تقلای جامعه پذیری صلح در دوگانه ی نهاد آموزش رسمی و فضای مجازی

مجتبی مقصودی

رییس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران

در همایش "عمومی سازی علم در عصر فناوری جدید اطلاعاتی و ارتباطی"،

 دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، 19 آبان 1395

 

چکیده

 اگر بپذیریم که عصر جامعه پذیری های سیاسی مهندسی شده ی خطی، دستوری و تک سویه به سرآمده است و چنانچه جامعه پذیری سیاسی را نیز، روندی بدانیم که فرد در آن، با وظایف، حقوق و نقش های سیاسی خود در جامعه آشنا می شود؛ در وضعیت کنونی  ایران، جامعه پذیری سیاسی در جامعه ، به ویژه برای نسل جوان دچار از جا در رفتگی و بدآموزی شده است.

مشخصا، و علیرغم همه ی تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فنی، بخشی از مسئولیت عمده جامعه پذیری سیاسی متوجه نهادهای رسمی اعم از حاکمیتی و حکومتی است؛ به علاوه مهمترین کارویژه نهادهای اجتماعی و به ویژه نهادهایی از نوع رسمی، ایجاد و گسترش جامعه پذیری همبستگی، وفاق، همدلی و مصالحه سیاسی و اجتماعی می باشد؛ با چنین مقدماتی؛ برخی از نهادهای رسمی به لحاظ کارکردی روندی معکوس را طی می نمایند و با غیریت سازی مداوم، تولید ادبیات پرخاشگرایانه و با دامن زدن به تنفر و خشونت زمینه های مدارا، تساهل و مصالحه را به حاشیه می رانند.

با چنین وصفی از بدکارکردی و ناکارکردی برخی از کارگزاران و عوامل سنتی جامعه پذیری و در مقابل بروز مقاومت اجتماعی و به ویژه از سوی نسل جوان؛ در مقابل جامعه پذیری های رسمی؛ بازیگران و کارگزاران ناشناخته ای به این عرصه وارد شده اند و روش ها و شیوه های جامعه پذیری سیاسی تغییر یافته است و در این عرصه شبکه های اجتماعی و فضای مجازی جایگاه برجسته ای یافته اند و خود تبدیل به کنشگران عرصه جامعه پذیری سیاسی شده اند.

در چنین آوردگاه و هنگامه ای، بخش قابل توجه و غیر قابل انتظاری از شبکه های اجتماعی در فضای مجازی به عنوان نهادهای غیررسمی جامعه پذیری سیاسی(جدای از برخی واگرایی ها)، تلاش و تقلایی بیش از نهادهای رسمی اجتماعی برای حفظ همبستگی، کاهش تنش ها و صلح را آغاز نموده و پیگیرند. در فضای بحث و نظرها، گفتگوها و تعاملات بین اعضاء در فضای مجازی و در قالب آموزش پنهان ، بخش زیادی از افراطی گری ها تبدیل به تحمل، تساهل، میانه روی، بردباری و مدارا شده است. در این زمینه بررسی های کیفی از حدود 100 گروه تلگرامی نشان می دهد که شبکه های اجتماعی به ویژه در این بررسی از دو طرف محور مختصات به میانه سوق پیدا نموده و خود، میانه روی و گسترش وفاق و مصالحه و ارزش های صلح  را تولید و بازتولید نموده اند.

 ------------------------------------------------------------

کلید واژه ها: جامعه پذیری صلح، نهاد آموزش، فضای مجازی، گروه تلگرامی، شبکه های اجتماعی، آموزش پنهان

 




درج شده در تاریخ جمعه 21 آبان 1395
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: جامعه پذیری صلح، نهاد آموزش، فضای مجازی، گروه تلگرامی، شبکه های اجتماعی، آموزش پنهان،


کودتای سفید

انقلاب ارتباطات بروز کودتاهای کلاسیک را دشوار کرده است

مجتبی مقصودی

رییس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران

مهرنامه، سال هفتم، شماره 49، آبان 1395، صص 38 و 39

واژه کودتا با ریشه ای فرانسوی از جمله مفاهیم اولیه و پر تکرار در دانش و متون سیاسی به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم محسوب می شود که ناظر بر حرکت و ضربه ای سریع، دفعی، ناگهانی و بعضا با خشونت از سوی بخش هایی از قدرت که معمولا نظامی هستند، با قصد ساقط کردن رهبران در قدرت و جایگزینی آن با تعداد دیگری از رقبا، اجرایی و پیگیری می شود. معمولا در کودتاها، مردم، گروه ها و نیروهای اجتماعی مدنی نقش جدی ندارند و بیشتر نظاره گر تحولات هستند و این نظاره گری مهمترین عامل پیروزی کودتاچیان است. بدین لحاظ، کودتا بیشتر ناظر بر نوعی تغییر و دست بدست شدن دستگاه های اجرایی و حکومتی در درون ساخت قدرت، بدون تغییرات بنیادی و رادیکال است و حضور و مشارکت فعالانه مردم در عرصه های سیاسی پاشنه آشیل کودتاها تلقی می شود.

پیشینه کودتا به قدمت شکل گیری نظام های سیاسی برمی گردد و به عبارتی همزاد شکل گیری ساختارهای حکومتی در طول تاریخ است که امپراتوران، شاهان و حاکمان توسط رقبای درون حکومتی و گاه در پیوند با رقبا و دشمنان خارجی با دسیسه و توطئه ساقط شده و فرمانروایان تغییر می یافتند. توطئه و دسیسه و براندازی توسط ملکه، درباریان ناهمسو، برادران، بردار زاده ها، عموها، عموزاده ها، فرماندهان و امرای ارتش برعلیه حکمرانان و پادشاهان در این راستا ارزیابی می شود. همچنان که شکست دسیسه و براندازی؛ در مقابل اعدام، تبعید، زندان، نسل کشی، فرار و آوارگی را بدنبال داشته است. آنچه در کودتاها و ضد کودتاها از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد سرعت عمل نیروهای درگیر و دقت کامل در اجرای هماهنگ کودتا است که گاه با کوچکترین ناهماهنگی و اشتباه، کل مراحل اجراء کودتا را با شکست روبرو ساخته است.

در طول تاریخ و تقریبا همه ی سلسله های پادشاهی در ایران و در جهان موارد متعددی از این کودتاها را تجربه کرده اند. برخی مرگ "بردیا" را نوعی کودتا برای وراثت تاج و تخت "کمبوجیه دوم" ارزیابی می نمایند. همچنان که کودتایی به نام "خسرو پرویز" در دوران ساسانیان ثبت شده است. در دوران معاصر کشورمان حداقل 4 کودتا را تجربه کرده است. کودتای "محمدعلیشاه لیاخوف" و به توپ بستن مجلس اول در دوران مشروطه که به استبداد صغیر با طول مدت یکسال و حرکت مشروطه خواهان به سمت تهران شد.

دومین کودتا در دوران معاصر، "کودتای سوم اسفند 1299 رضاشاه سید ضیاء طباطبایی" است که عملا به شکل گیری سلسله پهلوی منجر گردید. سومین کودتا نیز در 28 مرداد 1332 توسط سرلشکر فضل االله زاهدی با حمایت آمریکایی ها و انگلیسی ها برای ساقط کردن دولت ملی دکتر محمد مصدق اجراء شد. نکته حائز اهمیت در هر سه کودتا نقش درس خوانده های مکتب قزاق است که این سه کودتا را رقم زد. کودتای چهارم در بعد از انقلاب موسوم به "کودتا نوژه" است که به وقوع پیوست ولی ناموفق ماند و در همان مراحل اولیه در نطفه خفه شد.

کودتا پدیده ای لزوما مدرن نیست و همچنان که مطرح شد قدمتی به درازنای تاریخ و شکل گیری نظام های سیاسی دارد ولی در دو سده اخیر با شکل گیری دولت های ملی، نقش ارتش های مدرن و ملی در این کودتاها برجستگی یافت. در واقع در قالب شکل گیری دولت یکپارچه و ملی موضوع کودتا از حالت فردی خارج و با منافع گروهی گره خورده است و هدف بزیر کشیدن دولت مستقر با دولت و ساختار مورد نظر است.

 در نیمه دوم قرن بیستم، در بحبوحه سیاست های استعماری و غارت کشورهای جهان سوم، در برخی از کشورها با توجه به فقر و بیسوادی گسترده و به بهانه نفی و رفع سیاست های استعماری و استقلال ملی، نظامیان به عنوان ناجی وارد عرصه سیاسی شدند. نیروهای نظامی با توجه سطح سواد و سازمان در جامعه بشدت فقر زده و بی سواد به عنوان نیروهای پیشتاز و در مواردی ضد استعماری محسوب شدند. در برخی کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین این نقش آفرینی موثر واقع شد. در ایران نیز کودتای اسفند 1299 بزعم مرحوم دکتر جواد شیخ الاسلامی استاد تاریخ تحولات و دیپلماسی ایران، تلاش ناسیونالیست های جوان برای ممانعت از تجزیه کشور در شرایط بحرانی ارزیابی شد که نهایتا منجر به شکست نیروهای جمهوری شورایی گیلان و حفظ سرحدات و مرزهای فعلی ایران گردید.

در اکثر کودتاها ارتش بصورت کامل و یا محدود نقش مستقیم ایفا می نماید. بدین لحاظ که نیروهای مسلح در کنار بخشی از نیروهای حاکمیت قرار می گیرد. بخش نافرمان در درون نیروهای مسلح در هم پیمانی با عناصر و جناح های دیگری از حاکمیت، کودتا را پی ریزی می نمایند. بدین لحاظ کودتا بدون حضور و نقش توده ها و در فضای بی خبری رسانه ای و شفافیت سیاسی شکل می گیرد. کودتاهای معروف بعضا از سوی نظامیان مدیریت، راهبری و اجرایی شده است. از کودتاهای افسران دست راستی تا کودتاهای افسران دست چپی در این دوگانه ی "بی خبری و ابهام نیروهای مردمی و سرعت عمل کودتاچیان" شکل گرفته است. از ژنرال فرانکو در اسپانیا، کودتای سرهنگان در یونان، ژنرال پرویز مشرف در پاکستان، کودتای حفیظ الله امین، ترکی و ببرک کارمل در افغانستان، در هندوراس، گواتمالا و شیلی و کشته شدن سالوادور آلنده، روی کار آمدن عمرالبشیر در سودان، ژنرال السیسی در مصر و کودتای ناکام ترکیه در ماه های گذشته همه در این راستا قابل ارزیابی است.

کودتاها علیرغم ظواهر، ساختار و خشونت های نظامی، بعضا سیاسی و اقتصادی اند تا نظامی!.  کودتاها نوعی سیتزه اند بر سرقدرت سیاسی- اقتصادی. امر نظامی در خدمت امر سیاسی! با این حال؛ در دوران کنونی با مفهوم جدید و شیوه نوینی تحت عنوان "کودتاهای سفید" روبرو هستیم که کودتاگران بدون بهره گیری از نظامیان، به اقدامات محدود کننده و بازدارنده برای بخش هایی از نیروهای اجتماعی - سیاسی به نفع گروه های صاحب قدرت دست می یازند. این دسیسه جویی های پشت پرده با حمایت صاحبان قدرت نظامی- اقتصادی، عملا جامعه مدنی و نیروهای پرقدرت اجتماعی را پشت سنگرهای قانونی زمین گیر ساخته است. آشکار نبودن ابعاد و نحوه ی اجرای کودتاهای سفید ارزیابی این قبیل کودتاها را مشکل ساخته است. کودتاهای سفید در هنگامه رشد نیروهای اجتماعی دگرگونی خواه در فرایندهای قانونی ظهور و بروز می یابند و مانع از تغییر موازنه نیروها به نفع اکثریت جامعه می شوند.

کودتاهای سفید بعضا از سوی صاحبان قدرت و نظم مستقر برای استمرار وضع موجود و به بهانه های مختلف ودر قالب ظواهر قانونی ظهور و بروز می یابد و عملا مانعی جدی بر سر راه نیروهای تحول خواه است.

حال این پرسش مطرح می شود که آیا کودتا می تواند برای تقویت و بازگشت دموکراسی باشد؟

اگر چه در بسیاری از کودتاها، کودتاچیان پس فتح قدرت سیاسی و از تریبون وسایل ارتباط جمعی هدف خود را بازگزداندن قانون، نفی فساد و احیاء دمکراسی از دست رفته اعلام می نمایند ولی واقعیت امر 180 درج متفاوت است. معمولا کودتاها با دغدغه احیائ دموکراسی صورت نمی پذیرید. کودتاها بعضا ضد و حداقل غیردمکراتیک هستند و اصولا رابطه معکوسی بین دمکراسی و کودتاها وجود دارد کودتاها که مبتنی بر اراده گروهی خاص، بدون حضور مردم و نیروهای اجتماعی و مدنی صورت تحقق به خود می گیرد، نمی توانند بنیان ها دمکراسی واقعی را پایه ریزی کنند.

در این بین باید به این نکته اشاره کرد، گسترش و بسط شبکه های اجتماعی به مثابه محصول عصر اطلاعات، از ماهیتی بشدت اجتماعی - فرهنگی، شفاف، متکثر، برون گرا، فراگیر و گسترش یابنده برخوردار است که با سرشت کودتاها به مثابه حرکتی نظامی، پنهانی، محدود و درون گرا همخوانی ندارد. درز کوچکترین خبری به شبکه های اجتماعی موجب افشاء عملیات کودتا و شکست آنها می شود، چنان که در ترکیه نیز عملا این رخداد موجب بسیج نیروهای اجتماعی شد. به بیان دیگر، در قرن 21 برای توفیق در کودتا، کودتاچیان نیز به شبکه اجتماعی متناسب با اهداف و برنامه های خود نیاز دارند.

در پایان اما یک پرسش وجود دارد اینکه آیا کودتا کردن سخت شده است؟ در پاسخ به این پرسش باید اشاره کرد که کودتاها به سبک و سیاق کلاسیک قطعا سخت تر شده است. پنهان سازی اطلاعات و مراحل عملیات کودتا بشدت مشکل شده است ولی در عین حال فراموش نکنیم که در دومین دهه ی قرن بیست و یکم، کودتاگران هوشیارتر شده و سبک و نوع جدیدی از کودتاها به نام "کودتاهای سفید" را سرو سامان بخشیده و مدیریت می نمایند در این کنش گری، خواسته کودتاگران درلباسی مشروع و به دست بخش هایی از مردم و گروه های اجتماعی تحقق می یابد. بدین لحاظ، می توان ادعا کرد که کودتا به سبک و سیاق کلاسیک که نظامیان با توپ و تانک به خیابان ها بریزند و کاخ ها و پارلمان ها و مراکز مهم دولتی را محاصره و اشغال و مخالفان را دستگیر و فضای پلیسی حاکم بسازند بسیار مشکل شده است، همچنان که شکست کودتای ترکیه ناظر بر مشکلات انجام چنینی کودتاهایی است که خود فرصتی شد برای انجام"کودتای سفید" و ضد کودتا توسط اردوغان، که مخالفان و رقبای خویش را از صحنه کشور حذف بسازد. در واقع کودتای سال جاری ترکیه نشان داد که در عرصه میدان داری کودتاگران با کودتاهای کلاسیک و یا کودتاهای سفید، آینده متعلق به ظهور و بروز کودتاهای سفید است و فراوانی ها هم حکایت از این روند دارد.




درج شده در تاریخ جمعه 21 آبان 1395
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی، 
برچسب ها: کودتا، کودتای سفید، کودتاهای جهان، دمکراسی، انقلاب ارتباطات، ایران، قزاق ها،

 علم در خدمت صلح و توسعه

برگزاری مراسم هفته ترویج علم از 16تا 20 آبان ماه

انجمن ترویج علم ایران با همکاری مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، کمیسیون ملی یونسکو، دفتر منطقه ای یونسکو در تهران، موزه علوم و فناوری و تعدادی از نهادهای علمی و فرهنگی کشور از جمله انجمن علمی مطالعات صلح ایران  به مناسبت روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه، از 16تا 20 آبان مراسم هفته ترویج علم برگزار می کنند.

****

انجمن ترویج علم ایران، از سال 1391 با هدف ارتقای سطح برنامه ها و ایجاد حرکتی ساختارمند با همکاری برخی نهادها و سازمان های علمی و فرهنگی کشور  و از جمله انجمن علمی مطالعات صلح ایران"هفته ترویج علم "را هم زمان با روز جهانی علم برگزار کرده است. با توجه به این که حیطه ترویج علم، افق هایی به گستردگی کل جامعه را در برمی گیرد، یاری و مشارکت تمام نهادها، سازمان ها و آحاد جامعه در بزرگداشت هر چه باشکوه تر این مناسبت علمی ضرورتی اجتناب ناپذیر است«بیاییم با هم فکری، باورها و بینش علمی جامعه خود را ارتقا دهیم.

» پس از کنفرانس جهانی علوم در سال 1999 میلادی، سازمان فرهنگی، علمی، آموزشی ملل متحد(یونسکو) و شورای بین المللی علوم از سال 2001)1380 ،(دهم نوامبر برابر با 19 آبان ماه را به عنوان «روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه، » اعلام کردند. تاکید بر اهمیت به کارگیری علوم در فرآیند توسعه کشورها و نیز کاهش شکاف میان علم و جامعه از اهداف این برنامه است و کوشش میشود تا توجه مردم را به اهمیت نقش علم درجهت پیشرفت جهان جلب کنند. یکی از دیگر از اهداف روز جهانی علم، بهره مند شدن آحاد مردم، بنا به تخصص و مهارت خود، از این روز است. بهره مندی آحاد جامعه از ثمرات علم، فناوری و نوآوری، ایجاد بستر و فضای مناسب گفتمان پیرامون تاثیر علم، فناوری و نوآوری بر زندگی روزمره مردم، ایجاد تمهیدات لازم برای بازدیدهای عمومی از موزه های علم کشور، معرفی پیش کسوتان و شخصیت های علمی برجسته کشور، آشنا کردن دانش آموزان با مهارت ها و مشاغل علمی، بازدید عمومی از مراکز و نهادهای مؤثر در ایجاد تعامل بین علم، صلح و توسعه و معرفی برخی حوزه های علمی-پژوهشی جدید که موجب ارتقاء کیفیت عمومی زندگی می شود را از جمله رئوس برنامه های هفته ترویج علم است. عمومی کردن علم و ترویج آن در سطح جامعه ضرورتی غیرقابل انکار است زیرا مردم باید بدانند که جایگاه علم در زندگی آنها کجاست .

به مناسبت هفته ترویج علم، سلسله نشستها، سخنرانیها و یک همایش ملی در تهران برگزار می شود. شرکت در این برنامه ها برای عموم رایگان است و به کلیه شرکت کنندگان گواهی حضور اهدا میشود. لطفاً مراتب حضور و مشخصات خود را به ایمیل: com.gmail@tarvijeelm ارسال فرمائید.

 

برنامه های بزرگداشت هفته ترویج علم 16 تا 20 آبان ماه سال 1395

-         نمایشگاه ترویج علم از 15تا 19 آبان ماه در حسینیه ارشاد

-         یکشنبه16 آبان، روز علم و زندگی

-         دوشنبه17 آبان، روز ترویج علم و تاریخ علم

-         سه شنبه18 آبان، روز علم ، جامعه و دانشگاه(درهای باز)

-         چهارشنبه19 آبان، روز ترویج علم و فناوریهای جدید اطلاعاتی و ارتباطی

-         پنجشنبه20 آبان، روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه

 




درج شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: هفته ترویج علم، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، انجمن ترویج علم ایران، یونسکو، روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه،

 

جشنواره صلح در ادبیات كودك با حضور مصطفی رحماندوست

هفدهم مهر، همزمان با روز جهانی كودك "جشنواره صلح در ادبیات كودك" از سوی انجمن علمی مطالعات صلح ایران، با حضور مصطفی رحماندوست نویسنده، شاعر و مترجم  سرشناس حوزه كودك و نوجوان و رابعه موحد روانشناس، مجتبی مقصودی و علی مرشدی زاد از اعضاء هیئت مدیره انجمن و جمعی از علاقمندان و کودکان در خانه اندیشمندان علوم انسانی و محوطه پارک ورشو  برگزار شد. درابتدای این مراسم، مصطفی رحماندوست به مشکلات تعریف صلح پرداخت و در این خصوص به منظرهای مختلف اشاره کرد و گفت: تعریف و فهم صلح از معبر تعریف جنگ می گذرد و در این عرصه تعریف جامع و مانعی از صلح وجود ندارد.

†* عاجز از یک تعریف برای صلح

او افزود: دلم برای صلح سوخت كه برای تعریف كردنش باید از دشمنش كه جنگ است، كمك بگیریم. حتی تعریف صلح در فرهنگنامه هم با استفاده از تعریف جنگ آمده است. در نهایت مترادف صلح آشتی آمده است. اما صلح، آشتی نیست. آشتی معانی خیلی بیشتری دارد.

این شاعر و نویسنده ادبیات كودكان افزود: صلح پدیده ای جمعی است، به همین دلیل صلح باید بین جوامع اتفاق بیفتد و نه بین افراد. صلح در بسیاری از مناطق نقطه مقابل جنگ تعبیر و تفسیر شده و یک مفهوم کاملا بزرگسالانه است چرا که صلح در میان جوامع رخ می‌دهد و نه ارتباطات فردی. بچه‌ها زمانی که در صلح هستند صلح‌بازی می‌کنند و زمانی که در جنگ هستند جنگ‌بازی! این رخدادی است که ما طی هشت سال جنگ با آن مواجه بوده‌ایم. چنان که در روزهای جنگ تحمیلی، كودكان با پشتی ها سنگر درست می كردند.

او با بیان اینكه صلح و جنگ، مساله كودكان نیست، اظهار كرد: ما بزرگسالان می دانیم جنگ بد است، اما می جنگیم. با این حال پذیرفتیم كه كودكان را وارد جنگ های خودمان نكنیم. اینكه در اخبار می شنویم كودكان زیادی در جهان به دلیل جنگهای مختلف، كشته می شوند، به خاطر همین موضوع است كه نباید كشته شوند و كودكان نباید قربانی جنگ شوند.

·         جنگ و صلح مسئله ای بزرگسالانه!

این شاعر و قصه نویس كودكان با اشاره به کنوانسیون حقوق کودک گفت:‌ بسیاری از مباحثی که در این کنوانسیون قید شده است مثل اینکه کودکان حق دارند نام و نام خانوادگی داشته باشند و موطن آن‌ها مشخص باشد و... ارتباطی با کودکان ندارد و از وظایف ما بزرگسالان است. نگاه بزرگ‌ها به جنگ و صلح، اجتماعی است اما بچه‌ها به دلیل محدودیت‌های روانشناسی و اجتماعی نگاه‌شان به جنگ کاملا فردی است. ما می‌خواهیم کتاب صلح انتخاب کنیم. اگر تعریف صلح را نبودن جنگ بدانیم این موضوع اصلا مسئله بچه‌ها نیست. اگر با تعریف فردی بخواهیم صلح را معنی کنیم باید بگویم 80 درصد کتاب‌های کودکانه ما کتاب‌های صلح‌اند چون به مباحثی مثل دوستی و مهربانی می‌پردازند.

مصطفی رحماندوست در ادامه به موضوع صلح در ادبیات بزرگسالان پرداخت و گفت: ادبیات صلح در حوزه بزرگسالان در دنیا بسیار کم است و هر چه هست در مورد جنگ است. به ویژه در ادبیات کلاسیک وقتی که می‌خواهند قهرمانان جنگی خود را برجسته کنند. حتی عاشقانه‌های ادبیات کلاسیک ما نیز مملو از چنین ادبیاتی است. ادبیات کلاسیک جهان هم پر از قهرمان‌سازی است و تلاش می‌شود کسانی را که در جنگ پیروز بوده‌اند برجسته کنند و کمتر صدایی از صلح و مدارا در چنین ادبیاتی دیده می‌شود.

این نویسنده کودکان با اشاره به اینکه صلح پدیده‌ای است که بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شده است، گفت: در ارتباط با صلح نظریات مختلفی ارائه شده است. "نظریه صلح جهانی" یکی از این‌نظریه هاست که معتقد است باید جامعه بین‌المللی سازمانی داشته باشد که بتواند صلح را در جهان تأمین کند. سازمان ملل با همین ایده شکل گرفت ولی در عمل به غیر از محکوم کردن متخاصمین نمی‌تواند کاری کند. نظریه دیگر صلح "دولت واحد جهانی" است که در تمام ادیان دیده می‌شود. حکومت امام زمان (عج) در فرهنگ ما یکی از نمودهای این باور است. این را می‌توان به عنوان تفکر دینی به کودکان داد اما در ذهن کودکان آخرین تفکر اجتماعی خانواده و مدرسه است و نه فراتر از آن.

وی گفت: "صلح بین‌الملل" یکی دیگر از نظریه‌های موجود در این زمینه است که برای کودکان قابل فهم نیست و آخرین "نظریه صلح از طریق موازنه قواست" که البته می‌تواند برای بچه‌ها قابل فهم باشد. تمامی آنچه گفته شد در حوزه کودکان غیرممکن است اگرچه در حوزه ادبیات نوجوان باید مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد.

در ابتدای این نشست و در ذیل جشنواره صلح در ادبیات کودک، مجتبی مقصودی رئیس انجمن علمی مطالعات صلح ایران روز جهانی کودک را فرصتی دانست تا ظرفیت‌های ادبیات کودک در ایران در حوزه صلح و مدارا، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و... مورد بررسی قرار گیرد. وی ابراز امیدواری کرد که انجمن با همراهی علاقمندان و نهادهای همسو بتواند گام هایی در زمینه شناسایی آثار و نویسندگان، تولید، ترویج و گسترش و تعمیق ادبیات صلح، مدارا، دوستی و همدلی از طریق تشکیل "کمیته صلح در ادبیات کودک" زیر نظر استاد مصطفی رحماندوست بردارد. وی در ادامه افزود: نیک می دانیم که این ظرفیت سنجی در گستره ادبیات کودک ساده و سهل الوصول نخواهد بود، ولی بر این اندیشه هستیم که حرکت به سمت تشکیل این کمیته و تمهید برگزاری جشنواره  صلح در حوزه کتاب کودک در سال های آینده می تواند شروعی بر این روند باشد.

·         جامعه پذیری سیاسی صلح و مدارا

مشاور سازمان اسناد و کتابخانه ملی در بخشی از سخنان خود به این نکته اشاره کرد که: اگر بپذیریم که "صلح را باید از كودكی آموخت؛ ادبیات کودک می تواند یکی از مهمترین بسترهای  این آموزش باشد" ؛ نسل خردسال و کودک کشور ما نیازمند "جامعه پذیری سیاسی صلح و مدارا" است. در این خصوص "جامعه پذیری سیاسی صلح و مدارا" به ویژه در حوزه کتاب کودک نیازمند عزم جدی و بسیج عمومی همه ی نیروها، نهادهای اجتماعی و اندیشه ورزان است که با ورود به این حوزه به آموزش کودکان صلح همت گمارند.  به علاوه، خیلی نمی توان به نظام آموزش رسمی  و دولتی امید داشت. نظام آموزشی ما دچار اعوجاج و بهم ریختگی ارزشی، هنجاری و ساختاری شده است و صلح و مدارا در اولویت های آخر این نظام آموزشی قرار دارد و نهایتا، با توجه به رشد و گسترش فضای مجازی و ماهواره و گاه جامعه پذیری های متفاوت و متعارض از جمله در درون و برون از خانه، توجه به حوزه ادبیات کودک از منظر صلح نیازمند بازخوانی و بازنمایی دیگر گونه ای است که شاید از طریق کتب الکترونیک و ایجاد جذابیت های مجازی بتوان در این حوزه ورود کرد.

رابعه موحد، روانشناس و استاد دانشگاه، از دیگر سخنرانان این برنامه بود. به نظر او، نگرش ما نسبت به كودك و شناخت ما از او، ادبیات ما را شكل می دهد.اینكه كودك در صلح به سر ببرد، جزو بدیهیات است، زیرا كودك باید در صلح زندگی كند. اما پای جنگ كه به میان بیاید ما با یك مساله غیر عادی مواجه خواهیم بود.

†

†* بچه ها طاقت جنگ در قصه ها را هم ندارند

موحد  درادامه گفت: تامین نیازهای كودك، جلوگیری از تنش و ایجاد محیطی سرشار از آرامش و اعتماد می تواند باعث رشد بهینه كودك شود. چرا كه این رشد بهنجار، فقط در محیط امن اتفاق می افتد. قهر و جنجالهای والدین، اخطاری است برای كودك؛ كه محیط امن نیست. هرگز ازخاطرتان نرود كه كودكان حتی طاقت جنگ در قصه ها را هم ندارند.این روانشناس در پاسخ به این پرسش كه اگر بخواهیم بدانیم در دنیای روانی كودك چه می گذرد، گفت: كودكی كه ازصدای بلند مادر، برآشفته می شود از صدای گلوله، چگونه سراسیمه خواهد شد؟ او صلح را در یك جمله خلاصه كرد كه صلح یعنی: حالت راحت باش و نه حالت آماده باش! به گفته موحد، زندگی در حالت امن و ناامن، تاثیرات مختلفی در روان انسان می گذارد.

این استاد دانشگاه در حوزه تعلیم و تربیت با چند پرسش بنیادین بیان كرد :آیا جنگ، فقط روی كودكان درگیر با این مساله، تاثیر می گذارد یا فضای خشونت بار می تواند تاثیرات گسترده تری هم داشته باشد؟ آیا نمی توان آگاهی مادران را برای تولد كودكان در كشورهای بحران زده بالا برد تا كودكان در فضایی ناامن متولد نشوند؟ محیطی كه قرار است كودكان باصدای مهیب گلوله ها، توپ ها و تفنگ ها خو بگیرند. به گفته موحد، تصور كودكان از دنیا، آن چیزی است كه توسط بزرگسالان به آنها نشان داده شده است. امروز ما در شرایطی روز جهانی کودک را تبریک می‌گوییم که فجایع جهانی، وضعیت کودکان یمنی را به فاجعه کشانده است. صلح یعنی «کودک» و کودک موجودی است که برای زیستن در بستر طبیعی نیازمند صلح است. این صلح در نهاد خانواده با فراهم آوردن فضایی آرام و دور از تنش شکل می‌گیرد. خانواده برای کودک مظهر حفاظت و اعتماد است اما جنگ‌ها با به‌هم ریختن آرامش، اعتماد را از بین می‌برند. وی افزود: حتی کودکانی که در کشاکش جنگها به مکانهای دیگر منتقل می شوند درگیر جنگند و آرامش لازم برای آنان ممکن نیست. شاید بهتر آن باشد که در موالید خانواده‌های مهاجری که از منطق جنگی به مکانهای دیگر منتقل می شوند، ساز و کارهای پیشگرانه رعایت شود تا از درگیری کودکان بیشتر با جنگ و پیامدهای آن جلوگیری شود.

خاطر نشان می سازد دست اندرکاران انجمن علمی مطالعات صلح ایران در قالب برنامه ریزی انجام شده، همزمان با سخنرانی صاحبنظران در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی، در محوطه جلوی سالن در پارک ورشو با حضور کودکان و مربیان نمایشگاه کودک، نمایش عروسکی، جشن امضاء کتاب با استاد رحماندوست و عکس با کودکان صلح و سرودخوانی یرگزار کردند.




درج شده در تاریخ جمعه 23 مهر 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: جشنواره صلح، مصطفی رحماندوست، جامعه پذیری سیاسی صلح و مدارا، رابعه موحد، نظریه صلح جهانی، ادبیات کودک، انجمن علمی مطالعات صلح ایران،

 سومین پیش‌ نشست همایش کورش بزرگ برگزار می‌شود:

نشستِ مطالعات صلح و ایران باستان

 

با همکاری:

انجمن فرهنگی افراز

انجمن علمی مطالعات صلح ایران

خانه اندیشمندان علوم انسانی

 

سخنرانان:

دکتر علی اکبر امینی ( مدارای کورشی)

دکتر عبدالمجید ارفعی(  نقش دولت هخامنشی در آرامش منطقه )

دکتر ناصر تکمیل همایون ( صلح و مدارا در ایران فرهنگی )

 

زمان : شنبه 10 مهرماه 1395از ساعت 17 تا 19

مکان: کریمخان، تقاطع خیابان شهید نجات اللهی، خیابان ورشو، تالار حافظ خانه اندیشمندان علوم انسانی




درج شده در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: مطالعات صلح و ایران باستان، کورش، هخامنشی، ایران فرهنگی، عبدالمجید ارفعی، ناصر تکمیل همایون، علی اکبر امینی،

صلح خواهان خاورمیانه متحد شوید!!

مجتبی مقصودی: رییس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران

به مناسبت روز جهانی صلح

٢١ سپتامبر، مصادف با ٣٠ شهریور، روز جهانی صلح است. امسال این روز را در شرایطی برگزار می کنیم که منطقه خاورمیانه بیش از گذشته درگیر جنگ، منازعه و ستیزه است و افقی برای رسیدن به صلح و ثبات پایداردر منطقه هویدا نیست.

 از هر طرف بر طبل جنگ نواخته  می شود و هر یک از طرف های درگیر در سایه نوع بینش و منافع به خود اجازه می دهند به قاضی نرفته حکم داده و قضاوت کنند. 

   سایه شوم جنگ و منازعه در سطوح داخلی و خارجی هر یک از کشورهای منطقه از لیبی، یمن، سوریه، فلسطین تاعراق گسترده است و هر لحظه نیروها و بازیگران جدیدی به این آوردگاه وارد می شوند و صحنه منازعه را خونین تر، پیچیده تر و مصالحه سیاسی را دور از دسترس تر می سازند.

در چنین کارزار خانمان سوزی چه باید کرد؟ مسئولیت  دولت ها، ملت ها، نخبگان و نهادهای مدنی چست؟ در چنین آشفته بازاری که سایه شوم جنگ در سطح منطقه گسترش بیشتر می یابد، بنظر می رسد، به اکثر دولت های منطقه نمی توان امید بست. اکثرا اراده لازم، توان مناسب و مشروعیت واقعی برای این مهم را ندارند و تا حدودی نیز مدار و سکان این کشتی طوفان زده از دستان این بازیگران نیزخارج شده است و به دست گروه های ماجراجو و جنگ سالار افتاده است که حتی نان و آب شان از این طریق ارتزاق می یابد.

در چنین زمانه و زمینه ای چاره چیست و راه برون رفت کدام است؟

اگر "مسئولیت مشترک اجتماعی" را مهمترین فصل مشترک همه نیروهای آگاه، مسئولیت پذیر و آینده نگر بدانیم که تنها محدود و معطوف به شخص، گروه خاص و یا نهادی نیست؛ مسئولیت نخبگان، نهادهای مدنی و اجتماعات نخبگانی سنگین تر،  با رسالت اجتماعی شان سازگارتر و در سایه اقدام و عمل فرهنگی و اجتماعی دست یافتنی تر است. در سایه چنین رویکردی، راه اندازی "کمپین صلح خواهی"  بهترین و کم هزینه ترین سلاح برنده در فضای کنونی است که می تواند صلح خواهان منطقه را زیر یک پرچم گرد آورد، همسو سازد و تفهم، تفاهم و مصالحه را رقم زند و از ظرفیت ها و توانمندی های علمی، تخصصی، هنری برای ایفای نقش به بهترین نحوی بهره جوید.

مسیر کمپین صلح خواهی متنوع و از ظرفیت های بالایی برخوردار است. از شعر شعرا تا فیلم کارگردانان و موسیقی دلنوازانه و نقاشی زیبای هنرمندان و قلم سحرآمیز نویسندگان، از فضای واقعی تا فضای مجازی، از بازتولید و بازپردازش تاریخی... همگی این ظرفیت را دارند که در این کمپین حضور یابند و صحنه را برای مشارکت بیشتر و تاثیرگذاری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مهیا سازند.

حسن ختام کلامم را با دو بیت از قصاید شاعر نغزپرداز "ملک الشعرای بهار" که شعر را در خدمت نهی و نفی جنگ و جنگ طلبان قرار داد استعانت جسته، به پایان می برم:

فغان ز جغد جنگ و مرغوای او

که تا ابد بریده باد نای او

بریده باد نای او و تا ابد

گسسته و شکسته پر و پای او

روزنامه جام جم: http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2552190925803693355




درج شده در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی،  اخبار، 
برچسب ها: صلح، صلح خواهان، خاورمیانه، کمپین صلح خواهی، مسئولیت مشترک اجتماعی، روز جهانی صلح، ملک الشعرای بهار،

صلح خواهان خاورمیانه متحد شوید!!

مجتبی مقصودی: رییس هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح ایران

به مناسبت روز جهانی صلح

٢١ سپتامبر، مصادف با ٣٠ شهریور، روز جهانی صلح است. امسال این روز را در شرایطی برگزار می کنیم که منطقه خاورمیانه بیش از گذشته درگیر جنگ، منازعه و ستیزه است و افقی برای رسیدن به صلح و ثبات پایداردر منطقه هویدا نیست.

 از هر طرف بر طبل جنگ نواخته  می شود و هر یک از طرف های درگیر در سایه نوع بینش و منافع به خود اجازه می دهند به قاضی نرفته حکم داده و قضاوت کنند. 

   سایه شوم جنگ و منازعه در سطوح داخلی و خارجی هر یک از کشورهای منطقه از لیبی، یمن، سوریه، فلسطین تاعراق گسترده است و هر لحظه نیروها و بازیگران جدیدی به این آوردگاه وارد می شوند و صحنه منازعه را خونین تر، پیچیده تر و مصالحه سیاسی را دور از دسترس تر می سازند.

در چنین کارزار خانمان سوزی چه باید کرد؟ مسئولیت  دولت ها، ملت ها، نخبگان و نهادهای مدنی چست؟ در چنین آشفته بازاری که سایه شوم جنگ در سطح منطقه گسترش بیشتر می یابد، بنظر می رسد، به اکثر دولت های منطقه نمی توان امید بست. اکثرا اراده لازم، توان مناسب و مشروعیت واقعی برای این مهم را ندارند و تا حدودی نیز مدار و سکان این کشتی طوفان زده از دستان این بازیگران نیزخارج شده است و به دست گروه های ماجراجو و جنگ سالار افتاده است که حتی نان و آب شان از این طریق ارتزاق می یابد.

در چنین زمانه و زمینه ای چاره چیست و راه برون رفت کدام است؟

اگر "مسئولیت مشترک اجتماعی" را مهمترین فصل مشترک همه نیروهای آگاه، مسئولیت پذیر و آینده نگر بدانیم که تنها محدود و معطوف به شخص، گروه خاص و یا نهادی نیست؛ مسئولیت نخبگان، نهادهای مدنی و اجتماعات نخبگانی سنگین تر،  با رسالت اجتماعی شان سازگارتر و در سایه اقدام و عمل فرهنگی و اجتماعی دست یافتنی تر است. در سایه چنین رویکردی، راه اندازی "کمپین صلح خواهی"  بهترین و کم هزینه ترین سلاح برنده در فضای کنونی است که می تواند صلح خواهان منطقه را زیر یک پرچم گرد آورد، همسو سازد و تفهم، تفاهم و مصالحه را رقم زند و از ظرفیت ها و توانمندی های علمی، تخصصی، هنری برای ایفای نقش به بهترین نحوی بهره جوید.

مسیر کمپین صلح خواهی متنوع و از ظرفیت های بالایی برخوردار است. از شعر شعرا تا فیلم کارگردانان و موسیقی دلنوازانه و نقاشی زیبای هنرمندان و قلم سحرآمیز نویسندگان، از فضای واقعی تا فضای مجازی، از بازتولید و بازپردازش تاریخی... همگی این ظرفیت را دارند که در این کمپین حضور یابند و صحنه را برای مشارکت بیشتر و تاثیرگذاری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مهیا سازند.

حسن ختام کلامم را با دو بیت از قصاید شاعر نغزپرداز "ملک الشعرای بهار" که شعر را در خدمت نهی و نفی جنگ و جنگ طلبان قرار داد استعانت جسته، به پایان می برم:

فغان ز جغد جنگ و مرغوای او

که تا ابد بریده باد نای او

بریده باد نای او و تا ابد

گسسته و شکسته پر و پای او

روزنامه جام جم: http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2552190925803693355




درج شده در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395
طبقه بندی: مقالات،  نقد، نظر و بررسی،  اخبار، 
برچسب ها: صلح، صلح خواهان، خاورمیانه، کمپین صلح خواهی، مسئولیت مشترک اجتماعی، روز جهانی صلح،
نشست علمی 
علوم سیاسی و ایران باستان 

انجمن فرهنگی افراز با همکاری انجمن علوم سیاسی ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کنند 

 

از مجموعه پیش نشست های همایش کوروش بزرگ

 

نشست با موضوع 

علوم سیاسی و ایران باستان 

 

 

سخنرانان  

دکتر حمید احمدی 

گسست های پژوهشی در مطالعات ایران باستان

 

دکتر داوود هرمیداس باوند  

ایران باستان و دانش سیاست 

  

دکتر علی محمودی 

مولفه های کلید سیاست در تجربه تاریخی ایران باستان  

 

زمان: شنبه 13 شهریور 1395 ساعت 17  

مکان: تالار حافظ خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان استاد نجات اللهی، نبش خیابان ورشو 

 




درج شده در تاریخ جمعه 12 شهریور 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: همایش کوروش بزرگ، علوم سیاسی و ایران باستان، گسست های پژوهشی، داوود هرمیداس باوند، حمید احمدی، سیدعلی محمودی،

نقد و بررسی کتاب «توحیدگرایی و صلح»
به اهتمام  انجمن علمی مطالعات صلح ایران جلسه نقد و بررسی کتاب «توحیدگرایی و صلح» اثر دکتر عماد افروغ بعد از ظهر سه شنبه، ۱۳ مرداد، در محل سازمان فعالیتهای قرآنی دانشگاهیان کشور برگزار شد. 
در این نشست، دکتر مجید توسلی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، دکتر علی مرشدی‌زاده،‌ عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد و عباس خلجی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) مشارکت داشتند.
۱۲ عامل صلح مثبت
در ابتدای نشست، افروغ به گزارشی از کتاب پرداخت و گفت: این کتاب مجموعه‌ای گفت‌وگو و مقالاتی است که در همایش‌های مختلف کشوری و جهانی توسط اینجانب ارائه شده است. 
افروغ ادامه داد: اگر بخواهیم یک صلح مثبت مستقر شود، نیازمند ۱۲ مؤلفه هستیم و در این صورت است که صلحی پایدار را شاهد خواهیم بود. این عوامل عبارتند از ذات مشترک و حق برابر انسان‌ها، ‌توجه به جهت حرکت و غایت آفرینش، دیگرگرائی فرهنگی،‌ عشق و محبت، روحیه شکیبائی و ایثار، احترام به تکثر‌ و تفاوت‌ها در وضعیت صلح‌آمیز، منطق احتجاج و فرهنگ گفت‌وگو، عدالت اجتماعی و رفع نیازمندهای انسان، ‌دولت وحدت‌گرا، جهان‌نگری و عام‌نگری،‌ شناخت دقیق از وضع کنونی عالم، ضرورت گفت‌وگوی فلسفی در جهان و بی‌طرفی بین‌المللی.
وی افزود: ما همیشه سعی کرده‎‌ایم در یک گفت‌وگو دیگری را قانع کنیم، بلکه باید تلاش کنیم که خود را قانع کنیم و باید به یک عقلانیت مورد توافق در داوری برسیم. ما باید تلاش کنیم تا در گفت‌وگوی دینی در بحث درون دینی نیز موفق‌تر عمل کنیم هرچند ما در گفت‌وگوی برون دینی، توفیق‌های بیشتری داریم. 
افروغ با بیان اینکه بهترین گفت‌وگو ضرورتا دینی نیست، گفت: گفت‌وگوی بهتر آن است که بر سر زندگی خوب باشد و در آن ملحدان هم حضور داشته باشند. البته برخی از مارکسیست‌های برجسته نیز در جهان امروز به سوی مفاهیم دینی سوق داده شده‌اند. 
وی ادامه داد: یکی از مشکلات صلح در جهان کنونی قرار دادن خدا و انسان در برابر هم است که هم در قرون وسطی و هم در جهان اومانیستی این مسئله را شاهد بودیم. یکی از عوامل ظهور پدیده‌ای مانند داعش نیز برقراری چنین مواجه‌ای است. راه‌برون رفت از اومانیسم جهان امروز بازگشت به خداگرائی محض نیست بلکه باید امروز از عقل خودبنیاد به عقل خدابنیاد برسیم. در این زمینه هرمنوتیک به ما کمک می‌کند تا دعواهای برون‌دینی را حل کنیم.
غفلت از جامعه‌شناسی و تاریخ
در ادامه  دکتر عباس خلجی انتقادات خود را بیان کرد، وی گفت: در دوره‌ای هستیم که بیشتر آثار معطوف به جنگ است و جامعه بشری به ویژه در خاورمیانه و ایران نیازمند توجه به ادبیات و راه‌های رسیدن به صلح و ارائه راهکار در این زمینه است. 
خلجی افزود: ایشان چارچوب نظری را بیشتر از زاویه فلسفی و دینی مطرح کرده‌اند و نگاه ذات‌گرایانه به صلح دارند در حالیکه جنگ و صلح پدیده‌ای جامعه شناختی است و باید در ذیل جامعه‌شناسی صلح به این مباحث پرداخت. 
وی با بیان اینکه سلسله مقاله بودن این کتاب باعث شده است تا برخی کاستی‌هایی را در چارچوب نظری کتاب شاهد باشیم، گفت: مقالات کتاب منسجم هستند، اما کتاب از انسجام لازم برخوردار نیست. فصول منسجم نیستند و بیشتر بحث‌های دکتر افروغ در چارچوب ادبیات دینی مطرح شده است که به نظر می‌رسد از رویکرد جامعه‌شناختی و تاریخی غفلت به عمل آمده است. 
عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) ادامه داد: وقتی ما در چارچوبی آرمان‌خواهانه می‌خواهیم وارد شویم رویکرد جامعه‌شناختی مناسب‌تر است و پیشنهاد من بازبینی در چارچوب نظری بحث است. رویکرد مولف، آرمانی است در حالیکه در رویکرد جامعه‌شناختی واقع‌بینی اولویت دارد. در این کتاب قراردادهای دینی در خصوص صلح مطرح شده است در حالیکه ما پیمان‌های غیر دینی نیز در این خصوص داریم. 
وی تصریح کرد: برداشت ایشان از جهانی شدن با برداشت متعارف تفاوت دارد و نظر مؤلف بیشتر جهانی‌شدن در چارچوب اسلامی است و ضمنا تفاوتی میان جهانی‌سازی حقیقی و واقعی به عمل آمده است که باید برطرف شود. 
خلجی ادامه داد: در این مقالات ما شاهد تفسیری نوگرایانه هستیم که به نظر نمی‌رسد با رویکرد قبلی‌شان تناسبی داشته باشد. شاید این کار به فراخور ارائه مقالات در خارج از کشور بوده است و ایشان پیش‌تر از سنت تفسیر سنتی استفاده می‌کردند. 
عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) با بیان اینکه ما در قرن حاضر با ادیان ایدئولوژیک‌تری مواجه‌ هستیم، گفت: میل به خلوص در ادیان ایدئولوژیک بیشتر است که غیریت‌سازی و مرز‌بندی را ایجاد می‌کند و به جرئت می‌شود گفت که دهه‌های پایانی اخیر ما شاهد نوعی فرقه‌سازی بودیم که با همین رویکرد ایدئولوژیک صورت گرفته و همین منازعات دینی را افزایش داده است. 
وی افزود: به نظرم ادبیات ضد استعماری که در یکی از مقالات استفاده شده است، دیگر کارآمد نیست و به دهه‌های ۶۰ قرن بیستم مربوط است. 
کم توجهی و عدم ارجاع لازم به ادبیات و تقسیم بندی های جهانی صلح 
در ادامه دکتر مجید توسلی با بیان اینکه افروغ به درستی خلاء ادبیات صلح را تشخیص داده است، گفت: در این صورت، اگر ما فاقد چنین ادبیات نظری در خصوص صلح باشیم، سیاست‌گذاری‌ها درستی هم نخواهیم داشت. 
وی ادامه داد: کتاب برخی مشکلات شکلی را دارد از جمله اینکه برخی از صفحات اول کتاب نه شماره‌گذاری حروفی و نه عددی شده است که این کار ارجاع به آن را دشوار می‌کند. همچنین احتمالا به خاطر سلسله مقاله بودن کتاب، همه فصول دارای نظام ارجاع‌ واحدی نیستند. مسئله شکلی دیگر این است که بعضا برخی اسم‌ها به جای صفت به کار رفته‌اند، مانند «واقعیات هستی‌شناسی جنگ» که باید اصلاح شوند. 
توسلی افزود: این ادبیات دارای پیشینه است هم در سنت عرفانی ما و هم در غرب رویکردهایی به این مسئله وجود دارد و در حدود نیم قرن است که بر روی بحث صلح مثبت و منفی فعالیت شده است و باید در این کتاب به این پیشینه بحث ارجاع می‌شد که این کار صورت نگرفته است. 
عضو هیئت علمی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد ادامه داد: در حوزه مطالعات صلح مثبت و منفی شاخصه‌هایی برای هر یک ملاحظه شده است که هر یک از اینها خود به زیر شاخه‌هایی تقسیم می‌شود و ایران از نظر این شاخص‌ها در جدول صلح مثبت رتبه ۱۳۳ از ۱۶۳ کشور را دارد. 
توسلی با بیان اینکه در حوزه روشی افروغ نقد‌هایی را به اومانیسم و فردگرایی مطرح کرده است، اما ارتباط این‌ها با سرمایه‌داری مشخص نشده است، گفت: جریان سرمایه‌داری خواستگاهی خداگرایانه داشته است و نمی‌توان وضع کنونی را کاملا به نظام سرمایه‌داری نسبت داد و یک ترکیب پیچیده از عوامل مختلف است که وضع کنونی را ایجاد کرده است. 
وی تصریح کرد: ایشان از قرآن و متون دینی ارجاعات متعددی دارند در حالی که متون دینی مشتمل بر متشابهات و محکمات است و هر کسی به متن دینی مراجعه کند با توجه به این مسئله مستنداتی برای نظرات خود خواهد آورد. همچنین ایشان اشاراتی به بحث عدالت در زمان حکومت امام علی(ع) داشته‌اند، اما باید به خاطر داشت که عدالت لزوما به صلح نمی‌انجامد و جنگ‌های زمان امام علی(ع) هم به عدالت‌جویی حضرت باز می‌گردد. 
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تصریح کرد: دکتر افروغ به ۱۲ عامل اشاره می‌کند که برای صلح مثبت لازم است اما این‌ها تکلیف مالایطاق و غیر عملی است و در فضای مغشوش کنونی باید راه‌حل مشخص و قابل اجرایی را برای صلح مطرح کرد. 
شاخص های مطرح یا یازسازی حکومت لیبرالستی
در ادامه  دکتر علی مرشدی‌زاده با بیان اینکه ایشان به جای توجه به اصلاح دین به تغییر جهانی‌سازی پرداخته‌اند،‌ گفت: ایشان دین را فارغ از قرائت‌ها در نظر گرفته‌اند در حالی که معلوم نیست کدام قرائت از دین را دین توحیدی در نظر دارند و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم گرایش‌های متفاوتی را در دین داریم. 
عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد ادامه داد: شاید یکی از سؤالاتی که باید مطرح می‌شد، این بود که دین در عصر جهانی‌شدن چگونه باید به بازسازی خود بپردازد. 
وی ادامه داد: ایشان در مشخصات جهانی‌شدن واقعی معیارهایی را مطرح می‌کنند که لیبرالیسم همه را دارد، اما شما در کتاب دین را مقابل سوسیالیسم و لیبرالیسم قرار داده‌اید در حالی که دین می‌تواند با این‌ها ترکیب شود. برداشت من این است که نوشته شما ترکیبی از اسلام و سوسیالیسم است. 
مرشدی‌زاده تصریح کرد: باید این سوال را مطرح کرد که آیا ما به دنبال وحدت هستیم و یا می‌خواهیم به تقریب برسیم که آیت‎‌الله بروجردی و شیخ شلتوت به دنبال آن بودند؟ اگر به دنبال مسئله تقریب هستیم، مسئله تساهل در مقالات شما غایب است. 
وی افزود: شما ذکر کرده‌اید «هرجا توحیدی واقعی باشد،‌ صلح خواهد بود»،‌ سوال این‌جاست که توحید واقعی چیست و آیا می‌توان در تاریخ این تناظر را ملاحظه کرد؟ 

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ شنبه 23 مرداد 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: کتاب «توحیدگرایی و صلح»، عماد افروغ، علی مرشدی زاد، مجید توسلی، عباس خلجی، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، سازمان فعالیتهای قرآنی دانشگاهیان کشور،


میزگرد نقد و بررسی کتاب

 توحیدگرایی و صلح

با حضور نویسنده اثر دکتر عماد افروغ

 

شرکت کنندگان

دکتر مجید توسلی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

دکتر عباس خلجی عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین(ع)

دکتر علی مرشدی زاد عضو هیات علمی دانشگاه شاهد

 

زمان:سه شنبه 12 مرداد 1395

ساعت 14 الی 16

آدرس:خیابان انقلاب، چهاراه وصال، خیابان بزرگمهر، خبرگزاری ایکنا

 




درج شده در تاریخ سه شنبه 5 مرداد 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: توحیدگرایی و صلح، عماد افروغ، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، مجید توسلی، عباس خلجی، علی مرشدی زاد، نقد و بررسی کتاب،

انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار می کند

نشست همگرایی دینی و دیپلماسی صلح در خاورمیانه

سخنرانان

دکتر محمد امین قانعی راد ( رییس انجمن جامعه شناسی ایران )

دکتر سید جواد میری ( دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی )

دکتر محمد منصورنژاد ( پژوهشگر علوم دینی و سیاسی )

زمان : روز سه شنبه 1395/1/31

ساعت : 16- 18

محل برگزاری :

تهران: خیابان پاسداران،  خیابان شهید مومن نژاد ( گلستان یکم ) شماره 124 ، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری




درج شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: همگرایی دینی، دیپلماسی صلح، خاورمیانه، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، محمد امین قانعی راد، سید جواد میری، محمد منصورنژاد،
همایش ملی فرهنگ صلح و دوستی
5 الی 7 اردیبهشت 1395
 دانشگاه مازندران . دانشکده علوم انسانی و اجتماعی

همراه با کارگاه آموزشی دو روزه با محورهای روابط بین‌نسلی و سازگاری ب
مدرس کارگاه: خانم دکتر کاترین بیتسون

محورهای همایش

  • مفاهیم فرهنگی صلح و دوستی
  • جایگاه صلح در آموزه های دینی
  • جایگاه صلح در ادبیات فارسی
  • جایگاه صلح در حقوق و روابط بین الملل
  • مناسک و صلح
  • علم و صلح
  • هنر و صلح

دبیر علمی کنفرانس: دکتر سید قاسم حسنی

وب سایت همایش: huss.umz.ac.ir



درج شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1395
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: همایش فرهنگ صلح و دوستی، دانشگاه مازندران، دکتر سید قاسم حسنی، کاترین بیتسون، انجمن علمی مطالعات صلح ایران،

 

گزارش یک نشست؛ برنامه درسی مبتنی بر صلح

انجمن مطالعات برنامه درسی ایران با همکاری انجمن علمی مطالعات صلح ایران نشست «برنامه درسی مبتنی بر صلح» را در خانه اندیشمندان علوم انسانی در چهارشنبه 19 اسفند 1394 برگزار کرد.

در نشست «برنامه درسی مبتنی بر صلح» که در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار گردید «علیرضا صادقی» مسوول گروه برنامه درسی و فرهنگ، «محمد امین قانعی راد» رییس انجمن جامعه شناسی ایران، «مجتبی مقصودی» رییس انجمن مطالعات صلح ایران به بیان دیدگاه های خود پرداختند.

  * تنوع اجتماعی بعنوان سرمایه

در ابتدای نشست «محمد امین قانعی راد» رییس انجمن جامعه شناسی ایران، «صلح» را فقدان جنگ، همدلی و تفاهم، داشتن مناسبات انسانی مبتنی بر اخلاق، ارتباط انسانی، حل تعارض ها و جامعه فارغ از خشونت، تعریف می کند. به نظر ایشان مدارس ما فاقد برنامه درسی هستند که بتواند صلح را تامین کند. در گذشته برخی از دروسی که مربوط  ادبیات فارسی بود به مساله صلح می پرداخت و به دانش آموزان از خود گذشتگی، عدم خشونت، فرهیختگی، روحیه  گفتگو، همدلی و تفاهم را منتقل می کرد اما اکنون، دروس آموزشی ما  نگرش های قالبی و پیش داوری قومیتی، مذهبی، جنسیتی و طبقاتی و... را القا و تقویت ممی کنند.

پیدایش «تنوع اجتماعی» مهمترین تحول اجتماعی در دوران معاصر بوده است. تنوع اجتماعی همانند «تنوع زیستی» دارای اهمیت زیادی می باشد ما برای غنی تر کردن زندگی، بارور کردن فرهنگ، توسعه اجتماعی و پیشرفت تمدن می بایست تنوع و تفاوت اجتماعی را به شکل یک «سرمایه» نگاه کنیم و همانند «تنوع زیستی» به «تنوع اجتماعی» اهمیت بدهیم. در اینجا این بحث مطرح می شود که این تنوع اجتماعی در فقدان فرهنگ صلح، می تواند آسیب زا باشد و به گسترش خشونت در بین گروه های اجتماعی بیانجامد. پس این تنوع اجتماعی از طرفی ظرفیت خلاق دارد و از طرفی هم نقش ویرانگر دارد. ممکن است تنوع اجتماعی، گروه ها را در مقابل هم قرار داده و زندگی اجتماعی را با خطر مواجه سازد.

ما باید به سمت جامعه ای برویم که تنوع کمتری دارد یا جامعه ای متکثر و متنوع همراه با تضاد میان گروه ها؟

برخی از اندیشمندان به تکثرگرایی (Pluralism) و تنوع فرهنگی (Cultural Diversity) در جامعه باور دارند، به نظر آنها پذیرش تکثرگرایی، باعث شکل گیری نسبیت (Relativity) اجتماعی و معرفتی می گردد. برخی دیگر از زاویه مخالف به مساله می نگرند و به یگانگی (Monism) در جامعه اعتقاد دارند از نظر آنها چندگانگی باعث تفرق و چند دستگی در جامعه می گردد.

از سوی دیگر ما دیدگاه هایی در فلسفه و جامعه شناسی داریم که جنگ و تضاد را «نیروی حیاتی» (Vital Force) می داند. به نظر آنها جنگ و تضاد نه تنها نامناسب نیست بلکه «پیش راننده» (Driver) تاریخ می باشد و تمدن را یک مرحله به جلو می برد. به نظر آنها گروه های متکثر در برهه های خاص تاریخی در فرایندهای مانند جنگ  و نزاع مسائل خود را حل می کنند تا تاریخ به پیش رود. نظریه بقای اصلح چارلز داروین در زیست شناسی (تنوع زیستی Bio Diversity)، «تکامل اجتماعی» هربرت اسپنسر در جامعه شناسی (تنوع اجتماعی Social Diversity)، و آرای فلاسفه ای چون هگل، و به تبعیت از آن کارل مارکس که «دیالکتیک» (Dialectic) را اصل  اساسی تاریخ می دانند. از نظر هگل و مارکس طرفداران صلح، محافظه کار و دشمنان نوآوری محسوب می شوند. در این مورد حتی اندیشمندانی چون هانا آرنت در کتاب خشونت، فرانتس فانون، مغضوبین روی زمین، ژرژ سورل در بحث سندیکالیسم و سارتر، جنگ و ستیز را در عرصه تمدن مطرح می کنند و حتی برای خشونت تقدس قایل می شوند. در نزد آنها تقدس خشونت دارای بار ارزشی و انقلابی می باشد. و حتی در جاهایی برای آن «توجیهات قدسی» نیز قائل می شوند. مثل بحث دفاع از سرزمین و آیین که در فضای مذهبی، ناسیونالیستی و روشنفکری کشورها وجود دارد.

در بین فلاسفه، تقسیم بندی نیچه یعنی فرهنگ «دیونیزوسی و آپولونی» از اهمیت بالایی برخوردار است. در دوران روم و یونان فرهنگ دیونیزوسی (خدای شراب و شادکامی) حاکم بود و در آن انسان ها می جنگیدند و از زندگی لذت می بردند. به نظر نیچه، این نوع فرهنگ انسان های والایی را بوجود می آورد. در دوره آپولونی (خدای تفکر و تامل) ما شاهد شکل گیری انسان های ضعیفی هستیم که به تفکر و تامل بها می دهند. همین امر مانع بروز عقده های آنها شده و باعث تبلور آن بشکل عقلانی و  اندیشه ای آن می شود. به نظر نیچه انسان آپولونی برعکس دیونیزوسی، کینه توز می باشد.

ما چگونه انسانی را در جامعه و چه  دانش آموزی را مدرسه می خواهیم پرورش دهیم؟ بچه های بی تفاوت، بی انگیزه و سربه زیری که تولید تنش نمی کنند و بلد نیستند از حقوق خود دفاع کنند و بر عکس آموزشی که به آنها داده شده، دست به خشونت می زنند؟ یا کسانی که شیوه حل مسائل را از طریق گفتگو بلد می باشند؟

قانعی راد تاکید می کند، روح انسان نیاز دارد، انرژی عاطفی در آن تولید، برانگیخته و در موقعیت هایی تخلیه شود و این روند برای بوجود آمدن انسان انرژیک لازم می باشد. مشکلی که مدارس ما دارد این است که انسان انرژیک تولید نمی کند. ما باید صلح را تمرین کنیم و گزاره های آن را تبدیل به عادت واره کنیم. برای «عمل» (Practice) صلح می بایست برنامه درسی ایجاد شود که در آن بچه ها در موقعیت تعارض قرار گیرند. ما باید عرصه هایی را فراهم کنیم تا بچه ها در مدارس حس خشونت مدنی، سازمان یافته و مهار شده را تمرین و کنترل کنند. ما از نظر سلامت روانی به تنش (Tension) و اشتیاق (passion) نیاز داریم. باید به دانش آموزان مهارت ابراز مخالفت، گفتگو، خود کنترلی، و فیصله اختلاف را یاد بدهیم و آنرا تمرین کنیم. پس مدارس ما به جای انتقال صلح، فضا را برای ایجاد تعارض و حل آن (به شکل بازی) مهیا کند.

امروزه ورود تلفن همراه به زندگی بچه ها باعث شده که آنها به جای بازی در فضای واقعی، گوشه آپارتمان به بازی های مجازی مشغول باشند که این موجب کینه خواهد شد چون در موقعیت تعارض و حل آن در تجارب عینی روابط اجتماعی قرار نگرفتند.

*  فقدان مولفه صلح در دروس علوم سیاسی

سخنران دوم نشست «مجتبی مقصودی» رییس هیات مدیره انجمن مطالعات صلح ایران بود به نظر وی نظام آموزشی به مجموعه ساختارها، نهادها و فرایندها در ذیل نظام فرهنگی اطلاق می شود که متولی امر آموزش و تعلیم است و مسوولیت نظارت و راهبری امر آموزش در جامعه را دارا می باشد. در هر نظام آموزشی چند عنصر برجستگی دارد: اهداف و چشم انداز نظام آموزشی، ابزارها و مکانیزم های آموزشی (فضا و امکانات آموزشی)، کمیت و کیفیت آموزش دهندگان(معلم و استاد، سطح دانش و بینش)، جامعه هدف، فرایند آموزشی و برنامه آموزشی و درسی.

برنامه درسی در جامعه ایران به چند مقطع تقسیم می شود؛ هرچند طبیعی است که نقش اصلی، هویت ساز و جامعه پذیر نمودن جامعه هدف برای مقاطع اولیه تحصیلی است. با این حال ما شاهد مقطع پیش دبستانی، مقطع دبستانی – راهنمایی، مقطع متوسطه و دبیرستانی، دوره دانشگاهی، مقطع بزرگسالان و برنامه های درسی آزاد هستیم.

عنصر اصلی این نظام آموزشی، اهداف و چشم انداز نظام آموزشی است. نظام آموزشی چه انسانی را می خواهد، خلق کند انسان آرمانی چه نوع انسانی است و به دنبال چه هدفی می باشد. معمولا در هر نظام آموزشی، ارزش های مسلط از دل نظام آموزشی بروز پیدا می کند، برنامه درسی جزیی از نظام آموزشی هر کشور و برآیند هدف گذاری های و جهت گیری های فرهنگی و جامعه پذیری سیاسی است. محتوای برنامه درسی مبتنی بر صلح دارای موارد زیر می باشد:

«آموزش تساهل و رواداری»، «آموزش حقوق بشر و نوع دوستی»، «آموزش گفتگو و ظرفیت سازی آموزشی برای ایجاد فضای گفتگوی انتقادی»، «شناسایی و احترام به تفاوت ها اعم از نژادی، قومی، زبانی، مذهبی و دینی و احترام به تنوع عقاید و باورها»، «تعاون وهمبستگی و پذیرش شهروندی»، «مسوولیت پذیری در حوزه فردی و جمعی وحرفه ای»، «افزایش آستانه تحمل فردی و انتقادپذیری اجتماعی»، «آموزش حل مسالمت آمیز اختلافات و بهره گیری از ظرفیت های خشونت پرهیزی در متون درسی».

این برنامه اهداف زیر را دنبال می کند:

- آموزش راه و روش و سبک زندگی مبتنی بر صلح و دوستی

- آموزش صلح، آشنایی و دوستی با خود

- آموزش صلح، آشتی و دوستی با همنوع (همنوع پروری)

- آموزش احترام به تنوع عقاید و باورها

- آموزش صلح با محیط زیست

- آموزش صلح با حیوانات

- آموزش اجتناب از طبیعی سازی خشونت در زندگی روزمره و تلطیف فضای روزمره و حرکت بسوی جامعه ی امن تر


320


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ شنبه 22 اسفند 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: برنامه درسی مبتنی بر صلح، برنامه درسی، صلح، محمد امین قانعی راد، مجتبی مقصودی، علی رضا صادقی،


انجمن مطالعات برنامه درسی ایران با همکاری انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار 
می کند:
 
عنوان سخنرانی:
برنامه درسی مبتنی بر صلح
 
سخنرانان :
دکتر محمد امین قانعی راد ( رئیس انجمن جامعه شناسی ایران )
دکتر مجتبی مقصودی ( رئیس انجمن علمی مطالعات صلح ایران )
دکتر علیرضا صادقی ( مسئول گروه برنامه درسی و فرهنگ )
 
زمان برگزاری : چهارشنبه 19 اسفند 1394 ساعت 18- 16
محل برگزاری : تهران، خیابان کریم خان، نبش خیابان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی
دبیرخانه انجمن: 81032208- 81032203
ورود برای عموم علاقه مندان آزاد است



درج شده در تاریخ شنبه 15 اسفند 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: صلح، برنامه درسی، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، انجمن مطالعات برنامه درسی ایران، محمد امین قانعی راد، مجتبی مقصودی، علیرضا صادقی،
   گفتگو  و تعامل تنها راه نجات خاورمیانه
و 
ضرورت شکل گیری کمپین صلح خواهی

مصاحبه با خبر آنلاین
سعید جعفری/ سه شنبه 20 بهمن 1394 / http://khabaronline.ir/

مقصودی: تنها راه نجات خاورمیانه گفتگو، تعامل و شکل گیری اعتدال با محوریت ایران، ترکیه و عربستان است

بین الملل > دیپلماسی - رئیس سابق انجمن علوم سیاسی ایران در کافه خبر معضلات و مشکلات پیرامون عدم شکل گیری تفکر صلح خواهی در منطقه خاورمیانه را مورد بررسی قرار داد.

سعید جعفری

      نگاه حذفی تنها به تشدید منازعات منتج می شود. این جمله کلیدی گفتگوی حاضر است. مصاحبه با رئیس سابق انجمن علوم سیاسی ایران. مجتبی مقصودی به کافه خبر آمده بود تا درباره راهکارهای ترویج اندیشه صلح طلبی بگوید. رئیس انجمن مطالعات صلح معتقد است "دو عامل سبب جدی تر شدن مفهوم صلح خواهی در منطقه خاورمیانه شده است. نخست واقع گرا شدن نخبگان و دیگری حس ناامنی و خشونت از سوی توده مردم". این دو مولفه باعث شده تا امید برای شکل گیری کمپین صلح خواهی در منطقه تقویت شود. استاد علوم سیاسی  دانشگاه آزاد اسلامی. واحد تهران مرکز  همچنین بر این نظر است "تفکر حذفی و هویت سازی های ایدئولوژیک جز بر سامان ناامنی و خصومت ورزی برقرار نخواهد بود". مقصودی همچنین ترویج نگاه بین الاذهانی و فهم مشترک را راهکاری ضرورری برای دستیابی طرف های مختلف مناقشه به منافع ارزیابی کرد و اظهار داشت "جز با در نظر گرفتن منافع همه گروه های حاضر، صلح و آرامش حاصل نمی آید". مشروح پرسش و پاسخ ما با عضو هیئت مدیره انجمن علوم سیاسی ایران را در ادامه می خوانید. 

       بحث را با موانع شکل گیری مفهوم و اندیشه صلح در منطقه خاورمیانه آغاز کنیم. ما عموما از جنگ به معنای خشونت آمیزش زیاد می شنویم و مفاهیم و اندیشه های جنگ شناسی بیش از صلح شناسی مورد عنایت قرار می گیرد و مبنای عملی اش هم دیده می شود. ولی تلاش ها در جهت تبیین و تسری صلح در منطقه کمتر دیده می شود. ریشه یابی و ریشه شناسی این بحران به کجا باز می گردد؟ به روحیات مردم منطقه مربوط است، کم کاری نخبگان را باید مسئول بدانیم یا عوامل دیگری مورد توجه است؟

      در منطقه خاورمیانه ما با دو دسته نیروها مواجه هستیم. اگر بخواهیم سنجشی میان این نیروها داشته باشیم به نظر می رسد به دلایل متعددی وزن نیروهای صلح طلب و مصالحه جو تضعیف شده و جایگاه و پایگاهشان را از دست داده باشند. یک دلیل  تضعیف وضعیت و جایگاه طبقات متوسط اجتماعی و اقتصادی به دلیل تحولات اخیر باشد که در نتیجه توان این نیروها رو به تنزل گذاشته است.

     نکته کلیدی این صلح خواهی با تجربیات قبلی در این است که مطالبه ی جدید غیر سیاسی است؛ بدین لحاظ، صلح فی النفسه در حال تبدیل شدن به یک مفهوم ارزشی است. مشخصا در این سال ها جایگاه و پایگاه اقتصادی طبقه متوسط مطالبه گر در اکثر این کشورها تضعیف شده است. دومین عامل هم این است که اگر در گذشته نوعی فضای رقابتی میان شرق و غرب وجود داشت و روشنفکران با مددجویی از این رقابت به تبیین نظرات خود و یارگیری می پرداختند و قدرت مانور داشتند، با تغییر فضا و یکدست شدن فضا به نفع سرمایه داری لیبرال، مواضع نیروهای فرهنگی و روشنفکری صلح طلب تضعیف شده است. تجربه دیگری هم که حاصل آمد تجربه سیاست خیابانی است. یعنی فهم سیاسی، سیاست در جایگاه آرمانی و مدینه فاضله تا اندازه ای رنگ باخت. بخش هایی که تولید کننده اندیشه و ایده و عمل بودند و نهایت آن ایده های روشنفکری بودند به دولت هایی انجامید که خیلی مطلوب نظر جامعه روشنفکری نبود و در نتیجه سرخورده از آن نگاه آرمانی از دولت های سوسیالیستی در سطح منطقه گرفته تا دولت های ناسیونالیستی عربی و حتی برخی از دولت های اسلامگرا در کل جامعه مشاهده شد و موجبات سرخوردگی جریان های آوانگارد جامعه گردید.

    به نظر می رسد نیروهایی که با آگاهی و فهم درست می توانستند پیش قراول اندیشه و پرچم صلح شوند به دلایلی چون تجربه تاریخی، ناتوانی در برآورده ساختن نگاه  و ایده های آرمانی در استقرار دولت های دموکراتیک به حاشیه رانده شدند. نقش نظام های اقتدارگرا و ایدئولوژی های اقتدارگرا و حامیان آنها افزایش پیدا کرد. در واقع در پی استقرار و روی کار آمدن دولت های اقتدارگرای ایدئولوژیک شاهد رادیکالیزه شدن کل فضای منطقه هستیم. یعنی با هویت سازی های افراطی و ایدئولوژیک عملا جوامع آنتاگونیستی و تضادها ترمیم ناپذیر و آشتی ناپذیر شد.


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: خاورمیانه، صلح، اعتدال، گفتگو، تساهل، مدارا و خشونت پرهیزی، کمپین صلح خواهی،
(تعداد کل صفحات:11)      [1]    [2]    [3]    [4]    [5]    [6]    [7]    [...]   

درباره


دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران مرکزی
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین آسیب پایان نامه های دانش سیاست متاثر از کدام عامل است؟






صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

mehfa

mehfa.ir

mehfa.ir

mehfa.ir

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic