیشه و تفکر نیست، نمی توان مدعی سیاست بود، اما اندیشه را از سیاست جدا دانست.اندیشه و سیاست لازم و ملزوم هم اند و این 2 به هیچ عنوان قابل تفکیک از هم نیستند. علم سیاست و علوم سیاسی نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود و در این عرصه انتظار بجایی است که این علوم، دروس و آموخته های به دست آمده که در مجموعه های علمی آموزش داده م یشود فایده داشته باشد و بتواند مشکلی را حل کند؛ بر این مبنا عنوان این جلسه موضوعیت پیدا می کند.

سعید جلیلی در همایش "گذار علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی" که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد،‌ با بیان اینکه امروز اندیشه دینی نگاه تمدنی دارد گفت: از مهم ترین دغدغه های کسانی که در عرصه علم فعالیت دارند و در ساحت علم آموزی، علم آموختن و مقام تحلیل هستند. برایشان جدی و اساسی است که علمی که فراگرفته اند مفید است یا خیر. در بسیاری از آموزه های دینی به مراتب یاد شده که خداوند به ما علم نافع عرضه کند و خواست ما هم همین است.

وی بیان کرد: در سطح نظام و دولت و کشورها این دغدغه وجود داردکه ایجاد بسترهایی برای علم آموزی و ترویج و پیشرفت یک رشته علمی را مفید واقع شدن علم برای آن کشور است.

جلیلی با اشاره به مهم‌ترین دغدغه‌های دانشجویان در خصوص  مفید بودن علم، اظهار کرد: همه دولت‌ها و کشورها برای علم آموزی بستر فراهم می‌کنند و توجه‌شان به این نکته است که رشته علمی که به آن می‌پردازند‌، برای دولت ‌،نظام و کشورشان مفید باشد. که علم سیاست هم از این قاعده مستثنی نیست. به خصوص برای دانشجویان این دغدغه مهم است که در بهترین دوران عمر و جوانی علاوه برهزینه های جانبی برای آموختن علم از جان و عمر خود هزینه می کنند. اما مسئله اصلی مفید واقع شدن علم برای فرد، جامعه، و آرمان فرد است.

این فعال سیاسی اصولگرا افزود: علوم سیاسی جدا از اندیشه و تفکر نیست، نمی توان مدعی سیاست بود، اما اندیشه را از سیاست جدا دانست. اندیشه و سیاست لازم و ملزوم هم اند و اینکه در برخی از محافل مطرح می‌شود سیاست خارجی باید از اندیشه دور باشد‌ و باید سیاست خارجی ایدئولوژی زدایی شود با هیچ منطقی قابل درک نیست، چون اندیشه و سیاست قابل تفکیک از هم نیستند.

جلیلی افزود: اینکه گفته شود اندیشه دینی را از سیاست جدا کنیم به لحاظ منطقی ممکن است بتواند مطرح شود اما جدایی اندیشه صرف به صورت قاطع از سیاست غیرمنطقی است. نمی توان بدون روشن کردن ابعاد مبانی اندیشه بی مقدمه وارد سیاست شد؛ از این رو جدا از آنکه آیا اندیشه ای را قبول داشته باشید یا خیر، اندیشه برای خود باید چارچوب و انسجام داشته باشد تا بتوان به آن اندیشه گفت.

وی ادامه داد: این چارچوب ها و منطقی که اندیشه را شکل می دهد مبتنی بر بخشنامه نیست. لذا از گذشته تا امروز عقاید مطرح شده اندیشمندان در عرصه‌های مربوط به اندیشه که نگاه خود را با انسجام ارائه می‌کنند، آن آرمان شهر تعریف می شود و آن نیک فرجام مورد مطالبه شما متفاوت خواهد بود. اما آنچه موجب تفاوت بین اندیشمندان میشود، نوع نگاه آنها به جهان بینی نظری آنها است،زیرا اگر این چارچوب ها قید نشود اندیشه و ابعاد آن شکل نمی گیرد در اینجاست که آرمان شهر تعریف می شود و آن نیک فرجام که مورد مطالبه شما متفاوت خواهد بود.

استاد دانشگاه امام صادق(ع) با بیان این‌که صحبت از علوم اسلامی سیاسی و اندیشه دینی ‌، اقتضائات خاصی دارد، تصریح کرد: اندیشه دینی قدرت ارائه مدل در بین تمام علوم را دارد و همین امر موجب نگرانی غرب شده و دغدغه‌شان این است که اندیشه دینی تکثیر پیدا کند همانطور که در مردم سالاری دینی الگویی ارائه کرد که همه را به چالش کشید. از این رو این راه باید امتداد یابد تا به جهان ثابت شود هدف اندیشه دینی آزادی انسان در شکل واقعی خود است.

جلیلی  با اشاره به مهم‌ترین موضوعات از علم سیاست‌ که مربوط به دولت است‌، گفت:در تعریف دولت مفهوم حکم و طاعت مطرح است و اندیشه دینی هم در این موضوعات بحث‌های دقیق و صریح دارد و حکم و ملک را برای خدا می‌دانند و معتقد است که حکم باید از آن کسی باشد که مبدا ربوبی است و غیر از این را جاهلیت می‌داند. بنابراین جاهلیت مدرنی که امروز به همین مبنا است‌، حکم و طاعت را در جایی قرار می‌دهد که خودش محتاج و ضعیف است.

وی در خصوص در بیانیه‌ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر رهبری جهان در قرن آینده گفت:اوباما در بیانیه ای تحت عنوان سند استراتژی امنیت ملی آمریکا مدعی است  آمریکا در قرن آینده هم باید رهبر جهان باقی بماند و برای خود حق قائل شده که اگر در این راه دچار چالش شد از اقدام نظامی یک جانبه و سلاح هسته‌ای استفاده کنند. علوم سیاسی غربی چگونه این واقعیت را می تواند توضیح ‌دهد؟

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: نگرانی غرب از سانتریفیوژ نیست، بلکه نگران تکثر اندیشه و تفکری هستند که روز به روز غنی سازی می‌شود و در راستای مردم سالاری دینی الگو و مدل دارد و با همه توان به پای آن ایستاده. اندیشه اسلامی برای امنیت پایدار مبنا و فرمول جدید دارد و امنیت پایدار را در راستای دو مولفه ایمان و عدالت می‌داند نه سلاح هسته‌ای.

کد خبر: 112636 | تاریخ خبر: 24/09/1394  پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران



درج شده در تاریخ چهارشنبه 25 آذر 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: علوم سیاسی غربی، علوم سیاسی اسلامی، محمدرضا نقدی، سعید جلیلی، حسن رحیم پور ازغدی،
 
نظریه سازی در جامعه شناسی کوششی است برای کسب دانش و بینش عمیق تر برای تببین مسائل اجتماعی و شناخت بهتر پدیده های زندگی اجتماعی و به مدد آن است که توانایی های لازم برای سازماندهی فعالیت ها به منظور حل مسائل اجتماعی، مداخله دانش بنیاد اجتماعی و برنامه ریزی برای توسعه کشور فراهم می گردد. بر این اساس انجمن جامعه شناسی ایران در اردیبهشت ماه 1395 سومین همایش «کنکاش های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران» را با شرکت اساتید، صاحب نظران، پژوهشگران، جامعه شناسان و دانشجویان رشته های علوم اجتماعی کشور برگزار می کند.
هدف هاو محور های موضوعی همایش از این قرارند:
·         طرح و ارزیابی وضعیت و جایگاه نظریه سازی در علوم اجتماعی در کشور
·         معرفی و نقد دیدگاهها و رویکردهای نظری اندیشمندان علوم اجتماعی در مورد جامعه ایران
·          گسترش ارتباط گفتمانی در حوزه های نظری جامعه شناسی
·         طرح ضرورت دستیابی به اجماع دیدگاهی در زمینه گسترش مفهوم سازی و نظریه پردازی درباره جامعه ایران
محورهای عمومی همایش عبارتند از:
·          سنخ شناسی پژوهشگران از چیستی جامعه ایران
·         تبیین جامعه شناختی وضعیت نظریه های اجتماعی در کشور
·         ارزیابی دستاوردهای درون دانشگاهی و برون دانشگاهی در نظریه پردازی اجتماعی
·         کاربرد مفاهیم عام و خاص در فهم جامعه ایران
·         ارزیابی دستاوردهای اندیشمندان ایرانی در تفسیر و نقد نظریه های اجتماعی کلاسیک و مدرن
·         هستی شناسی مفاهیم آزادی و عدالت در نظریه های اجتماعی در ایران
·          بررسی نقش دانشگاه ها و انجمن های علمی در مفهوم سازی و نظریه پردازی درباره جامعه ایران
·         معرفی و ارزیابی نظریه های مرتبط با جامعه شناسی تاریخی ایران
·          ارزیابی نظریه های تبیین کننده جامعه و حکومت در ایران
·         معرفی و ارزیابی نظریه های مرتبط با چالش های مدرنیته و توسعه در ایران
·         نظریه ها، الگوها و مدل های توسعه در ایران
از علاقمندان درخواست می شود که چکیده مقاله خود را حداکثر تا تاریخ 30 دی ماه 1394 به دبیرخانه همایش به نشانی پست الکترونیکی isa.conference@yahoo.com ارسال نمایند. چکیده مقاله باید در چهار بخش شامل: مقدمه ( طرح مسئله و ضرورت)، روش شناسی، یافته ها و نتیجه گیری و حداکثر در 250 کلمه و در قالب word تهیه شود. (شیوه نامه نگارش چکیده و اصل مقالات همایش‌ های انجمن جامعه شناسی ایران را ازاینجا دریافت کنید).
نشانی دبیرخانه همایش: تهران، بزرگراه جلال آل احمد، پل گیشا، جنب بیمارستان شریعتی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، انجمن جامعه شناسی ایران.
تلفن و دورنگار دبیرخانه: 88004742



درج شده در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1394
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی،  اخبار، 
برچسب ها: نظریه سازی، انجمن جامعه شناسی ایران، نظریه های اجتماعی، الگوهای نظری، مدل های نظری،

انجمن علوم سیاسی ایران (شعبه خراسان)
با همکاری 
گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی 
 واحد مشهد، 
برگزار می‌کند:

«حاکمیت‌مردم، حق‌النّاس؛ مجلس‌ و انتخابات»


 جایگاه مجلس در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران 
دکتر وحید سینایی (عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد)

 حق انتخاب‌پذیری
دکتر جواد تقی‌زاده (عضو هیات علمی دانشگاه مازندران)

 احزاب سیاسی؛ مکمل انتخابات پارلمانی 
دکتر سید محمدحسین حسینی (عضو هیات علمی دانشگاه آزاد  واحد مشهد)

 ماهیت نظارت شورای نگهبان بر انتخابات 
دکتر اسدالله یاوری (عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی) 

زمان: چهارشنبه 25 آذرماه 1394 / ساعت 14 تا 17

مکان: سالن اجتماعات دانشکده حقوق، علوم سیاسی و زبان‌های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی  واحد مشهد




درج شده در تاریخ سه شنبه 17 آذر 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: مجلس، انتخابات، حق الناس، حاکمیت مردم، انجمن علوم سیاسی ایران (شعبه خراسان)،

توسلی: موضوع جامعه‌شناسی سیاسی، محیط اجتماعی دولت است

مقصودی: اثری در چارچوب سوسیالیزم رمانتیک ایران‌گرا

خبرگزاری کتاب ایران
سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۴ 

http://www.ibna.ir/fa/doc/report/229260

      به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،نشست نقد و بررسی کتاب «جامعه‌شناسی سیاسی؛ شناخت دولت» با سخنرانی دکتر مجتبی مقصودی (عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی)، دکتر مجید توسلی (عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات) و دکتر داور شیخاوندی (مولف اثر) دوشنبه 11 آبان‌ماه در انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری کمیته جامعه‌شناسی سیاسی برگزار شد. دبیری این نشست را دکتر مشکات اسدی بر عهده داشت.
 
دولت، موضوع اصلی جامعه‌شناسی سیاسی نیست

    توسلی گفت: این اثر مانند هر کتابی در چاپ دارای اشکالاتی است؛ مثلا در صفحه 25 کتاب آمده است: «بعدها جامعه‌شناسان پیشتاز قرن بیستم مانند مارکس، وبر، رومر و دورکیم ...» در این جمله دورکیم در جامعه‌شناسان قرن بیستم جای گرفته است که وی متعلق به این قرن نیست. همچنین در صفحه 29 می‌خوانیم: «در صورتی که جامعه‌شناسی سیاسی زمینه‌های زیست‌شناسی، رفتارشناسی، روان‌شناسی سیاسی را در برمی‌گیرد.» در این جمله پس از زمینه باید صفت قرار بگیرد و به جای زیست‌شناسی می‌توان از زیست‌شناختی استفاده کرد.
 
     وی افزود: همچنین در صفحه 79 با وجود اینکه مولف در پاورقی به منبع ارجاع داده، اما در متن نیز یک بار دیگر همین منابع مشخص شده است. در این رابطه می‌توانست نظم بهتری را در ذکر منابع برقرار کرد. با وجود این مواردی که نام بردم شامل نقد شکلی اثر است و به آسانی در چاپ‌های بعدی کتاب قابل برطرف کردن است، اما به نظر بنده از لحاظ نقد محتوایی، مولف چند سطری را به بیان روش پرداخته و از آن گذر کرده است. در حالی که در جامعه‌شناسی‌سیاسی سه روش پوزیتیویستی، اثباتی یا تفهمی و روش مارکسیستی که دیالیتکی است و از هگل گرفته شده، مطرح است. بنابراین در این اثر چندان مشخص نیست که از منظر کدام روش و نگرش به جامعه‌شناسی سیاسی پرداخته شده و به عبارتی جای تنقیح روش در آن خالی است.
 
توسلی پس از انتقاد بر مشخص نشدن نوع روش در کتاب شیخاوندی عنوان کرد: اصولا در تعریف جامعه‌شناسی سیاسی گفته می‌شود این حوزه چندان به دولت کار ندارد؛ این‌که شناخت دولت را در جامعه‌شناسی سیاسی بگذاریم حداقل در شناخت مدرن آن چندان شناخت دولت موضوعیت ندارد زیرا جامعه‌شناسی سیاسی عبارت است از بررسی محیط اجتماعی دولت و نه خود دولت. به همین دلیل تا چند دهه گذشته در دانشگاه‌های فرانسه علم سیاست و جامعه‌شناسی سیاسی در سنت قدیم آن با هم و در هم تنیده مورد بررسی قرار می‌گرفت اما در سنت مارکسی، دولت یک امر روبنایی است و دولت آلت دست صاحبان عوامل تولید است. از طرفی در سنت وبری نیز خود دولت موضوعیت ندارد، بلکه اقتدار موضوعیت دارد.  
 
     وی ادامه داد: به همین دلیل شناخت دولت به خودی خود موضوع علم سیاست است، اما در جامعه‌شناسی‌سیاسی محیط اجتماعی دولت مدنظر است که چه گروه‌ها و نیروهایی بر دولت اثر می‌گذارند؟ اساسا در دوره جدید جامعه‌شناسی سیاسی چیزی جز بررسی روند دموکراسی‌سازی در سنت لیبرالی مطرح نیست. ضمن اینکه مواردی مانند چه چیزهایی مانع دموکراسی است و دموکراسی چگونه تعمیم پیدا می‌کند و زمینه‌های اجتماعی گسترش آن چیست؟ طرح و دنبال می‌شود.
 
     این عضو هیات علمی دانشگاه  اظهار کرد: شاید از نظر استاد، زمانی که شناخت دولت را در مرکز یک کار جامعه‌شناسی سیاسی قرار داده، توجیحی برای آن داشته باشد، اما در سنت جامعه‌شناسی سیاسی خود دولت دیگر موضوع اصلی تحقیق به شمار نمی‌آید، بلکه نیروهای اجتماعی، احزاب، گروه‌های نفوذ و فشار موضوع اصلی بحث هستند. به همین تعبیر می‌گوییم در علم سیاست نگرش از بالا به پایین و تاثیرات دولت در جامعه است اما در جامعه‌شناسی سیاسی تاثیرات از پایین به بالا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

نیش قلم استاد با کنایه به روایات تاریخی فراموش نشدنی است!

     مقصودی نیز به عنوان ناقد اثر با اشاره به ویژگی‌های قلم مولف گفت: فارسی‌گردانی، ریزبینی و دقت‌نظر استاد شیخاوندی مثال‌زدنی است. برای نمونه زمانی که مطالعه کتاب را آغاز می‌کنیم در صفحات نخست به جای واژه مرسوم پیشگفتار از پیش نوشتار استفاده کرده، زیرا در واقع گفتاری در کار نیست و ما با نوشتار سر و کار داریم. البته با این موارد در این اثر بسیار روبه‌رو خواهید شد. باید به این نکته نیز اشاره کرد که نثر متفاوت، ملاحظات دستوری و واژگانی نویسنده جای تامل دارد و باید بر آنها بحث بیشتری صورت بگیرد.
 
    وی ادامه داد: همچنین در متن کتاب دقت‌نظر در یافتن معادل‌یابی‌ها مشاهده می‌شود؛ مثلا زمانی که از کتاب «پرنس» که همین معادل در فارسی برای آن به کار رفته یا «شهریار» که برخی صاحب‌نظران به کار بردند، استاد برای این واژه معادل درستی وارد می‌کند و می‌گوید واژه «امیر» درست‌تر است. زیرا ما در آن زمان نظام شاهی و پرنس و امثال آن نداریم و برای معادل آن دوران امیر مناسب‌تر است. از طرفی در جا به جای کتاب از تاریخ معاصر ایران فکت‌هایی برای مخاطب آورده می‌شود تا فهم مطالب آسان‌تر شود. اگرچه من توقع دارم که آوردن این مثال‌ها در ادامه اثر افزایش یابد اما در همین اندازه نیز به جذابیت آن می‌افزاید.
 
     این عضو هیات علمی دانشگاه اظهار کرد: گاهی وقت‌ها در لابه‌لای همین ادبیات نیش قلم استاد، فراموش نشدنی است و با توجه به این‌که شاید شرایط بیان برخی مطالب به صورت آشکار ممکن نباشد، به صورت کنایه یا در قالب شرح حالی در گذشته بیان می‌شود. برای مثال زمانی که مولف در صفحه‌های 46 و47 از دوران ابن‌خلدون یاد می‌کند، خواننده کم و بیش درمی‌یابد که به شرح مساله‌ای در دوران نزدیک‌تری مواجه هستیم، اما استاد از زمان ابن‌خلدون برای بیان مقصود خود بهره برده و تلاش کرده است تا با معادل‌سازی زمانی یک رویداد به مخاطب درک بهتری از مسائل ارائه دهد.
 
مقصودی عنوان کرد: اگر بخواهم از کل اثر یک دسته‌بندی ارائه دهم، باید بگویم این کتاب در چارچوب جامعه‌شناسی کلاسیک با سنت فرانسوی می‌گنجد. سنت فرانسوی از آن لحاظ که کتاب به گفته خود استاد تحت تاثیر یکی از صاحب‌نظران جامعه‌شناسی فرانسه است که اگر شما چهار جلد از کتاب‌های لوفر را مطالعه کنید، در خواهید یافت که مولف به ویژه از یکی از مجلدهای آن بیشتر بهره گرفته است. از طرفی بنده در ارزیابی این اثر یک ادعا می‌کنم و آن ادعا این است که کتاب استاد شیخاوندی را در چارچوب سوسیالیزم رمانتیک ایران‌گرا (انسان‌گرا) می‌بینم.
 
    وی بیان کرد: به عبارتی سوسیالیزم انسان‌گرا با سوسیالیزم زمخت نوع استالینی و تروتسکی بسیار متفاوت است. سوسیالیزم انسان‌گرا، ادبیات متاخر و روان‌تری دارد و انسان و مناسبات انسانی در محور آن هست. بنابراین بنده این کتاب را در چارچوب سوسیالیزم رمانتیک ایران‌گرا و انسان‌گرا دسته‌بندی می‌کنم؛ ایران‌گرا به لحاظ ذائقه مولف است که این روحیه ایران‌گرایی در جای جای کتاب قابل مشاهده است.
 
اثری برای بیستمین سالگرد درگذشت لوفر فرانسوی

    شیخاوندی با اشاره به جمع‌آوری مطالب کتاب در چهل سال پیش گفت: یکی از استادان فرانسوی من، هانری لوفر که چهار کتاب درباره ملت نوشته بود، باعث شد، بنده سراغ این بروم که آیا ملت ما به معنای سیاسی کلمه ملت هست یا خیر؟ از طرفی آیا دولت ما، دولت است و این دولت چگونه دولتی است؟ بنابراین در تالیف اثر بیشتر تحت تاثیر استادم بودم که شروع به گردآوری مطالب آن کردم و کتاب را نیز به مناسبت بیستمین سال درگذشت لوفر، یکی از جامعه‌شناسان بزرگ قرن بیستم منتشر و به وی تقدیم کردم.
 
    وی افزود: این اثر 15 فصل دارد که سه فصل نخست آن مقدمه‌ای ساده‌انگارانه برای ورود به بحث است تا برای مخاطبی که تازه به بحث‌های جامعه‌شناسی سیاسی ورود پیدا کرده، قابل فهم باشد. اما زمانی که به وادی لوفر می‌رویم در آن از تشریح و چیستی دولت سخن گفته و متن آن تقریبا قلمی ادیبانه پیدا می‌کند. در شرح دولت به پیروی از سبک استادم لغاتی با ساخت جدید استفاده شده است.
 
     این استاد دانشگاه بیان کرد: به عبارتی سه فصل نخست کتاب به عنوان درآمد اثر است و از فصل چهارم و پنجم به بعد ساختار دولت در حوزه‌های مختلف مورد آنالیز قرار گرفته است. از طرفی در مقدمه کتاب به خواننده توصیه شده که برای درک بهتر محتوای این کتاب، نخست سراغ لغات جدید آن بروند. لغاتی که خواننده را برای درک آنها به تکاپو وامی‌دارد.

    در پایان این نشست سخنرانان به پرسش‌های حاضران در جلسه پاسخ گفتند.



درج شده در تاریخ شنبه 16 آبان 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  اخبار، 
برچسب ها: جامعه‌شناسی سیاسی؛ شناخت دولت، داور شیخاوندی، مجید توسلی، مجتبی مقصودی، نقد و بررسی کتاب،

 

کمیته جامعه شناسی سیاسی انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند

 

 

نشست نقد و بررسی کتاب 

 


جامعه شناسی سیاسی


 شناخت دولت 

 

 

 

با  حضور 

 

 

دکتر مجید توسلی 

 

عضو هیئت علمی  دانشگاه  آزاد اسلامی. واحد علوم و تحقیقات

 

 

دکتر مجتبی مقصودی 

 

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی. واحد تهران مرکز

 

 

 دکتر داور شیخاوندی 

 

نویسنده کتاب 

عضو هیئت علمی دانشگاه  آزاد  اسلامی.  واحد تهران شمال

 

 

زمان: دوشنبه 11 آبان 1394 ساعت 16/30 الی 18

 

 

مکان: دفتر انجمن علوم سیاسی ایران واقع در خیابان انقلاب، خیابان لبافی نژاد،بین خیابان فخر رازی و خیابان دانشگاه، نبش کوچه انوری. پلاک 




درج شده در تاریخ چهارشنبه 6 آبان 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: داور شیخاوندی، مجید توسلی، مجتبی مقصودی، نقد و بررسی کتاب، جامعه شناسی سیاسی: شناخت دولت،
«صلح با خود» پیش‌شرط «صلح با دیگری»

ایران آنلاین، حمید حبیبی، شنبه 4 مهر 1394، شناسه خبر15293

http://www.ion.ir/News/15293.html
ایران آنلاین / این نشست که می‌کوشید به صلح با رویکردی میان‌رشته‌ای بنگرد، میزبان استادانی همچون دکتر مجتبی مقصودی، رئیس انجمن مطالعات صلح در ایران، دکتر مقصود فراستخواه، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، سردار دکتر حسین علایی، استاد دانشگاه امام حسین(ع)، دکتر محمد منصورنژاد، ناشر انتشارات جوان پویا و دکتر منصور رحمانی، استاد روابط بین‌الملل دانشکده وزارت امور خارجه بود.نشست «صلح و مطالعات میان‌رشته‌ای» به همت انجمن مطالعات صلح ایران در روز جهانی صلح، 30 شهریورماه، در محل سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

جامعه دور افتاده از «کتاب»
دکتر مجتبی مقصودی که به عنوان مدیر انجمن مطالعات صلح در این نشست حاضر شده بود، بیشتر صحبت‌های خود را به اهداف برگزاری این نشست اختصاص داد و با بیان اینکه «کتاب» مهم‌ترین سفیر صلح است، دلیل برگزاری این نشست در محل «سازمان اسناد و کتابخانه ملی» را چنین برشمرد: «جامعه دور افتاده از کتاب و تعقل پرخاشگر است و منطق گفت‌وگو ندارد.»
وی از طرف دیگر صلح را موضوعی جدی دانست که همواره به عنوان دغدغه‌ای میان رشته‌ای مطرح بوده‌است. به زعم او تقریباً تمامی رشته‌ها به نوعی با سطحی از این دغدغه مواجه هستند، از این جهت بر ضرورت انتخاب این موضوع در روز جهانی صلح تأکید نهاد.

چگونه صلح روی می‌دهد؟
در ادامــه دکتـر مقصــود فراستخواه با بیان اینکه مطالعات میان‌رشته‌ای نشانه‌ای از «امید به صلحِ معرفت‌‌شناختی» است، گفت: «سر منشأ بسیاری از جنگ‌های بشریت، جنگ بر سر حقیقت، افکار و اذهان بوده است.» از این رو کوشید تا به این سؤال پاسخ دهد که «چگونه صلح روی می‌دهد؟» او پاسخ به این پرسش را در 10 مورد دسته‌بندی کرد؛ نخست با خود صلح کنیم و بر جزمیت خود فائق آییم. دوم اینکه دیگران را بفهمیم، چراکه بیشتر جنگ‌ها به دلیل عجز ما در «فهم دیگری» است. سوم به درکی از پیچیدگی امور برسیم و بپذیریم که واقعیت می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد.
فراستخواه عامل چهارم را گذر  از«عینیت‌گرایی خام» دانست. به گمان او، عینیت‌گرایی خام این تصور را در افراد ایجاد می‌کند که آنها همچون آیینه می‌توانند واقعیت‌ها را بازنمایی کنند اما گذر از این (عینیت‌گرایی‌خام)، آنها را به این باور نزدیک می‌کند که تنها با جلوه‌هایی از واقعیت مواجه هستند. او همچنین درک وابستگی به یکدیگر را دلیل پنجم در نظر گرفت و معتقد است صلح مادامی روی می‌دهد که ما بفهمیم زندگیمان به هم وابسته است.
همچنین توسل به «عقلانیت» به عنوان یک فرآیند اجتماعی را که خاصیت گفت‌وگویی دارد ششمین دلیل تحقق صلح برشمرد و معتقد است «عقل» عامل جنگ است ولی ما باید به «عقلانیت» حرکت کنیم.
عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت را عامل هفتم تلقی کرد و بر این باور است که صلح وقتی روی می‌دهد که یاد بگیریم با داشتن اختلاف توافق کنیم. او همچنین «درک زیباشناختی از دیگران»، «داشتن حیرت و تحیر» و «پایداری» را به ترتیب عوامل هشتم،نهم ودهم برای تحقق صلح دانست و گفت که برای زندگی پایدار باید صلح برقرار کرد.  او در ادامه علم را نیز صلح‌جو خواند و معتقد است که چون علم، مسأله‌گرا، زمینه‌گرا، نظری، جهان-محلی و ثروتی مشاء و عمومی است، خود می‌تواند از ابزارهای برقراری صلح باشد. از این رو، نگاه میان‌رشته‌ای به مطالعات صلح را رویکردی قابل تأمل دانست.

چه زمانی جنگ رخ می‌دهد؟
دکتر حسین علایی، به زمینه‌های بروز جنگ اشاره کرد که می‌تواند ما را از صلح دور کند. به گمان و نظر او، از دیدگاه علوم سیاسی و نظامی، جنگ وقتی رخ می‌دهد که نخست تعادل میان قدرت و ضعف به هم بریزد و به تعبیری، گروهی سهم بیشتری از قدرت را در مقایسه گروه دیگر داشته ‌باشد. او همچنین برهم خوردن نظم یک منطقه و موازنه قوا در آن را عامل دوم دانست و در این زمینه به زمان فروپاشی نظام دوقطبی در جهان گریز زد و معتقد است که درست از زمانی که علائم این دگرگونی در موازنه قوا در جهان شکل‌گرفت، جنگ‌ها گسترش بیشتری ‌یافتند.
استاد دانشگاه امام حسین(ع) موقعیت ژئوپلتیکی را به عنوان سومین عامل اثرگذار در وقوع جنگ تلقی‌کرد و بر این باور است که اساساً در جوامعی که اهمیت ژئوپلتیک ندارند، جنگ کمتر رخ می‌دهد.
از این رو، معتقد است که اگر می‌خواهیم مطالعات صلح داشته باشیم باید زمینه‌های بروز جنگ را کاهش دهیم.

صلح از منظر روانشناسی اجتماعی
دکتر منصور رحمانی، به صلح از منظر روانشناسی اجتماعی نگریست. وی بر این باور است که انسان‌ها براساس تصویرشان از واقعیت عمل می‌کنند و در این زمینه به سخنی از آلفرد کورزیبسکی (Alfred Korzybski) اشاره کرد که می‌گوید: «انسان‌ها بر اساس نقشه ذهنی عمل می‌کنند نه بر اساس واقعیت» از این رو، به زعم او، این ذهنیت انسان‌ها است که رفتار آنها را می‌سازد و اینجا است که نگرش افراد از واقعیت و تغییر آنها در جهت نهادینه کردن صلح اهمیت می‌‌یابد.
رحمانی معتقد است که اگر به مطالعات صلح به عنوان یک مجموعه بنگریم، می‌توان برای آن سه بعد «دانشی»، «نگرشی» و «مهارتی» قائل شد و مطالعات صلح مادامی می‌تواند در جامعه موفق عمل کند که در کنار تمرکز بر «دانش» بر بحث «نگرش» نیز متمرکز شود.

رهیافتی برای صلح بر اساس متون دینی
در ادامه دکتر محمد منصورنژاد، با بیان اینکه در برقراری صلح صرفاً فهم برآمده از علم و دانش کفایت نمی‌کند، معتقد است که دین نیز در رابطه با صلح می‌تواند رهیافت‌های قابل‌تأمل و اتفاقاً میان‌رشته‌ای ارائه کند. وی در این راستا به تقسیم‌بندی استاد مصطفی ملکیان از اسلام اشاره کرد و گفت: «در اسلام یک، نصوص دینی، درک ما از مسائل را شکل می‌دهد و در اسلام دو، فهم و برداشت علما، فیلسوفان، متکلمان و... . از دین. اما اسلام سه اساساً فارغ از اینکه چه درکی از مسائل داریم به آنچه در عمل انجام می‌دهیم، می‌پردازد.»
از این رو، معتقد است که مفهوم صلح در تمام این مراحل 3 گانه قابل طرح و بحث است اما به دلیل کمبود وقت تنها بر بعد اول متمرکز شد و به صلح در منابع و نصوص دینی پرداخت و گفت: «خداوند در 114 سوره قرآن کریم (بجز در سوره توبه) 113 بار خود را بخشنده و مهربان توصیف کرده ‌است.» وی همچنین تصریح کرد که در قرآن، پیامبر اکرم(ص) نیز «رحمه للعالمین» یعنی رحمتی برای تمام جهانیان معرفی شده‌‌ است و کوشید تا با اشاره به گزاره‌هایی در نصوص دینی بر ضرورت و اهمیت مفهوم صلح و دوستی در دین اسلام تأکید گذارد. این نشست در حالی به پایان رسید که انتظار می‌رفت با توجه به عنوان نشست و چینش سخنرانان، گفت‌و‌گویی میان‌رشته‌ای ‌میان رشته‌ای میان استادان در بگیرد که در عمل چنین امری محقق نشد. اما با این حال، این نشست فرصتی فراهم کرد تا «صلح» از دریچه‌ دانش‌های مختلف دیده و تحلیل شود./روزنامه ایران

 


درج شده در تاریخ شنبه 4 مهر 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: انجمن مطالعات صلح ایران، مطالعات میان رشته ای، صلح از منظر روانشناسی اجتماعی، صلح بر اساس متون دینی، امید به صلحِ معرفت‌‌شناختی، کتاب سفیر صلح،

طرفداران صلح بیشترین قربانی جنگ‌ها هستند

                                                                                            عاطفه شمس

روزنامه اعتماد، سال سیزدهم شماره 3350، اول مهر ص12

  نشست «صلح و مطالعات میان‌رشته‌ای» به همت انجمن مطالعات صلح ایران و اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و كتابخانه ملی، دوشنبه سی‌ام شهریورماه همزمان با بیست و یكم سپتامبر «روز جهانی صلح» در اندیشگاه فرهنگی برگزار شد. حسین علایی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران اسلامی و استاد دانشگاه امام حسین(ع)، مقصود فراستخواه استاد دانشگاه تهران و عضو هیات علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، منصور رحمانی عضو هیات علمی دانشكده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه و محمد منصورنژاد دانش‌آموخته علوم سیاسی و علوم حوزوی از مهمانان این نشست بودند. در این مراسم، فراستخواه با برشمردن ١٠ مولفه ذاتی برای پایه‌ریزی و برقراری صلح، تبلور این مفهوم را در مطالعات میان‌رشته‌ای تبیین كرده و تاكید كرد كه خود میان‌رشته‌ای شدن مطالعات، از جنس صلح است. علایی، مولفه‌های مشترك جنگ‌ها را نام برده و در ادامه با بیان زمینه‌هایی كه باعث خاتمه جنگ‌ها می‌شوند حركت دادن زمینه‌های جنگ به سمت صلح با شناخت اندیشه‌های آن مثل گفت‌وگو بر سر مشتركات را راه‌حلی دانست كه به زعم او می‌تواند در چنین نشست‌هایی مورد بررسی قرار گیرد. رحمانی، باب مطالعات میان‌رشته‌ای را از این نشست آغاز كرده و از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، تغییر نگرش افراد را مهم‌ترین عامل برای نزدیك شدن به صلح برشمرد و بر نقش انجمن در تحلیل و آموزش افراد تاكید كرد. منصورنژاد، با اشاره به اینكه بحث دانش و معرفت شرط لازم صلح است اما شرط كافی نیست، گفت كه به نظر می‌رسد در مطالعات صلح باید اخلاق، دین، عرفان، ادب و مسائل دیگری را نیز در نظر بگیریم. 

    صلح، مسوولیت اجتماعی مشترك جامعه علمی است
 در ابتدای مراسم، مجتبی مقصودی، رییس انجمن مطالعات صلح ایران با ارایه توضیحاتی در باب فعــالیــت‌های انجمن، دلیل برگزاری این نشست را در اندیشگاه فرهنگی برشمرده و گفت نخستین عامل، ماهیت اندیشگاه فرهنگی است كه از آغاز برای ایجاد مكانی برای تضارب آرا تاسیس شد. دوم اینكه جامعه كتابخوان، اهل تفكر و گفت‌وگو، بدون شك صلح‌طلب و مداراجو است. بنابراین هرجا كه سفره كتاب باز باشد بساط تزویر و خشونت‌گرایی كمتر می‌شود. در نهایت، در ذات كتاب خشونت پرهیزی و آرمانگرایی وجود دارد و امید می‌رود كه با حضور در این مراكز صلح، خشونت‌ورزی كاهش یابد. به عبارت دیگر، كتاب سفیر صلح و دوستی است و كتابخانه ملی این ظرفیت را دارد كه در كاهش خشونت و اقبال به صلح، یاری‌رسان باشد. وی برای موضوع نشست نیز دلایل دیگری داشت و در توضیح اینكه چرا «صلح و مطالعات میان رشته ای» انتخاب شده است، گفت: موضوع صلح یك دغدغه همگانی و میان‌رشته‌ای است و همه از دانشگاهیان، سیاستمداران، عالم دینی، ورزشكاران، هنرمندان و... خواهان آن هستند. انجمن مطالعات صلح ایران نیز می‌كوشد با توجه به این ظرفیت در حوزه مطالعات میان‌رشته‌ای بحثی را آغاز كرده و همه رشته‌های دانشگاهی را شریك این بحث كند. مقصودی با تاكید بر جدی بودن بحث صلح در جامعه افزود: جامعه دانشگاهی ما بیش از گذشته دغدغه صلح را دارد و می‌كوشد مزایای صلح و  راه‌های كاهش هزینه‌های جنگ را بسنجد و با راهكارهای عملگرایانه خود را از جنگ و درگیری دور بسازد و این تكاپوی علمی ارزشمند است. همچنین جامعه ما كمتر زمانی در تاریخ، چنین دیپلمات‌های ورزیده‌ای را به خود دیده است كه موضوع صلح در دستور كار آنان بوده و تا این حد دغدغه صلح و منافع ملی را داشته باشند. گرچه در كنار این صلح‌خواهی نیز نیروهایی آشكارا بر طبل جنگ می‌كوبند و جهان، به ویژه خاورمیانه آبستن حوادث زیادی است. در این میان، نیروهای صلح‌خواه میانداری می‌كنند و انجمن صلح مطالعات ایران نیز با همین دغدغه پا به عرصه وجود گذاشته است. به نظر می‌رسد این وضعیت، مسوولیت مشتركی را به جامعه علمی تحمیل می‌كند و این مسوولیت مشترك اجتماعی و علمی چیزی نیست جز ظرفیت‌سازی برای صلح و تولید ادبیات ضدخشونت‌ورزی. به عبارت دیگر، تلاش مشترك ما چیزی نیست جز صلح و همه رشته‌های دانشگاهی می‌توانند در پیشبرد معنا و مفهوم صلح، تولید ادبیات و حتی چشم‌انداز‌سازی، كمك‌كننده باشند. صلح چه به مثابه یك واقعیت اجتماعی، چه به مثابه یك مساله اجتماعی و چه به مثابه یك دغدغه، آرمان، هدف غایی و حتی یك نیاز اولیه، دستمایه مطالعات میان‌رشته‌ای است. به همین دلیل ما نیز باید با توجه به ظرفیت‌ها و حوزه مطالعاتی خود به غنی‌سازی این حوزه كمك كنیم. امید می‌رود با آغاز فعالیت مراكز دانشگاهی، فعالیت انجمن نیز به طور جدی‌تر و با انرژی بیشتری دنبال شود. 
انجمن مطالعات صلح ایران، طی سه ماه گذشته مجوز فعالیت خود را دریافت كرده و پس از برگزاری انتخابات مجمع عمومی در بیست و هفتم خردادماه، فعالیت خود را آغاز كرده است. آدرس سایت این انجمن نیز  www.ipsan.ir است كه در حال حاضر پل ارتباطی انجمن با علاقه‌مندان به صلح محسوب می‌شود. 

آغاز صلح در بیرون، صلح با خویشتن است
 مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه تهران، به عنوان نخستین سخنران موضوع بحث خود را «مطــالعــات میان‌رشته‌ای، نشانه‌ای از امید به صلح معرفت‌شناختی» اعلام كرد و گفت كه من فرضی دارم كه نشان می‌دهد بخش بزرگی از صلح بشریت یا به عبارتی تجربه صلح، موكول به یك صلح معرفت‌شناختی است، منتها می‌خواهم ارتباط مطالعات میان‌رشته‌ای با مطالعات صلح را بیان كنم. به تصور من، انسان‌ها به بهانه‌های زیادی با یكدیگر جنگیده و می‌جنگند؛ بر سر قدرت، سرزمین،  ثروت، منزلت و... اما یك جنگ بزرگ‌تر، جنگی بود كه آنها بر سر حقیقت با یكدیگر داشتند. شاید منشا بسیاری از جنگ‌های ما در كوچه‌ها و خیابان‌ها و در زمین و آسمان و دریاها، جنگ‌هایی بود كه در افكار و اذهان خود با یكدیگر داشتیم. اگر سری به ما نشان داده شود، می‌فهمیم كه وحدت داریم و براساس سوءتفاهمات بسیار مبتذلی با هم می‌جنگیم،اما در پس آن انواع سوءتفاهمات وجود دارد. وی با طرح این پرسش كه چه اتفاقی سبب می‌شود ما با یكدیگر صلح می‌كنیم، چرا صلح روی می‌دهد یا برعكس، گفت نخستین اتفاق در ایجاد صلح، صلح كردن با خود است. آغاز صلح در بیرون، صلح با خویشتن است. بیشتر تندخویی‌ها و جنگ‌های ما در بیرون با دیگران ناشی از جنگی است كه با خود داریم. كسی كه با خود به وحدت می‌رسد و ظرفیت‌های خود را می‌شناسد با خود صلح می‌كند و دیگر در بیرون زمینه‌ای برای ستیزه و پرخاشگری او باقی نمی‌ماند. دومین اتفاق، فهم غیر است. دیگری را می‌فهمیم، حتی آنگاه كه با خود صلح كرده‌ایم خود را نیز به عنوان دیگری می‌فهمیم. اساسا تفكر، گفت‌وگوی درونی است و خصیصه گفت‌وگویی دارد، حداقل وقتی با خود تفكر می‌كنیم گفت‌وگو آغاز می‌شود. وقتی دیگری را می‌فهمیم صلح آغاز می‌شود. بیشتر جنگ‌ها و ناآرامی‌ها ناشی از عجز از فهم دیگری است. وقتی متوجه شویم كه انسان‌های دیگر نیز چون ما دلایلی برای كارهای خود دارند- نیاز نیست حتما این دلایل را درست بدانیم- فهم دیگری صورت می‌گیرد. در پی آن، تطابق دادن دلایل دیگران با دلایل خود یا با عقل و منطق، نیاز به گفت‌وگو دارد و گفت‌وگو یعنی صلح. طبق رهیافت‌های معرفت‌شناختی، هر توصیفی پیوسته ناتمام است. فهم اینكه توصیف من هرگز تمام نمی‌شود و همواره چیزهایی می‌ماند كه دیگران باید آن را پی‌جویی كنند یعنی فهم غیر. دیگر اینكه معنا در غیاب مولف است؛ وقتی من چیزی را تالیف می‌كنم تنها در غیاب من و در گفت‌وگو معنا پیدا می‌كند. سومین اتفاق، درك پیچیدگی است و درك اینكه امر واقع پیچیده است. چهارمین رویداد، گذر از عینیت‌گرایی خام است. ما می‌اندیشیم كه ذهن ما همچون آینه نمایانگر واقعیت امور است. وقتی از این عینیت نارس عبور می‌كنیم می‌فهمیم كه ارتباط ما با واقعیت مطلق نیست . 
پنجمین آن، درك وابستگی متقابل زندگی ما به یكدیگر است. در زبان علوم سیاسی، زمانی دو گروه، دو ملت یا دولت با یكدیگر صلح می‌كنند كه می‌دانند زندگی‌شان به هم وابستگی جدی دارد. فهم این وابستگی به معنای یافتن نقطه تعادلی برای تامین منافع هر دو طرف بازی است. مساله ششم، عقلانیت به جای عقل است. یكی از علت‌های جنگ اتفاقا عقل است. «عقل‌های كل» با هم می‌جنگند اما عقلانیت یك فرآیند اجتماعی است. عقلانیت یعنی یك فرآیند اجتماعی گفت‌وگو است. یك فرآیند اجتماعی و شبكه‌ای كه از طریق آن عقلانیت اتفاق می‌افتد، یعنی همیشه جنبه نسبی دارد و ما در ارتباط با دیگران می‌توانیم عقلانیت خود را به اشتراك بگذاریم؛ عقلانیت یعنی صلح. یعنی خرد یك سرشت جمعی و ارتباطی دارد. هفتمین اتفاق، توافق اختلافی یا وحدت در كثرت است. یاد گرفتن اینكه می‌توان با وجود اختلاف توافق كرد. برخی فكر می‌كنند توافق به معنای دست شستن از اختلاف است اما این گونه نیست. اتفاقا یكی از عواملی كه منشا جنگ می‌شود وحدت است. هشتم، زیبا‌شناسی است یعنی یك درك زیبا شناختی از غیر و از صحبت‌های دیگران. نهم، حیرت است. كسی كه تحیر ندارد صلح نمی‌كند. نگاهی پدیدارشناسانه به داستان‌های صلح تاریخی نشان می‌دهد كه طرف‌ها دچار حیرت و پایداری شده‌اند، در واقع ما وقتی صلح می‌كنیم كه پایداری را بفهمیم . 
فراستخواه ادامه داد: همه این عوامل، رشحه و بهره‌ای در سپهر مطالعات میان‌رشته‌ای است. در میان رشته گرایی، صلح وجود دارد، در میان‌رشته‌گرایی پیچیدگی را می‌فهمیم و اثبات‌گرایی قابل‌درك نیست. میان‌رشته‌گرایی حاصل تحولاتی است كه در تاریخ علم و نسل‌های علمی اتفاق افتاده است. تا پایان قرن ١٨ موج اول علم بود و تنوع و تخصص‌گرایی اندكی وجود دارد. موج دوم علم، از قرن ١٩ و بخش بزرگی از قرن بیستم را شامل می‌شود كه در این موج طبقه‌بندی و تخصص زیاد می‌شود. موج سومی كه ما در حال حاضر آن را تجربه می‌كنیم از اواخر قرن ٢٠ آغاز شده است. در موج سوم، ساختار علم درختی نیست بلكه به شبكه‌ای بدل می‌شود و نگاه كل‌گرا است، به عبارت دیگر همه دیده می‌شوند و این صلح است. مساله دیگر، علم سبك یك و سبك دو است. در علم سبك دو روندهایی وجود دارد؛ از جمله اینكه علم سبك دو مساله‌گرا است، علم مساله‌گرا علم صلح است. علم زمینه‌گرا علمی است كه به متن حساس است، علم صلح است. علمی است كه جهانی و محلی می‌بیند و این صلح است. علم را ثروت مشاع می‌داند كه افراد تنها در آن مشاركت می‌كنند. 
وی افزود: مساله دیگر علم بزرگ و علم كوچك است. درك دسولا پرایس در كتاب «علم كوچك، علم بزرگ» خود به این نتیجه می‌رسد كه ما وارد یك دوره علم بزرگ می‌شویم. وی با شمارش‌هایی كه انجام می‌دهد نشان می‌دهد كه در دوره حاضر-یعنی سال ١٩٩٢ كه كتاب را می‌نوشته- از هشت دانشمند بزرگ تاریخ هفت نفر آنها زنده هستند. این نشانگر ورود به دوره علم بزرگ است كه یكی از ویژگی‌های آن، میان‌رشته‌گرایی است و یكی از عواملی كه در مطالعات بین‌رشته‌ای وجود دارد و به صلح كمك می‌كند وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است. 
فراستخواه در پایان گفت: وقتی ما پای معنا را می‌گیریم و از صورت‌ها عبور می‌كنیم به صلح می‌رسیم. در معانی، امكان هم فهمی و گفت‌وگو فراهم می‌شود. كسانی مثل ماری‌هسه و دیگران با پیوندگرایی این وحدت در كثرت و كثرت در وحدت را توضیح داده‌اند. علوم با تمام كثرت برای وصل كردن آمده‌اند بنابراین مطالعات بین رشته‌ای یك امید معرفتی به ما می‌دهد و نشانه‌ای است از اینكه می‌تواند در حوزه معرفت، صلح و گفت‌وگو اتفاق بیفتد. 

    همه به دنبال صلح هستند حتی كسانی كه جنگ را آغاز می‌كنند
حسین علایی، استاد دانشگاه امام حسین (ع) با تاكید بر اینكه در طول هشت سال جنگ تحمیلی مردم ما و همچنین مردم منطقه ارزش و اهمیت صلح را درك كردند، گفت: طبیعی است كه در هیچ اندیشه‌ای و در هیچ كجای جهان كسی از جنگ استقبال نمی‌كند و همه به دنبال صلح هستند حتی كسانی كه جنگ را آغاز می‌كنند اما واقعیت تاریخ بشر این است كه جنگ‌ها بیش از صلح‌ها و دوران آرامش بوده است. وی در تبیین اینكه چرا جنگ اتفاق می‌افتد چند عامل مهم مشترك بین جنگ‌های بزرگ تاریخ را از دیدگاه علوم سیاسی، علوم ژئوپولتیك و علوم نظامی برشمرد. نخستین عامل، مساله قدرت و ضعف است. وقتی تعادل بین این دو به هم می‌خورد و احساس برتری و قدرت در جایی به وجود می‌آید و حس می‌كند كه طرف، ملت یا دولت مقابل در موضع ضعف قرار دارد خطر بروز جنگ به‌شدت افزایش پیدا می‌كند و اگر ما به فلسفه تشكیل نیروهای مسلح در تمام دولت‌ها و ملت‌ها توجه كنیم، می‌بینیم كه همه آن را برای جلوگیری از جنگ ایجاد كرده‌اند نه برای جنگیدن اما زمانی كه احساس قدرت به‌وجود می‌آید با همین نیروهای مسلح می‌جنگند. یكی از دلایلی كه عراق جنگ را علیه ایران آغاز كرد نیز همین عامل است. اگر تنها به نقشه دو كشور ایران و عراق نگاه كنید این سوال پیش می‌آید كه چگونه كشور كوچكی مثل عراق كه از هر نظر یك سوم ایران است جسارت حمله به كشوری مثل ایران را پیدا می‌كند. دلیل آن، احساس قدرت عراق بود و این تصور كه اگر جنگی را آغاز كنند به پیروزی می‌رسند. 
دومین عامل، برهم خوردن موازنه بین قواست. شاید در مولفه اول این امر مستتر باشد اما از زاویه دیگری به آن می‌نگریم. به هم خوردن موازنه قوا الزاما بین طرفین درگیری نیست بلكه بین ساختارهای سیاسی در یك منطقه است. وقتی نظم موجود در یك منطقه به هر دلیل به هم بریزد امكان وقوع جنگ و دور شدن از صلح و آرامش بسیار محتمل خواهد شد. در جنگ ایران و عراق نیز همین اتفاق افتاد. وقتی نظام دو قطبی - امریكا و شوروی- به سمت فروپاشی حركت می‌كند یا در نظمی كه در منطقه آنها به وجود آورده‌اند خلل ایجاد می‌شود جنگ آغاز می‌شود. وقتی انقلاب اسلامی در ایران پیروز و ایران از حوزه نفوذ یكی از كشورهای حاكم بر منطقه خارج شد خلأ موازنه قوا به وجود آمد و پر نشدن این خلأ جنگ را ناگزیر می‌كرد. بعد از پیروزی انقلاب بسیاری از ملت‌های اطراف ما به ویژه ملت عراق احساس خوشحالی می‌كردند و این را نشانه‌ای برای صلح بیشتر می‌دانستند اما این اتفاق نیفتاد. در تمام جنگ‌ها نیز بیشتر قربانیان از طرفداران صلح هستند. مساله سوم، بحث ژئوپولتیك است. در كشورهایی كه اهمیت ژئوپولتیك ندارند كمتر جنگ اتفاق می‌افتد. در كشورهایی كه حوزه جغرافیایی آنها به گونه‌ای است كه تاثیر در قدرت منطقه‌ای یا جهان دارند امكان جنگ بیشتر است. خاورمیانه یكی از این مناطق است كه سال‌هاست از درگیری نجات پیدا نمی‌كند. همه مردم جنگ‌های نیابتی را انجام می‌دهند یا قربانی آن هستند كه بر سر منابع ژئوپولتیك است. برخی تحلیل‌ها می‌گویند كه در آینده در خاورمیانه جنگی بزرگ برسر منابع خواهیم داشت كه مهم‌ترین آن مساله آب است. شاید بتوان گفت در گذشته ژئوپولتیك منطقه ما رقابت و درگیری برسر منابع انرژی را تشدید می‌كرد اما امروز احساس می‌كنم از این حوزه دور می‌شویم و می‌توان گفت كه مساله آب مساله مهمی است. اینجا مولفه دیگری را به عوامل بروز جنگ اضافه می‌كنم و آن جنگ بر سر منابع محدود است. 
وی با اشاره به اینكه ملت‌ها همه به دنبال صلح و آرامش هستند، افزود: متاسفانه بالاترین هزینه‌ای كه دولت‌ها ، چه دولت‌های ضعیف از نظر منابع مادی و چه قوی انجام می‌دهند هزینه برای نیروهای مسلح و بودجه‌های نظامی است. به طور مثال در حال حاضر امریكا كه بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان است ٥٠ درصد بودجه نظامی جهان را برای نیروهای مسلح خود هزینه می‌كند. طبیعی است كه این هزینه عظیم حتی اگر برای این باشد كه جنگ رخ ندهد خود عامل جنگ است. پس اگر قرار است به سمت صلح حركت كنیم و در این حوزه مطالعه‌ای صورت دهیم باید به سمت مطالعه كاهش زمینه‌های بروز جنگ حركت كنیم. به سمت خروج از درگیری‌هایی كه بر اساس این چهار عامل صورت می‌گیرند.  
وی با بیان اینكه ملت‌هایی موفق هستند كه بعد از اینكه جنگی آغاز شد سازوكارهای رسیدن به صلح را بیابند و برای آن برنامه‌ریزی كنند، افزود: اینك سوال دیگری كه مطرح می‌شود این است كه چه زمانی جنگ‌ها خاتمه می‌یابند؛ اول، زمانی كه زور یك طرف آنقدر زیاد می‌شود كه دیگری را وادار به تسلیم می‌كند. دوم، زمانی كه طرفین به یك موازنه قوا در جنگ می‌رسند و احساس می‌كنند هیچ یك نه برنده خواهند بود و نه بازنده جنگ خاتمه می‌یابد زیرا جنگ‌ها ظرفیت تداوم درازمدت را ندارند به قدری منابع را می‌بلعند كه امكان ادامه آن وجود ندارد. سوم، مداخله یك قدرت بیرونی یا یك مجموعه بیرونی كه طرفین را وادار به خاتمه دادن جنگ می‌كنند و من فكر می‌كنم در بسیاری از جنگ‌ها این عامل ختم‌كننده بود. پایان جنگ عراق با ایران نیز به این شكل بود. علایی در پایان افزود: نكته مهم این است كه همه كسانی كه می‌جنگند در واقع برای رفع فتنه جنگ می‌جنگند و همه به دنبال صلح هستند. اما اینكه چگونه می‌توان به صلح رسید نیازمند تغییر در معرفت و شناخت نیل به صلح است اگر در اندیشه‌ها تغییرات ایجاد شود سریع‌تر به صلح می‌رسیم و مهم‌ترین موضوع معرفتی برای رسیدن به صلح، تغییر در تفكر پیروان ادیان و ایدئولوژی‌هاست. اگر آنها تكیه بر مبانی صلح تفكر الهی بكنند بشر زودتر به صلح می‌رسد اما متاسفانه گاه می‌بینیم به بهانه حمایت از دین الهی به جنگ روی‌می‌آورند و ما اكنون در خاورمیانه اسیر چنین وضعیتی هستیم. 

   برای ایجاد صلح، نگرش‌ها را باید تغییر داد
منصور رحمانی، عضو هیات علمی دانشكده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، با تمركز بر بحث «مطالعات صلح و تغییر نگرش ها»، سوال خود را این گونه مطرح كرد كه چگونه می‌توان در نگرش‌ها تغییر ایجاد كرد. وی با تاكید بر اینكه مطالعات صلح یك حوزه میان‌رشته‌ای است، افزود: بهترین پیش‌بینی آینده این است كه شما آن را بسازید. زمانی كه قدرت اساس روابط بین انسان‌ها و به ویژه دولت‌ها می‌شود در نتیجه قدرت‌طلبی یكی از عوامل مهم در این ارتباط خواهد بود كه ممكن است به جنگ منجر شود. آلفرد كورزیبسكی جمله معروفی دارد كه می‌گوید ما انسان‌ها بر اساس نقشه ذهنی رفتار می‌كنیم نه بر اساس واقعیت. هر اتفاقی در جهان می‌افتد رسانه‌ها در اینكه نقشه این اتفاق در ذهن ما ساخته شود، نقش مهمی دارند و این ذهنیت افراد است كه رفتار آنها را شكل می‌دهد. بنابراین نقشه مهم‌تر از واقعیت است. نگرش مهم است و اینكه بتوان در آن تغییراتی ایجاد كرد نیز اهمیت دارد. نكته این است كه در مقابل آنچه در بیرون اتفاق می‌افتد هر كس برداشت خاصی دارد و آن را از یك فیلتر می‌گذراند. این فیلتر سه كار انجام می‌دهد؛ ابتدا بخشی از داده‌ها را حذف، بخشی را تحریف می‌كند و بخشی را تعمیم می‌دهد. عوامل مختلفی در این پردازش نقش دارند؛ تجربیات شخصی، تحصیلات، شرایط اجتماعی و... اما زمانی این امر بر رفتار شما تاثیر خواهد گذاشت كه ممكن است مطالعات صلح بر دانش متمركز شود اما مهم نگرش افراد است و كار مهمی كه انجمن می‌تواند انجام دهد اثر بر این تغییر نگرش است. می‌توان نگرش انسان‌ها را تغییر داد و انجمن می‌تواند در بخش تحلیل و آموزش افراد نقش مهم داشته باشد بنابراین وقتی جلسه‌ای برگزار می‌شود باید به این دو امر توجه داشت. نگاهی كه در حال حاضر وجود دارد این است كه جنگ‌های زیادی در حال رخ دادن است اما كتابی وجود دارد با عنوان «زوایای بهتر طبیعت و ماهیت ما انسان‌ها» كه به این دیدگاه انتقاد می‌كند و معتقد است امروز نسبت به گذشته خشونت و جنگ كاهش پیدا كرده است. در واقع ما جنگ را می‌بینیم اما از جنبه‌های صلح آمیز زندگی خود غافل هستیم . 

    دانش و معرفت شرط لازم صلح است اما  شرط كافی نیست
محمد منصورنژاد، دانش‌آموخته علوم سیاسی و علوم حوزوی با اشاره به سخنان فراستخواه مبنی بر اینكه فهم سرمنشا صلح و عقل منشا جنگ است، گفت: اینكه منشا صلح تنها فهم، درك و بصیرت است خیلی با واقعیت‌های بیرونی تطابق پیدا نمی‌كند اما دومین نكته یعنی عقل منشا جنگ است به واقعیت نزدیك‌تر است. برای مثال در بین دانشگاهیان ما در دهه‌های اخیر چه كسانی بیشترین جنگ را با یكدیگر داشته‌اند؛ كسانی كه انتظار بیشترین گفت‌وگو و مفاهمه از آنها می‌رفت، كسانی كه فهم، بصیرت و دانش بالایی داشتند بنابراین اینكه بر علم، دانش و معرفت تاكید كنیم و آن را پایه و اساس صلح بدانیم خیلی با واقعیات بیرونی سازگاری ندارد. ادعای جهان مدرن این است كه از سنت خیلی جلوتر رفته است. ما دو جنگ جهانی را می‌بینیم كه میلیون‌ها انسان در آن كشته شدند یعنی هرچه دانش انسان بیشتر شد، خطرآفرین‌تر شد. تافلر در یكی از كتاب‌های خود تحلیل می‌كند كه از سال ١٩٤٥ تا ١٩٩٠ یعنی پس از جنگ جهانی دوم به مدت ٤٥ سال، بشر تنها سه هفته جنگ نداشته است. بحث دانش و معرفت شرط لازم صلح است اما شرط كافی نیست. به نظر می‌رسد پای اخلاق، دین، عرفان، ادب و مسائل دیگری را در كنار علم و دانش باز كنیم. دین- مراد اسلام است- را نیز می‌توان بین رشته‌ای مطالعه كرد و دید كه نگاه عرفانی به صلح در اسلام، نگاه متكلمان، فقها و معلمان اخلاق ما به صلح چگونه است. در واقع می‌توان وجه اشتراك صلح در فقه، كلام، عرفان و اخلاق را مطالعه كرد. وی با ذكر آیات و شواهدی از قرآن، اسلام را دین صلح و رحمت دانسته و گفت: هدف از آفرینش انسان این است كه شناخته شود و راه آن نیز گفت‌وگو است. وی در كنار آموزش برای نیل به صلح، بر پرورش تاكید كرده و افزود: آموزش به تنهایی كافی نیست بلكه انسان نیاز به تعلیم، تربیت و تهذیب دارد و باید از آموزش، یك پله جلوتر رفت. 

 




درج شده در تاریخ شنبه 4 مهر 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: صلح، میان رشته ای، اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و كتابخانه ملی، روز جهانی صلح، حسین علایی، مقصود فراستخواه، محمد منصور نژاد،

انجمن مطالعات صلح ایران 

و  

اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می کنند:


به مناسبت 21 سپتامبر روزجهانی صلح

نشست

صلح و مطالعات میان رشته ای

سخنرانان:

-         دکترمقصود فراستخواه عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی

-         دکتر سردار حسین علایی استاد دانشگاه امام حسین(ع)

-         دکتر رضا اسلامی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

-         دکتر منصور رحمانی عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه

-         دکتر مجتبی مقصودی رییس هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح


زمان: دوشنبه 30 شهریور 1394، ساعت 16 تا 30/18

مکان: سالن اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی

آدرس: میدان ونک، بزرگراه شهید حقانی(غرب به شرق)، بعد از ایستگاه مترو، بلوار کتابخانه ملی، ساختمان کتابخانه ملی، سالن اندیشگاه فرهنگی




درج شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی، 
برچسب ها: نشست صلح و مطالعات میان رشته ای، انجمن مطالعات صلح، روزجهانی صلح، اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، مقصود فراستخواه، حسین علایی، رضا اسلامی،

مقصودی: ارسال کتاب‌های ایدئولوژیک به افغانستان سمی در همگرایی دو کشور است

 احمد نور: این دو ملت هم‌پیشینه و هم‌ریشه هستند

مقصودی، پژوهشگر علوم سیاسی گفت: پیشنهاد می‌کنم دولت ایران تجهیز کتابخانه دانشگاه کابل را به عهده بگیرد اما این کتاب‌ها ایدئولوژیک نباشد زیرا مانند سم در همگرایی میان دو کشور است. سفیر افغانستان نیز معتقد است: ایران و افغانستان افزون بر مشترکات فرهنگی از یگانگی نیز برخوردارند. به ویژه زمانی که به گذشته‌های دور برمی‌گردیم، می‌بینیم این دو ملت هم‌پیشینه و هم‌ریشه هستند.
***
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،نشست «افغانستان: نگاهی از درون» با سخنرانی دکتر مجتبی مقصودی(عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی) و نصیر احمد نور (سفیر افغانستان) چهارشنبه 14 مرداد در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. همچنین دکتر محمدکاظم سجادپور (رئیس انجمن علوم سیاسی) دبیری این نشست را به عهده داشت.
 
تکیه دانشجویان افغانستان بر گفته‌های سریع‌القلم

در آغاز نشست مقصودی با اشاره به محبوبیت دکتر محمود سریع‌القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی در میان دانشجویان دانشگاه‌های افغانستان گفت: در مباحث توسعه و توسعه سیاسی آثار و اندیشه‌های سریع‌القلم در میان دانشجویان این کشور طرفداران بسیاری دارد. حتی در میان دانشجویان برخی نظریه‌های وی مطرح است به‌طوری که دانشجویان در استناد به کتاب‌ها و نظریه‌های این استاد ایرانی می‌گویند: «محمود می‌گوید»
 
وی در ادامه افزود: بر دیوار یکی از مراکز آموزشی تحصیلات تکمیلی افغانستان بنری نصب بود که در آن بنر، عکس دکتر سریع‌القلم قرار داشت و 30 ویژگی انسان مدرن از دیدگاه وی به سه زبان فارسی، پشتو و انگلیسی ترجمه شده بود. دیدن این بنر مایه مباهات من ایرانی بود.  
 
مدیرمسئول «پژوهشنامه علوم سیاسی» اظهار کرد: میان دانشجویان کشور افغانستان روحیه پرسشگری وجود دارد؛ به عبارتی علاقه‌مندی جامعه و جوانان آنها در تحصیل و کسب دانش و اشتیاق به پرسشگری قابل مشاهده است.
 
مردم افغانستان روحیه طنازی دارند

مقصودی با اشاره به برخی ویژگی‌های مردم افغانستان بیان کرد: درباره وضعیت فرهنگی و فضاهای آموزشی این کشور باید گفت مردم این سرزمین مردم مهربان و مهمان‌نوازی هستند، مردم ساده‌ای که از پیچیدگی‌های جامعه مدرن به دور هستند.
 
وی درباره اشتراکات میان ملت ایران و افغانستان عنوان کرد: میان این دو ملت اشتراکات تاریخی با میراث فرهنگی تمدنی فراوان از آداب و رسوم تا زبان وجود دارد. رسمیت دو زبان فارسی و پشتو در این کشور، برخی مشترکات را زنده نگه داشته، در عین این‌که زبان پشتو، زبان شیرین و دلنشینی است. با وجود این مردم افغانستان مانند ایرانی‌ها اهل طنز هستند. همانند ایرانی‌ها جوک‌های سیاسی، گاه نوستالژیک، گاه ایلی و طایفه‌ای و گاه قندهاری و طنزهایی از دوران داوودخان دارند.
 
رئیس انجمن مطالعات صلح با اشاره به برخی خلاء‌های آموزشی و فرهنگی گفت: در مراکز آموزشی افغانستان کمبودهای پژوهشی، علمی و آموزشی وجود دارد. همچنین در این کشور انتشار کتاب چندان از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. با وجود این‌که در این کشور استادان خوبی وجود دارد و دانشگاه‌هایی از سوی برخی کشورها نیز ساخته و راه‌اندازی شده، اما وضعیت چاپ و نشر کتاب به اندازه نیازهای دانشجویان ساماندهی نشده است.
 
ایران کتابخانه دانشگاه کابل را تجهیز کند

مقصودی درباره برخی کتاب‌های منتشر شده در افغانستان بیان کرد: انتشارات وزارت خارجه افغانستان برخی کتاب‌ها را منتشر کرده که کتاب‌های خوبی هستند و همچنین مجله «مطالعات استراتژیک افغانستان» نیز از کارهای پژوهشی است که در این وزارتخانه منتشر می‌شود. با این همه موضوع‌ها و مطالب بسیاری هستند که باید درباره آنها کتاب منتشر شود که در این عرصه کشور ما می‌تواند مثمرثمر باشد و ایفای نقش کند.
 
وی با پیشنهاد ساختن کتابخانه دانشگاه کابل از سوی دولت ایران اظهار کرد: بنده پیشنهاد می‌کنم دولت ایران تجهیز کتابخانه دانشگاه کابل را به عهده بگیرد، اما خواهش می‌کنم این کتاب‌ها، آثار ایدئولوژیک نباشد. ضمن این‌که هر ایرانی در سفر به کابل می‌تواند تعدادی کتاب را با خود همراه ببرد.
 
مدیرمسئول «پژوهشنامه علوم سیاسی» افزود: من وقتی به افغانستان رفتم 50 عنوان کتاب همراه بردم که بار مالی چندانی برای من نداشت، اما این کتاب‌ها برای کتابخانه کابل ارزشمند بود و برخی نیازهای آنها را رفع می‌کرد. 
 
نقش اصلی ناامنی افغانستان به عهده طالبان است

مقصودی با انتقاد از فرستادن کتاب‌های ایدئولوژیک به افغانستان گفت: یکی از مواردی که تاکید می‌کنم مانند سم در همگرایی میان دولت و ملت ایران و افغانستان است، فعالیت‌های ایدئولوژیک است. زیرا ما در این کشور نیاز داریم که کتاب‌های فرستاده شده برای آنها به دور از رویکرد ایدئولوژیک باشد.
 
وی پس از عبور از مسائل فرهنگی با اشاره به جامعه دو احساسی در افغانستان عنوان کرد: در حال حاضر جامعه افغانستان دارای دو احساس است. احساس دوگانه که در برنامه خروج نیروهای آمریکایی دیده می‌شود. نخست، برخی از خروج این نیروها احساس ناامنی و برخی دیگر از حضور نیروهای بیگانه به بحران یاد می‌کنند و از حضور آنها در سرزمین خود ناراضی‌اند.
 
وی با اشاره به مساله ناامنی اظهار کرد: در جامعه افغانستان کمی ناامنی و درگیری وجود دارد، نقش اصلی در این ناامنی را طالبان به عهده دارد و داعش نیز فعالیت می‌کند. مشکلات اقتصادی، فقر و غیره دست به دست هم می‌دهند و این سرزمین را ناامن می‌کنند. به همین دلیل صحنه این کشور با وجود تلاش دولتمردان آن عرصه، جنگ، رقابت‌های نیابتی، فعالیت گسترده دستگاه‌های اطلاعاتی امنیتی بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای است.
 
یونیفرم جنگ افروزان امروز افغانستان، لباس واقعی آنها نیست!

در ادامه این نشست احمد نور با اشاره به مشترکات ایران و افغانستان گفت: بدون شک همه می‌دانیم این دو کشور نه تنها مشترکات فرهنگی بسیاری دارند، بلکه علاوه بر آن از یگانگی نیز برخوردار هستند. به ویژه زمانی که به گذشته‌های دور برمی‌گردیم، می‌بینیم این دو ملت هم پیشینه و هم‌ریشه هستند. با این همه ملت افغانستان دارای ویژگی بارزی است که گویی با خون آنها عجین شده و آن استمعارستیزی و آزادگی این ملت است.
 
وی درباره حضور بیگانگان در افغانستان اظهار کرد: بریتانیا که هیچ‌وقت خورشید در قلمروش غروب نمی‌کرد، سه بار به سرزمین ما حمله کرد و تلفات سنگینی را متحمل شد. به دلیل خسارت‌های فراوانی که انگلیسی‌ها از حمله نظامی به افغانستان متحمل شدند، از شیوه نظامی دست کشیدند و به روش‌های مکارانه چون از درون تفرقه بینداز و حکومت کن برای نفوذ به کشور ما روی آوردند.
 
سفیر افغانستان درباره سرنوشت استعمارگران در کتاب‌های تاریخی بیان کرد: از طرفی روس‌ها که از شمال به افغانستان پیشروی کردند، تنها توانستند در مرزهای افغانستان بمانند و بعد از یک نفس‌گیری چند دهه که با انقلاب اکتبر روبه‌رو شدند، به فکر عبور از مرزهای ما افتادند که اگر کتاب‌ها و تحلیل‌های تاریخی را خوانده باشید می‌دانید به چه سرنوشتی گرفتار شدند.
 
احمد نور با اشاره به جنگ‌های نابرابر ادامه داد: کتاب‌های تاریخی حکایت از این دارد که بقای افغانستان نتیجه تفاهم و توافق دو استعمار روس و انگلیس است، زیرا آنها می‌خواستند این کشور به عنوان یک حائل از برخورد دو ابرقدرت و امپراتوری وقت جلوگیری کند. افغانستان کشوری است که مردم آن با سرسختی در مقابل هر تجاوز بیگانه می‌ایستند بدون این‌که در فکر محاسبات و تجهیزات نظامی طرف مقابل باشند. از این رو اغلب جنگ‌های روی داده در افغانستان جنگ‌های نابرابر بوده است.
 
وی درباره سی سال جنگ در کشورش عنوان کرد: در جنگ‌ها و حملات دشمنان که در افغانستان اتفاق افتاده، مردم ما با امکانات ناچیز در برابر دشمنی با تجهیزات پرزرق و برق ایستادند. همچنان که در نبردهای امروز نیز نیروهای طالبان توپ، تفنگ و نیروهای زبده و آموزش‌دیده دارند و در مقابل مردم ما سینه خود را در برابر آنها سپر کرده و در میان انبارها، باغ‌ها و تاکستان‌ها سی سال است که برای وطن خود می‌جنگند.
 
سفیر افغانستان افزود: هر فردی که دروس نظامی خوانده باشد برایش باورکردنی نیست که این مردم با دست خالی 30 سال برابر دشمنان از سرزمین خود حفاظت کردند. در این کشور، کسی می‌تواند جایگاهی داشته باشد که از در دوستی وارد شود. هر گونه یکه‌تازی و زورگویی که بخواهد افغانستان را تابع خود سازد، سرنوشتش بهتر از روس و انگلیس نخواهد بود چه برسد به نیروهای کوچکی که امروز در افغانستان جنگ‌افروزی می‌کنند.
 
احمد نور با کنایه از لباس واقعی جنگ‌افروزان در افغانستان اظهار کرد: هیچ‌کدام از نیروهایی که اکنون کشور ما را به صحنه جنگ تبدیل کردند، با لباس واقعی خود وارد میدان نشدند، بلکه با عمامه و لباس افغانستانی جنگ‌افروزی می‌کنند که اگر آنها با چهره و یونیفرم واقعی خود وارد صحنه شوند، فکر می‌کنم به سرعت مساله جنگ در کشور ما حل شود.   
 
وی درباره هویت و اهداف داعش بیان کرد: همان‌طور که متجاوزان گذشته قصدشان از تجاوز به افغانستان اهداف فراتر از کشور ما بود، داعش نیز که امروز در عراق و سوریه فعالیت دارد با نفوذ در افغانستان به فکر احیای خراسان بزرگ است. آن‌چه از شکل و شمایل آنها قابل درک است تجهیزات این گروه حکایت از بازی پنهان سیاسی دارد و پشت این تجهیزات مدرن داعش، حمایت نیروهای فرامنطقه‌ای نهفته است.
 
سفیر افغانستان گفت: بروز و ظهور داعش یک بازی سیاسی است و مقصد آنها غیر از افغانستان است. در حال حاضر تمرکز فعالیت داعش در افغانستان، عراق و سوریه فرصتی است برای کشورهای هدف (ایران، چین، روسیه و هند) که این خطر مشترک را با یک تفکر و راه حل دفع کنند.
 
در پایان این نشست به رسم یادبود از سوی انجمن علوم سیاسی ایران به دکتر مقصودی و سفیر افغانستان لوح تقدیری اهدا شد.
خبرگزاری کتاب ایران:  پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴
http://www.ibna.ir/fa/doc/report/225453



درج شده در تاریخ چهارشنبه 21 مرداد 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: افغانستان، نصیر احمد نور، مجتبی مقصودی، دانشگاه کابل، سریع القلم، زبان فارسی،

امنیت ایران و افغانستان به یکدیگر گِرِه خورده استعلاقه‌مندی جامعه افغانستان به تحصیل در ایرانسفیر افغانستان و دو تن از کارشناسان ایرانی مسائل بین‌الملل طی میزگردی با موضوع «افغانستان نگاهی از درون» با اشاره به اشتراکات فرهنگی و تاریخی ایران و افغانستان بر افزایش فعالیت‌های علمی، فرهنگی و آموزشی 2 کشور تاکید کردند.

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، «نصیر احمدنور» سفیر افغانستان در تهران در میزگرد افغانستان نگاهی از درون، گفت: ایران و افغانستان دارای مشترکات فراوانی هستند و در حوزه پیرامونی خود برای توسعه زبان و ادبیات فارسی و توسعه تمدن مشترک به یکدیگر کمک کرده‌اند.

سفیر افغانستان در تهران با اشاره به این که ایران و افغانستان به یکدیگر نیاز دارند و سرنوشتشان یکی است، افزود: یکی از مهمترین ویژگی‌های افغانستان، استعمارستیزی و آزادگی است.

احمدنور خاطرنشان کرد: در افغانستان کسی می‌تواند جایگاه مطلوب داشته باشد که از جایگاه صداقت، دوستی و منافع مشترک سخن بگوید. همچنین آنچه آزاردهنده برای ملت افغانستان است فریب، دروغ و نیرنگ است.

وی افزود: در افغانستان جایگاه برای همه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای وجود دارد به شرطی که تضاد منافع با افغانستان، زورگویی و رقابت با مردم این کشور نداشته باشند.

احمدنور با اشاره به حضور مهاجران افغانستانی در ایران اظهار داشت: مهاجرت افغانستانی‌ها به همه نقاط دنیا به‌ دلیل تجاوز شوروی به افغانستان صورت گرفته و این درحالی بوده است که ما در آن زمان بهترین روابط را با شوروی داشتیم.

سفیر افغانستان در تهران گفت:‌ مهاجران افغانستان بعد از شکست شوروی به کشورشان بازگشتند، ولی وقتی طالبان در افغانستان روی کار آمد، مجدداً مهاجرت‌ها افزایش پیدا کرد، اما وقتی دولت متمرکز در این کشور روی کار آمد و توسعه و پیشرفت در این کشور آغاز شد، مهاجران در حال بازگشت به کشور خود هستند.

تروریسم و افراط‌گری بلای جان منطقه و نظام بین‌الملل

احمدنور افزود: تروریسم و افراط‌گری در حال حاضر بلای جان منطقه و نظام بین‌الملل شده و ای کاش اقدامات جنایتکارانه آنها به اسم اسلام صورت نمی‌گرفت.

وی با بیان اینکه داعش هنوز کار خود را در عراق و سوریه تمام نکرده و در فکر ایجاد «خراسان بزرگ» است، گفت: گروهک تروریستی داعش به فکر ایجاد مشرق اسلامی در منطقه جغرافیایی ایران، افغانستان، آسیای میانه، شبه قاره هند و بخشی از چین است.

سفیر افغانستان در تهران با تاکید بر این که گروه داعش ماهیانه بیش از هزار دلار به نیروهای‌ خود حقوق می‌دهد، اظهار داشت:  مبارزات افغانستان در برابر تکفیر و افراط امری عادی شده، اما در این راه هزینه جانی و مالی زیادی نیز پرداخت کرده‌ایم.

مردم افغانستان از مبارزه با افراط‌گرایان خسته نشوند

احمدنور افزود: نباید شرایط به گونه‌ای شود که مردم افغانستان از مبارزه با تکفیر و افراط خسته شوند که در آن صورت شرایط منطقه بسیار سخت خواهد بود.

سفیر افغانستان در تهران گفت: با اینکه نیروهای نظامی افغانستان تروریست‌های زیادی را در کشورشان از بین بردند، اما کارخانه‌های تولید تروریست همچنان فعال هستند.

احمدنور با بیان اینکه منطقه و عرصه بین‌الملل به خوبی متوجه پیامدهای منفی تروریسم و افراط شده است، اظهار داشت: اگر دولتی شکست بخورد، حتماً تروریست‌ها به سراغ کشورهای دیگر خواهند رفت و این موضوع به مانند زنجیر خواهد بود.

وی در پایان گفت: ایران برای نقش فعال خود در منطقه و بین‌الملل همراهی بهتر از افغانستان نخواهد داشت.

شناخت افغانستان به فهم بیشتر از خاورمیانه کمک خواهد کرد

در ادامه این میزگرد، «مجتبی مقصودی» عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز ایران و کارشناس مسائل بین‌الملل، گفت: شناخت افغانستان برای همه ما لازم است، زیرا این شناخت می‌تواند به فهم بیشتر ما از خاورمیانه کمک کند.

وی افزود: افغانستان در طول ده‌های اخیر محل مداخله قدرت‌های منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و همسایه‌هایش بوده و هم‌اکنون نیز برخی دخالت‌ها در آن وجود دارد.

ایران و افغانستان دو ملت با یک سرنوشت هستند

مقصودی اظهار داشت: جامعه افغانستان، جامعه‌ای در حال توسعه و پیشرفت است، ضمن اینکه دارای برخی مشکلات و کاستی‌ها نیز می‌باشد، ولی تلاش دارد این خلاء را مرتفع کند.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: جامعه ایران و افغانستان دارای دو ملت با یک سرنوشت و قرابت بسیار بالا هستند.

بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی افغانستان در13 سال اخیر

این کارشناس مسائل بین‌الملل به وضعیت قومی و اجتماعی و اقتصادی افغانستان اشاره کرد و با بیان اینکه وضعیت اجتماعی و اقتصادی افغانستان در طول 13 سال اخیر دارای رشد خوبی بوده، گفت: گسترش جدی نهادها و تشکل‌های مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد، بهبود و ارتقای امکانات ارتباطی، اطلاعاتی و مخابراتی، حرکت به سمت کاهش فقر، گام‌های بلند در عرصه‌های بهداشتی و درمانی و تلاش‌های بی‌وقفه دولت و نهادهای بین‌المللی در افغانستان بخشی از رشد و توسعه 13 ساله اخیر افغانستان است.

مقصودی افزود: جامعه جنگ‌زده افغانستان به سرعت در حال فاصله گرفتن از وضعیت قبلی خود است، ولی شکاف‌های طبقاتی نیز در این کشور مشاهده می‌شود.

ایران در افغانستان از مزیت نسبی برخوردار است

مقصودی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران در افغانستان از مزیت نسبی برخوردار است، گفت: در حوزه صنایع دستی، شیلات، بسته‌بندی کالا و تولید آبمیوه می‌توان با افغانستان تجارت خوبی داشت، این در حالی است که چینی‌ها و ترک‌ها تلاش دارند تا بازار افغانستان را به‌ دست گیرند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به عدم تحقق انتظار و وعده بازسازی و رونق سریع اقتصادی و اجتماعی توسط کشورهای منطقه و فرامنطقه افزود: بعد از حمله و اشغال سریع افغانستان توسط آمریکا و متحدانش و همچنین سقوط دولت طالبان و به قدرت رسیدن «حامد کرزی»، جامعه سیاسی افغانستان انتظار بازسازی اقتصادی و سرعت سریع توسعه سیاسی و اقتصادی و همچنین اجتماعی و فرهنگی خود را داشت که متأسفانه این انتظار تحقق نیافته است.

وی از غرب به‌ دلیل عدم تحقق وعده‌های خود در اجلاس بن و پاریس در خصوص کمک به بازسازی این کشور انتقاد کرد.

ایران می‌تواند به اوضاع فرهنگی افغانستان کمک کند

مقصودی گفت: وجود اشتراکات فراوان، قرابت فرهنگی و تمدنی بین دو ملت افغانستان و ایران و همچنین زبان و رسوم مشترک و آداب نزدیک به هم می‌تواند به دو کشور کمک‌های شایانی کند.

وی افزود: کتاب در محافل دانشگاهی و علمی افغانستان به شدت نایاب است، در حالی که ایران می‌تواند از این ظرفیت استفاده فراوانی کند.

مقصودی اظهار داشت: از 150 دانشگاه در افغانستان 90 دانشگاه خصوصی است و اساتید خارجی دانشگاه‌های این کشور نیز از ایران، هندوستان و پاکستان هستند.

وی خاطرنشان کرد: در کلاس‌های درس افغانستان توجه جدی به الگوی توسعه ایران، ترکیه و مالزی می‌شود، ضمن اینکه جامعه افغانستان علاقه بسیار زیادی به تحصیل در ایران دارند؛ هر چند از پیامدهای آن نگرانند.

مقصودی گفت: بروز برخی ناامنی‌ها و همچنین مواردی از درگیری‌های نظامی و بمب‌‌گذاری‌های انتحاری از سوی نیروهای داعش و طالبان توانسته جامعه افغانستان را کمی ناامن کند.

بحران حضور بیگانگان در افغانستان، چالشی جدی برای این کشور

وی افزود: وجود دو احساس دوگانه برنامه خروج آمریکایی‌ها از افغانستان و همچنین بحران حضور بیگانگان در این کشور توانسته وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان را با چالش جدی مواجه کند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: علی‌رغم تلاش‌های دولت افغانستان صحنه فعلی این کشور عرصه جنگ و رقابت نیابتی و نیز فعالیت گسترده دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای و بروز چالش سیاسی‌ و امنیتی شده است.

وی اظهار داشت: فرمایش مقام معظم رهبری برای تحصیل رایگان کودکان مهاجر افغانستانی در ایران توانسته خرسندی و شادی فراوانی را در این کشور به‌ وجود آورد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در پایان اظهاراتش گفت: فعالیت‌های فرهنگی، علمی و آموزشی بین ایران و افغانستان می‌تواند باعث نزدیکی بیشتر دو ملت شود.

در حال حاضر با افغانستانی پویا روبرو هستیم

«سیدمحمد کاظم سجادپور» استاد دانشکده روابط بین‌الملل وزارت خارجه  از دیگر کارشناسان حاضر در این میزگرد نیز گفت: افغانستان از گذشته‌های دور با مشکلاتی مواجه و روبرو بوده که با ایستادگی خود توانسته این مشکلات را رفع و به سمت پیشرفت حرکت کند.

وی افزود: در حال حاضر ما با افغانستانی روبرو هستیم که بسیار پویاست.

سجادپور اظهار داشت: افغانستان از مهم‌ترین موضوعات سیاست بین‌الملل است و خواهد بود، لذا باید به مسائل و تحولات افغانستان توجه جدی داشت.

فهم مسائل منطقه بدون فهم لازم از افغانستان امکان‌پذیر نیست

این عضو هیأت علمی دانشکده روابط بین‌الملل وزارت خارجه ایران تأکید کرد: نمی‌توان مسائل منطقه و بین‌الملل را بدون فهم لازم از افغانستان متوجه شد.

این استاد دانشگاه اظهار داشت: فهم بیشتر از افغانستان به تعامل بیشتر ایران و افغانستان منجر خواهد شد.

سجادپور افزود: پیشرفت و امنیت ایران و افغانستان به هم پیوند خورده است.

این عضو هیأت علمی دانشکده وزارت خارجه ایران در پایان تأکید کرد: سرنوشت، امنیت و پیشرفت ایران و افغانستان به یکدیگر پیوند خورده است.






درج شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: افغانستان، نصیر احمد نور، مجتبی مقصودی، محمد کاظم سجادپور، مهاجرین،
(تعداد کل صفحات:10)      [1]    [2]    [3]    [4]    [5]    [6]    [7]    [...]   

درباره


دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران مرکزی
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین آسیب پایان نامه های دانش سیاست متاثر از کدام عامل است؟






صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

mehfa

فالmehfa.com

mehfa.com

mehfa.com